پارک روما

سلام

چند وقتی هست که مطلب ننوشته بودم. دلیلش درگیریهای بسیار زیاد این چند وقته بود. چند تا هندونه بزرگ با هم برداشتیم که خدا رو شکر باز هم خودش کمکمون کرد و حداقل هندونه‌ها از دستمون نیافتاد. جریان این هندونه‌ها رو هم بعدا می‌نویسم.

اما برگردیم سراغ موضوع این پست: پارک روما

شنبه این هفته به مناسبت بزرگداشت عید مبعث همراه با تعدادی از ایرانیهای مسلمان بریزبین قرار گذاشته بودیم بریم پارک روما. هماهنگی برنامه هم با همون کامیونیتی ایرانیهای مسلمان بریزبین بود که قبلا معرفی کرده بودم (اینم سایتشون)

قرار بر این بود که ساعت 11 بریم اونجا. هر کی هم نهار خودش رو بیاره و چند ساعتی دور هم باشیم.

کمی کار و بعدش هم خرید باعث شد ما طبق معمول دیرتر به برنامه برسیم. حدود ساعت 12:30 وارد پارک شدیم. تقریبا 30 نفر از دوستان همراه با خانواده اومده بودند. البته دوستان مجرد هم بودند. بعد از صرف نهار و کمی استراحت و خوردن میوه، کمی فوتبال هم بازی کردیم که حسابی حال داد و 48 ساعت ما رو خونه نشین کرد (بدلیل گرفتگی عضله!)

ساعت 4:30 هم خداحافظی کردیم و راه افتادیم بسمت خونه.

اما در مورد پارک روما:

این پارک تقریبا در نزدیکی مرکز شهر بریزبین قرار داره (از مرکز شهر پیاده 10 دقیقه راهه)

و جزء یکی از ده جای دیدنی بریزبینه. زمین بازی برای بچه‌ها با طراحی جالب یکی از جاهای دیدنی این پارکه. تنوع گیاهی فوق العاده، باغهای گل و گیاه همراه با درختان بسیار بسیار زیبا همراه با عطر و بویی شبیه اون چیزی که باسم بهشت توصیف می‌شه این باغ رو تبدیل به یک مکان رؤیایی کرده که محلی برای جمع شدن عشاق(!) برای بروز عشقشون هم شده. تعداد زیادی از بازدید کننده‌های پارک رو توریستهایی از آسیای شرقی و اروپا تشکیل می‌دهند.

این پارک معمولا پای ثابت بخشی از برنامه‌های مختلفی هستش که تو بریزبین به مناسبتهای مختلف برگزار می‌شه هستش.

برای کسانیکه با ماشین میان پارکینگ داره و بقیه هم می تونن با اتوبوس ، مترو و تاکسی مراجعه کنن.

اطلاعات تکمیلی و لیست برنامه‌های پارک رو می‌تونین از وبسایت پارک دنبال کنین.

/ 4 نظر / 26 بازدید
ماشا

سلام دوست من. داستان خاطره های خوبی مینویسی.ادامه بده و سعی کن کمی بال و پر احساس و تخیل هم به نوشت هانت اضافه کنی. به من سربزن و نظر نازنینت را بنویس.

گانگ

سلام. خوشحال می شم که به من هم سر بزنی.

آکو

خیلی قشنگ بود کوروش کبیر جان! با کلی و حال توصیفش کرده بودی، بویی شبیه بهشت و جایی برای عشاق![پلک]

علی

چه خوب و چه عجب که نوشتی. مشغول به کار شدی؟