سفرنامه دور استرالیا-1

سلام

تعطیلات خود را چگونه گذراندید؟

یادمه اونموقع که بچه بودم، همیشه بعد از تعطیلات تابستون موضوع انشا همین بود. ما هم کلی از اتفاقات و مسافرتها و بازیهامون می‌نوشتیم و معمولا شاید تنها انشایی بود که من همیشه براش مطلب داشتم و چند صفحه می‌نوشتم.

حالا می‌خوام دوباره به یاد اونروزها اینجا کارهایی که تو تعطیلان تابستونی امسال کردیم و جاهایی که رفتیم بنویسم.

سفرنامه:

یازده روز تعطیلی اونم تو استرالیا که هزاران آپشن برای دیدن و تجربه‌کردن داری آدم رو وادار می‌کنه که بشینه یه برنامه ریزی بکنه و بتونه به نحو مفید از اون استفاده کنه. از اوایل سپتامبر تقریبا می‌دونستیم که ١٠ روز تعطیلیم. شرکت با یه ایمل اعلام کرد که ۴ روز تعطیلی آخر هفته، ٣ روز تطیلی رسمی و ٣ روز هم مرخصی اجباری برای همه در پیش رو داریم. یه روز هم ما بهش اضافه کردیم شد یازده روز. نشستیم به فکر کردن که کجا بریم. برای مسافرت به کشورهای دیگه یه مقدار دیر بود چون بلیطها دیگه گرون شده بودن و بصرفه نبود. پس بنا رو گذاشتیم بر استرالیا گردی. اما کجا؟ شمال یا جنوب (نسبت به بریزبین)

چون تابستونه، پس هر چی بسمت شمال بری گرمتره بنابریان برنامه‌ریزی شد مسافرت بسمت جنوب بریزبین. سیدنی، کانبرا، ملبورن و آدلاید شهرهایی هستن که نسبت به بریزبین جنوبی‌تر هستن. سیدنی رو که تو اکتبر رفتیم دیدیم. پس خط قرمز رو سیدنی. آدلاید هم اگه بخوایم بریم خیلی دوره و برگشتمون با مکافات روبرو می‌شه، پس اونم دیلیت. موند کانبرا و ملبورن. از روی نقشه بریزبین تا کانبرا ١٢١٣کیلومتره و کانبرا تا ملبورن ۶۶۶کیلومتر و ملبورن تا بریزبین ١٧٠٠ کیلومتر. مسافت بریزبین تا کانبرا با توجه به اینکه از سیدنی هم رد می‌شه و احتمال یه توقف کوچیک تو سیدنی رو می‌دادیم برای یک روز رانندگی زیاد بود و همینطور ملبورن به بریزبین. بنابراین اینا رو شکوندیم به دو تا قسمت. بین بریزبین و کانبرا دنبال یه شهر میانی بودم که بتونیم توش استراحت کنیم و از طرفی جاذبه‌های توریستی هم داشته باشه. اول New Castle رو انتخاب کردم. تو تماسی که با علی (مهاجرت نامه) داشتم، توصیه کرد بجای این شهر تو Port Macquarie توقف کنیم که توریسیتی تره و شاید زیبا تر.

قرار بود مسافرتمون از جمعه ٢٣ دسامبر شروع بشه و تا دوشنبه ۴ ژانویه ادامه داشته باشه. یه فایل اکسل درست کردم روزها و شبها رو توش لیست کردم و اینکه هر روز کجا و کدوم شهر هستیم. دو شب پورت‌مک‌موآری،‌دو شب کانبرا،‌پنج شب ملبورن و یک شب هم بین ملبورن و بریزبین که برای اون هم شهر Dubbo رو انتخاب کردم که دقیقا وسط بود.

حتما می‌دونین که مادر خانمم هم پیش ما هستن و بنابراین تعدادمون ٣ نفر بزرگسال و ١ فقره کودک بود که این تعداد اینجا استاندارد نیست و شما باید یا دو تا اتاق مستقل بگیری یا اینکه دنبال سوئیت و یا آپارتمان باشی. دو تا اتاق گرفتن یعنی دو برابر شدن هزینه‌ها. با سرچ هتل‌های شهر ها یک لیست از هتلهایی که محل، امکانات و قیمتشون مناسب بود تهیه کردم و شروع کردم به تماس گرفتن باهاشون.

توضیح: شما در حالت عادی می‌تونین از طریق بعضی سایتها مثل Wotif هتلهاتون رو رزرو کنید اما اولا ازتون کارمزد می‌گیره و ثانیا کنسل کردن هتل براتون مکافات می‌شه و یا ممکنه اصلا نتونین کنسل کنید. ما به این دلایل و از همه مهمتر غیر استاندارد بودن تعدادمون سراغ رزرو اینترنتی نرفتیم و با تلفن کارمون رو انجام دادیم.

