قصه مهاجرت من و خانواده

داستانهاي من از زندگي روزمره + كارهاي مهاجرتم شامل اسسمنت، لاج آنلاين، آمادگي جهت مهاجرت و زندگي در استراليا

سفر حج عمره
نویسنده : کوروش کبیر - ساعت ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ مهر ۱۳٩۱
 

سلام

فکر می‌کنم 7-8 ماهی هست که مطلب ننوشتم. دلم حسابی تنگ شده بود برا وبلاگ و خواننده‌هاش. ممنون از همه دوستانی که تو این مدت به من سر می‌زدین. یه تشکر ویژه هم از آقا مجتبی بابت گلها و قلبها و ایمیلهای زیباش!

یه عالمه مطلب دارم بنویسم. دعا کنید وقت پیدا کنم همش رو اینجا بزارم که شاید یه روزی بدرد دوستانیکه می‌خوان بیان اینجا بخوره. "یه خدا پدرش رو بیامرزه" هم برا ما بمونه.

تو این پست می‌خوام در مورد تجربه سفر حج عمره که عید نوروز امسال نصیبمون شد بنویسم. فقط دوباره دوستانیکه این چیزا براشون مهم نیست یا احتمالا اعتقاد ندارن لطف کنند و وقت خودشون رو با گذاشتن کامنتهای بی‌مورد تلف نکنن.

جاتون خالی. یکماه مرخصی گرفتیم و سفر حج عمره و ایران و دیدار خانواده. فرصتی دست داد که بتونم در مورد تجربه این سفر بنویسم که اگه از دوستان مقیم استرالیا کسی خواست این سفر زیارتی رو بره، اطلاعات مورد نیاز رو داشته باشه و بدونه که چجوری اقدام کنه. سفرمون فردای عید نوروز شروع شد و حدود 37 روز هم طول کشید.
شما برای ورود به عربستان به قصد عمره باید ویزای عمره بگیرید. این ویزا با اعتبار یکماهه فقط برای شهرهای مکه و مدینه و جده معتبره و باهاش نمی تونید به شهرهای دیگه عربستان مثل ریاض سفر کنید. ویزای عمره از طریق سفارت عربستان تو کانبرا صادر می شه و رایگان هستش. تنها نکتش اینه که شما باید از طریق آژانسهای طرف قرارداد برای ویزا اقدام کنید و نمی تونید شخصا به سفارت مراجعه کرده و درخواست ویزا بدین. آژانسهای طرف قرارداد هم که براشون سفره پهن شده می خوان استفاده اساسی از این سفره بکنن. برا همین ویزا رو مشروط به رزرو هتل از طریق اونا بهتون می دن. معمولا قانون دارن که حداقل ۵ شب باید ازشون هتل بگیرید برای مکه یا مدینه. لیست آژانسهای طرف قرارداد سفارت عربستان در استرالیا رو می تونید اینجا ببینید. شما مختار هستین که بلیط هواپیما رو هم از اونا بگیرید یا مثل ما خودتون اقدام کنید. من برای بلیط هواپیما به اینصورت عمل کردم: من بلیط برگشت به ایران رو داشتم. فقط تماس گرفتم با نمایندگی هواپیمایی الاتحاد و ١۴ روز Stop Over تو ابوظبی درخواست دادم. بعد یه بلیط جداگانه رفت و برگشت ابوظبی به جده برای این چهارده روز تهیه کرده. درمورد هتل هم شما حتما باید حداقل ۵ شب هتل از آژانسی که براتون ویزا می گیره بگیرید. می تونین برای کل مدت اقامتتون ازشون هتل بگیرین که معمولا بین شبی ١٢٠ دلار برای هتل ٣ ستاره تا ٢۵٠ دلار برای هتل ۵ستاره تاپ متغیره و یا اینکه ۵ شب ارزونترین هتل ممکن رو بگیرید و بعد برین عربستان و از طریق ستاد عمره ایران از هتلهای کاروانهای ایرانی استفاده کنید. این هتلها با قیمت حداکثر شبی ٨٠ دلار برای بهترین هتلهای طرف قرارداد ستاد عمره که معمولا ۴ستاره تاپ هستند دراختیارتون قرار می گیره. اگه می‌خواین از این روش استفاده کنید حتما از قبل در مورد تاریخ ورود و هتل مورد نظر با ستاد عمره ایران هماهنگ کنید. البته ما چون اطلاعاتمون ناقص بود از طریق آژانس هتل گرفتیم برا همین یه مقدار هزینش برامون زیاد شد! برای غذا هم در هر دو صورت (هتل ایرانی یا آژانس) می تونین باز از ستاد عمره درخواست بدین که قیمتش حدود ١٠ دلار برای سه وعده بازای هر نفر هستش. اگه هتل از ستاد عمره گرفته باشید که غذا تو همون هتل سرو می شه و اگه از طریق آژانس بگیرید شما رو معرفی می کنن به نزدیکترین هتل ایرانی. برای عمره با توجه به مسائل و نیازهای فقهی در مورد مُحرم شدن، اکیدا توصیه می شه اول برین مدینه و هر چند روز که می خواین زیارت کنید و بعد برین مکه. اینجوری مُحرم شدن خیلی راحتتره. برای حمل و نقل بین شهرهای مدینه و مکه هم باز می تونین از طریق ستاد عمره اقدام کنید. اینجوری هم هزینش کمتره و هم اینکه با راهنماییهای مسئولین کاروان ایرانی در مورد محرم شدن به مشکل برخورد نمی کنید. هزینه حدود ١۶ دلار بازای هر نفر. اگه از اتوبوسهای شرکت ساپتکو (اتوبوسرانی بین شهری عربستانی) استفاده کنید هم هزینش بین ٢٠ تا ٢۵ دلار بسته به نوع اتوبوس متغیر هستش. توی مدینه و مکه معمولا کاروانهای ایرانی یه برنامه نصفه روزه دارن باسم زیارت دوره که جاهای تاریخی و مقدس صدر اسلام رو بهشون نشون میدن. این رو هم می تونین از طریق ستاد عمره با قیمت حدود ٨ دلار بازای هر نفر تهیه کنید و با هر کاروانی که دلتون خواست (معمولا هتلهای نزدیک محل اقامتتون) همراه بشید. اگه دوست دارین این سفر معنوی رو برین اصلا سخت نیست و مثل ایران هم نیاز نیست که چند سال تو نوبت واستین. فقط کافیه یکماه قبل از سفرتون مدارک رو از طریق آژانس بفرستین سفارت عربستان و ویزا رو بگیرین و یا علی مدد. اما مدارک مورد نیاز: ١. اصل سند ازدواج برای متاهلین (عربستان به زائرین خانم که تنها مسافرت میکنن ویزا نمی ده و حتما نیاز هست که همراه با همسر، پدر یا برادر باشند) البته ما اصل سند ازدواج رو نداشتیم و فقط اصل شناسنامه هامون که اسم همسر و فرزند توش درج شده بود رو براشون فرستادیم و اونا هم قبول کردند. ٢. داشتن ویزای اقامت دائم استرالیا ٣. داشتن اقامت حداقل دوسال در استرالیا. یعنی اینکه شما بعد از دوسال از ورودتون به استرالیا می تونین از سفارت عربستان ویزا بگیرید. (ما به زحمت تونستیم راضیشون کنیم که ٢٣ ماه اقامت رو بجای ٢۴ ماه بپذیرند) ۴. ارائه نامه از یکی از مراکز اسلامی مثل مساجد مبنی بر اینکه شما مسلمون هستید (بر اساس قوانین عربستان، غیر مسلمونها اجازه ورود به مکه و مدینه رو ندارند) ۵. گواهی تولد فرزندهاتون ۶. انجام واکسیناسیون در مقابل بیماری مننژیت. این بیماری یه بیماری واگیردار و خطرناک هستش که تو عربستان خیلی رایجه. برا همین گواهی این واکسیناسین هم جزء مدارک اجباری هستش. خود واکسن حدود ۴۵ دلاره و هزینه تجویز و تزریقش هم بین ٣٠ تا ۶٠ دلار بازای هر نفر متغیره. البته ما به یکی از دوستان پزشک ایرانی مراجعه کردیم و ایشون لطف کردن بابت تجویز و تزریق هزینه ای دریافت نکردند ٧. بلیطهای کانفرم شده رفت و برگشت به عربستان از طریق فرودگاه جده یا مدینه. ٨. اصل پاسپورتها همراه با ویزای اقامت دایم. البته برای مدارک با زبان فارسی، ترجمه رسمی مدارک هم لازمه که پس از صدور ویزا بهتون برگردونده می شه. یه نکته کنکوری هم بهتون بگم: اگه از استرالیا عازم ابوظبی یا دوبی هستین و از اونجا میخواین برین عربستان دو حالت وجود داره. یا اینکه بلیط مستقیم استرالیا-ابوظبی-جده رفت و برگشت گرفتین که هیچ، یا اینکه مثل ما یه Stop Over تو ابوظبی یا دوبی گرفتین و بعد از طریق یک بلیط جداگانه دارین می رین عربستان. در اینحالت یه مشکلی ممکنه پیش بیاد که بهتره از قبل براش برنامه ریزی بکنین و اونم امکان تحویل بارتون تو استرالیا و دریافتش تو عربستان هستش. معمولا خطوط هواپیمایی در صورتیکه پروازتون با دو تا بلیط جداگانه باشه، تو فرودگاه مبدا برای مقصد نهایی کار check in بار رو انجام نمیدن و از شما می خوان که تو فرودگاه واسطه (ابوظبی یا دوبی) بارتون رو تحویل بگیرین و دوباره چک این انجام بدین. اینجوری یه مقدار کارتون سخت می شه چون باید ویزای فرودگاه واسطه رو هم بگیرید. من چندین بار با دفتر اتحاد تو فرودگاه بریزبین از طریق ایمیل مکاتبه کردم و شرایط رو براشون توضیح دادم و اونا بالاخره قبول کردند که هم چک این بار رو برای مسیر دوم تو فرودگاه بریزبین انجام بدن و هم کارت پروازمون رو صادر بکنن. من هم پرینت ایمیلها رو همرام داشتم و وقتی متصدی باجه بهم گفت که نمی تونه چک این بار برای پرواز دوم رو برام انجام بده، پرینتها رو نشونش دادم و اونم مجبور شد این کار رو برام انجام بده. در اینحالت دیگه لازم نیست برای تحویل بار و دریافت کارت پرواز ویزا بگیرین و از سالن ترانزیت خارج بشین.
فقط می مونه دعا برای ما اگه مشرف شدین.

 
 
آدمهای حقیقی-آدمهای مجازی
نویسنده : کوروش کبیر - ساعت ۱٢:٤٠ ‎ق.ظ روز جمعه ٢۳ دی ۱۳٩٠
 

سلام

تجربه جالبی بود برخورد با دوستانی که از خوانندگان این وبلاگ بودن و الان بریزبین زندگی می کنند. انگار دنیای آدمهای مجازی با آدمهای حقیقی فرق داره. تصوراتی که با خوندن نوشته های کسی در مورد اون شخص تو ذهنمون جا می گیره رو دوست داریم و بعضی وقتا می خوایم بدونیم تا چه حد به واقعیت نزدیکه.

یه سفر به سیدنی داشتیم تو تعطیلات و تجربیات زیبایی که اگه عمری باقی باشه تو پست بعدی ارائه می شه.

ارادت داریم.


 
 
نتیجه‌گیری سفر دور استرالیا
نویسنده : کوروش کبیر - ساعت ٤:٤٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸٩
 

خیلی این سفرنامه طولانی شد. فقط الان می‌خوام یه سری نتیجه‌گیری ها رو بنویسم:

اول از همه هزینه‌ها: ما 4280 کیلومتر راه رفتیم با میانگین مصرف سوخت 8.5 0ترکیب شهر و جاده) حدود 450 دلار هزینه بنزین دادیم.

هتلها برای چهار نفر میانگین شبی 180 دلار. البته غیر از شب آخر همه هتلها 4 ستاره ممتاز بودند. برای دو یا سه نفر این قیمت به 150 دلار هم قابل کاهش هست.

خورد و خوراک: ما تقریبا تمامی مواد اولیه مورد نیاز برای پخت و پز رو با خودمون بردیم و از شر غذای بیرون درامان بودیم.

ورودی پارکها: برای پارک مینیاتور حدود 80 دلار. پارک پرندگان کانبرا 40 دلار. جزیره پنگوئن‌ها حدود 80 دلار. آکواریوم ملبورن (2 نفر) 40 دلار.

یه چند جا مثلا تو مللبورن پول پارکینگ هم دادیم. هزینه دیگه‌ای فعلا به ذهنم نمی رسه.

وضعیت جاده‌ها: از بریزبین تا سیدنی جاده بصورت عمدتا کم عرض با میانگین سرعت پایین. از سیدنی تا کانبرا و بعد تا ملبورن اتوبان بسیار بسیار عالی با سرعت 110 کیلومتر. فکر نمی‌کنم نظیر این جاده از نظر کیفیت تو ایران وجود داشته باشه.

از ملبورن تا بریزبین کیفیت آسفالت خوب. تقریبا 30 درصد مسیر در حد اتوبان قم بقیه بالاتر.

شلوغی جاده‌ها: با توجه به تعطیلات ما انتظار داشتیم جاده‌ها شلوغ باشه. اما در شلوعترین حالت از جاده مشهد خیلی خلوت تر بود.

امکانات بین مسیر: تقریبا هر 40 کیلومتر پمپ بنزین و مراکز خرید کوچیک با امکانات فست فود و سرویس دستشویی وجود داشت و هیچ مشکلی از این نظر (دستشوئی!) احساس نکردیم.

کیفیت هتلها: همونطور که گفتم غیر از شب آخر، همه هتلها از کیفیت و امکانات عالی و ممتاز برخوردار بود.

آب و هوا: ما غیر از روز اول و روز آخر هوای بارانی ندیدیم و از این نظر خیلی شانس آوردیم. البته شهرهای ملبورن و کانبرا و مسیرهای مربوطه خیلی از نظر میزان بارندگی نسبت به بریزبین خشک تر هستند. هوا در ملبورن کمی گرم بود. البته یکی دو روز. بقیه اوقات هوای مساعدی رو تجربه کردیم.

مقایسه شهرها: سیدنی خیلی بزرگه و شلوغ. ملبورن یه مقدار به نظرمون شبیه تایلند یا تو همین مایه ها اومد بسکه چینی و هندی توش ریخته هر چند عارف اون رو با ورامین مقایسه کرده. تو چندین سابرب گشتیم و عمده مغازه‌ها چینی هندی بودند. تقریبا از هر 3 نفر پرسنل جاهایی که ما مراجعه کردیم (مثل پارکها، آکواریوم و ....) 2 نفر آسیایی بودند. کانبرا سایز متوسط و تمیز با خیابونهای پهن و خوشگل بود. استایل شهرسازی مدرنتر و نوسازتر بنظر می رسید. خانمم از کانبرا خیلی خوشش اومد. برا همین یه روز اقامتمون رو تو کانبرا تمدید کردیم. من شخصا اگه بخوام اولویت بندی بکنم (البته با توجه به اقامت دو سه روزه تو این شهرها و نه بیشتر) بریزبین، کانبرا، سیدنی و ملبورن. مطمئنا تجربه سایر دوستان تو این زمینه متفاوت خواهد بود.

-----------------------------

توضیح: قرار بود یه مطلب در مورد سیل بنویسم. خیلی هم روش کار کردم و مطالب خوبی هم جمع آوری کردم. اما زمان کافی برای نگارش ندارم. پس بیخیال می‌شم.

----------------------------

پی‌نوشت: در مورد شهر من صرفا نظر خودم رو گفتم. به قول دامون نه من بچه بریزبین هستم و نه دامون بچه سیدنی که بخوایم بهش تعصب داشته باشیم،‌هرچند اگه بچه اینجا هم باشیم شاید تعصب داشتن بی‌معنی باشه. آتریسا هم جالب گفته که برای هرکی شهری که بتونه توش کار کنه و در نتیجه بتونه زندگی کنه شهر خوبیه. ولی انصافا بریزبین یه چیز دیگسنیشخند

در مورد غذا هم یه مثال براتون می زنم. ما اگه می‌خواستیم در طی 11 روز روزی دوبار رستوران بریم و هر بار میانگین 50 دلار هزینه کنیم (برای 4 نفر) می‌شد 1100 دلار. اما ما با تهیه مواد خام شاید به ارزش 300 دلار مقدار قابل توجهی تو هزینه‌هامون صرفه‌جویی کردیم و از طرفی غذای کاملا سالم و کامل هم خوردیم. ضمن اینکه مواد خام مثل گوشت نیم پز شده بود و آماده کردن غذا زمان زیادی از ما نمی‌گرفت. 


 
 
سفرنامه دور استرالیا - 3
نویسنده : کوروش کبیر - ساعت ٩:٤٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۸ دی ۱۳۸٩
 

ادامه سفرنامه:

پنج‌شنبه 30/12/2010: دیروز با توجه به طولان بودن سفر حسابی خسته شده بودیم. برا همین امروز یه مقدار به خودمون استراحت دادیم و تا نزدیک ظهر خوابیدیم. حدود ظهر به قصد خرید از خونه خارج شدیم. ابتدا یه فروشگاه الدی پیدا کردیم برای خرید مایحتاج اولیه مثل میوه و نون و ..... یه هموطن هم تو الدی پیدا کردیم که با دیدن ما و حجاب همسرم پیش ما اومدن و احوالپرسی و خوش‌آمدگویی به ملبورن. چند تا فروشگاه از جمله مغازه‌های ایرانی و گوشت حلال تو مناطق نزدیک هتلمون هم به ما پیشنهاد دادند. بعد از الدی یه سر رفتیم DFO ملبورن و اونجا هم یه مقدار لباس و سوغاتی خریدیم. حدود ساعت 5 بعد از صرف نهار از پیش تدارک دیده شده به سمت Phillip Island حرکت کردیم. این جزیره یکی از نقاط دیدنی ایالت ویکتوریا هستش که در فاصله حدود 150 کیلومتری جنوب شرق ملبورن واقع شده و مناظر دیدنی زیادی هم داره. از جمله جاهای دیدنی این جزیره که باز یکی از جاذبه‌های توریستی استرالیا محسوب می‌شه پارک طبیعی پنگوئن ها هستش که ما هم به خاطر همین پارک راهی این جزیره شدیم. این پارک طبیعی در ساحل جنوبی جزیره که یکی از جنوبیترین نقاط ایالت ویکتوریا محسوب می‌شه واقع شده. هوای این نقطه نسبت به ملبورن و دو ساعت قبل که ما حوالی ملبورن بودیم واقعا سردتر بود و اگه چمدون لباسهای زمستونی تو ماشین نبود احتمالا نمی تونستیم از ماشین پیاده بشیم. در این پارک لانه‌های پنگوئن‌های مینیاتوری که کوچیکترین انواع پنگوئن دنیا محسوب می‌شن واقع شده و هر روز غروب تعداد زیادی (در بعضی مواقع هزاران) پنگوئن که از سفر دریایی معمولا دو یا سه روزه برگشتن به خشکی می‌آن و غذایی که برای بچه‌هاشون آوردن رو بهشون می‌دن. بچه‌ها معمولا نزدیک خونه یا ساحل منتظر پدر مادرها هستن. هرچی از زیبایی صحنه‌هایی که اونجا دیدم بگم کم گفتم. پنگوئن‌هایی که اندازشون شاید در جد 30-40 سانتی متر بیشتر نبود در دسته‌های حدود 5 تا 10 تایی از آب بیرون می‌اومدند و بعد از چند لحظه توقف در ساحل بسمت خونه راه می‌افتادند. نحوه حرکت کردنشون، صداهاشون، و اینکه راه خونشون رو تو اون تاریکی و از بین بوته‌ها چجوری پیدا می‌کردن و از همه مهمتر موقعیکه به بچه‌هاشون می‌رسیدن و نحوه برگردوندن غذا از داخل شکم‌هاشون واقعا دیدنی بود.

تا حدود ساعت 10 اونجا موندیم و بعدش هم بسمت هتل برگشتیم.

جمعه: امرو بعنوان روز قبل از سال نو به اسم New Year's Eve معروفه. هوای ملبورن بشدت گرمه بصورتیکه تحمل توقف در خیابونها و فضای باز رو نداریم. حدود ظهر از هتل خارج شدیم و بسمت مرکز شهر رفتیم. برای دیدن یکی از دوستامون که با خانوادش از بریزبین برای مسافرت به ملبورن اومدن به هتلشون تو مرکز شهر رفتیم و بعدش هم اونا رو رسوندیم فرودگاه برای برگشت به بریزبین. بعد از بازگشت از فرودگاه به سمت Dockland رفتیم و بعد از پارک ماشین سوار تراموا هم شدیم. اینجا هم یکی از جاهای دیدنی ملبورن محسوب می شه. تو داکلند لنگرگاه کشتی‌های کوچک و قایقهای شخصی هستش و یه چیزی تو مایه های Darling Harbour سیدنی. Harbour Town هم که چسبیده به داکلند هستش یکی از مراکز خرید ملبورن محسوب می‌شه با تنوع مارک و جنس و قیمت. یکی از خطوط تراموا بعنوان City Cycle هستش که شما رو دور شهر می چرخونه و جاهای دیدنی سیتی رو همزمان بهتون معرفی‌می‌کنه. مقابل ایستگاه آکواریوم توقف کردیم و بسمت آکواریوم رفتیم. با توجه به اینکه ما آکواریوم سیدنی رو قبلا دیده بودیم و طبق پرس و جو از دوستان، خیلی تفاوتی بین آکواریوم سیدنی و ملبورن نبود و از طرفی با توجه به هزینه بلیط، دو تا بلیط برای دخترم و مادر خانمم گرفتیم که اونا برن داخل بازدید و ما خودمون بیرون منتظرشون موندیم.

بعد از اتمام بازدید آکواریوم دوباره بسمت Harbor Town و Dockland راه افتادیم. با توجه به اینکه امشب سال میلادی به قولی تحویل می‌شه! و برای تحویل سال هم برنامه‌های آتیش بازی زیادی تدارک دیده شده ما هم به جمع مشتاقان که از ساعتهای بعد از ظهر در Dockland تجمع کرده بودند و برنامه‌های ویژه بزن بکوب هم تدارک دیده شده بود پیوستیم. شادی مردم هم دیدنی بود و تنوع قومیتی که بیشتر از نوع آسیایی می نمود هم جالب بود.

دو تا آتیش بازی تدارک دیده شده بود. یکی ساعت 9 و دیگری ساعت 12. ما ساعت 9 رو دیدیم و با توجه به خستگی که در طی روز عایدمون شده بود به سمت هتل راه افتادیم. آتیش بازی ساعت 12 رو هم از تلویزیون دیدیم و حسابی لذت بریم.

شنبه 1/1/2011: اولین روز سال نو میلادی و آخرین روز توقف در ملبورن. با توجه به اتمام مواد خام، امروز صبح یه سر به مغازه‌های ایرانی که اون هموطن آدرسش رو داده بود زدم و یه سری مواد اولیه از جمله گوشت تهیه کردم. حدود ظهر همراه با خانواده از هتل اومدیم بیرون و بعنوان اولین مقصد کلیسای سنت پاتریک را انتخاب کردیم. انتخاب این کلیسا هیچگونه پرس‌و جویی نمی‌خواست و صرفا عبور از مقابل آن و دیدن عظمت و جلال آن ما رو وادار کرد که از ماشین پیاده بشیم و داخل بریم و عظمت اون رو مشاهده کنیم. این کلیسا بعنوان مادر کلیساهای ملبورن و سمبل معماری مذهبی این شهر معروفه و معماری بکار رفته در داخل و بیرون اون خودش بیانگر عظمت بنا هستش. طرح کلیسا در سال 1858 شروع شده و به مرور اجرا و طی فازهای مختلف به وسعت کنونی که یکی از بزرگترین کلیساهای ویکتوریا محسوب می‌شه رسیده است. مجسمه‌های مختلف،‌تابلوهای زیبا که هرکدوم بیانگر یکی از حالات معنوی کاتولیک‌ها هستش، ناقوس کلیسا، مکانها و شاید حجره‌های عبادت، اتاقک اعتراف و ... همه به بهترین وجه ممکن ساخته و پرداخته شده بود. بعد از کلیسا دوباره بسمت Harbour Town راه افتادیم. آخرین گشت و گذار تو خیابونهای مرکزی ملبورن و سر زدن به CBD و بعدش هم پیاده‌روی در ساحل خنک و همراه با بادهای شدید سنت کیلدا که یکی از سواحل معروف و زیبای ملبورن حساب می‌شه آخرین جاهایی بود که در ملبورن می‌دیدیم.

یکشنبه: 2/1/2011: بعد از تسویه حساب با هتل ساعت 8 صبح بسمت بریزبین راه افتادیم. علیرغم مسیر بریزبین تا کانبرا که عمدتا ساحلی بود این یکی راه از داخل استرالیا عبور می‌کرد و با عنوان Highway مثل یکی از جاده‌های معمولی ایران بود از لحاظ عرض (در مورد کیفیت بعدا می‌نویسم). حداکثر سرعت 100 در بعضی جاها هم 110. بعد از ظهر و پس از صرف نهار در شهر کوچیک و زیبای Narrandera یه اتفاق هم برامون افتاد. شیشه سانروف ماشین یکدفعه بحالت انفجار ترکید و شانس آوردیم که خرده شیشه‌ها بسمت بیرون پرت شد و آسیبی بهمون نرسید. احتمالا بدلیل اختلاف درجه حرارت داخل و بیرون ماشین این اتفاق افتاد اما هر چی‌که بود بخیر گذشت و فقط یه 900 دلار ناقابل هزینه رو دستمون گذاشت. بعد از غروب هوا ابری شد و ما هم که سانروف نداشتیم هر لحظه نگران بارش باران و خیس شدن هم بودیم که خوشبختانه برای استراحت به شهر Dubbo رسیدیم و فقط چند دقیقه‌ای در بارون حرکت کردیم.

دوشنبه 3/1/2011: آخرین روز سفر رو بعد از صرف صبحانه در هتل و حرکت بسمت بریزبین در ساعت 9 صبح آغاز کردیم. مسیر بسیار بسیار زیبا و عمدتا مرتع و چراگاه بود و حیوانات رنگارنگ در حال چرا. ساعت 8 شب هم به خونه رسیدیم و یکراست رختخواب


 
 
سفرنامه دور استرالیا - 2
نویسنده : کوروش کبیر - ساعت ٤:