تماس با هتلها و پرسش در مورد : داشتن اتاق برای تاریخ مورد نظر،‌درخواست معرفی نوع اتاق یا سوئیت با توجه به تعداد نفرات،‌داشتن پارکینگ، هزینه صبحانه و قوانین مربوط به کنسل کردن شروع شد. مجوعا با حدود ٣٠ تا هتل برای شهرهایی که اسم بردم تماس گرفتم. بعضیها اصلا سوئیت یا آپارتمان مناسب ما نداشتن،‌بعضیها قیمتشون نجومی بود و بعضیها پارکینگ نداشتن، بعضیها امکان کنسل کردن رو به من نمی‌دادن و تقریبا همگی برای صبحانه هزینه جداگانه (معادل ١۵ تا ٣۵ دلار بازای هر نفر) برای صبحانه می‌گرفتن.

پس از بررسی لیست هتلها و مقایسه، هتلهای مورد نظر انتخاب و باهاشون تماس نهایی برای تایید رزرواسیون گرفته شد و ازشون درخواست گردید که برگه کانفرم رزرو رو برام ایمیل کنند که فقط یکیشون (هتل تو ملبورن) ایمیل نکرد. یه مطلب هم یادم رفت: جاتون خالی بود سر بساط چونه زدن با هتلها که حسابی حال داد و حسابی هم تخفیف گرفتیم. کمترین تخفیف،‌هزینه پارکینگ بود که معولا شبی ١٠ دلار حساب می‌کنن که برای همه هتلها تخفیف گرفتیم.

تهیه یه لیست از جاهای دیدنی هر شهر و برنامه ریزی برای ساعتهایی که تو اون شهر بودیم هم به خانمم واگذار شد که بدلیل قطع بودن اینرنت خونه انجام نشد و فقط یکی دو روز آخر تونستم یه لیست برای دو تا شهر اول لیست رو تهیه کردم و برای بقیه سفر هم تو راه تکمیلش کردم.

مورد بعدی تهیه وسایل سفر بود. بمیزان کافی گوشت و مرغ خریداری شد و به حالت نیم پز طبخ گردید. یکعدد یخچال مسافرتی و میز صندلی تاشو هم ابتیاع کردیم بهمراه یکعدد اجاق گاز مسافرتی و کپسولهاش که انصافا هم حسابی بدردمون خورد. البته اجاق گاز که می‌گم یه چیزی تو ابعاد ۴٠ سانت در ۴٠ سانت داخل یک کیف پلاستیکیه و کپسولهاش هم فکر کنم ١٠٠ گرمی که هر کدوشمون برای ١ ساعت پخت با حداکثر شعله مناسبه.

مقداری هم رخت و خواب برای احتیاط برداشتیم و سوار Honda CRV شدیم و یا علی مدد.

بقیه باشه برای یه پست دیگه

/ 17 نظر / 47 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محیا

به به چه عالی همیشه به سفرهای خوب خوب وقتی اومدیم فکر کنم حسابی برای سفر از تجربیاتتون کمک بگیریم همیشه شاد باشید

علی

سلام. هم روش مسافرتتو پسندیدم، هم روش سفرنامه نوشتنتو. ما هم بالاخره لاج کردیم. با یه مطلب درباره لاجیدن آپدیتم. سر بزن بهم.

علی

کوروش جان، چند تا سوال داشتم. اولی اینکه تو ایمیلی که واسم اومده، گفتن که کلیه مدارکی که برای ارزیابی مدرک به اسسور ارسال شده رو بفرست. که منم رفرنس ها و عضویت نظام مهندسیمو اتچ کردم. هیچ جا ندیدم که بگه که اسکن برگه های ضمیمه حتما رنگی باشه یا برگه ها مهر برابر با اصل داشته باشن. حالا به شک افتادم که نکنه مشکلی پیش بیاد. اگه ایرادی داشته باشه بهم میگن؟ چون بعضی از صفحات اشتباهی سیاه و سفید اسکن شد و امکان تغییر هم تو مدارک اتچ شده نیست. سوال دیگه اینکه آیا باید الان فرم 80 و 1221 رو هم بفرستم؟ و سوال آخر اینکه سایز عکسی که باید اتچ بشه مهمه؟ و واسه همسرم باید با حجاب باشه حتما؟ ممنون میشم از جوابت.

اشکان

سلام کوروش جان! به خدا شرمنده..... ببخشید اگه باعث ناراحتی تون شدم.....[ناراحت] معذرت میخوام اگه ناراحتتون کردم..... خیلی خیلی عذر میخوام..... خواهشا یه وقت به دل نگیری.....[قلب] به خدا چون دوستتون دارم باهاتون شوخی کردم....[خجالت][قلب][گل]

عارف

عجب پشت کاری داری با 30 تا هتل تماس گرفتی؟ من بودم بی خیال مسافرت میشدم!

اشکان

سلام کوروش جان! حالا کی شیرینی آشتی کنون رو بهمون میدی بخوریم...؟[زبان][نیشخند][قلب][گل]

مسافر تنها

سلام میگم اونجا هم چونه زدنو ول نکردید........ایول..... میگم اگه منم اومدم اونجا یادم باشه برای مسافرت با شما مشورت کنم. بقیه داستان رو هم زود تر بنویسید.

اشکان

سلام کوروش جان! میگم نمیشه این شام ما رو برامون پست کنی....؟[زبان][نیشخند][گل]

عادله

شما رو لینک نمودم من خواهر علی هستم[قلب]

رضا

سلام تو زنده اي! سيل اومده اونجا!!!!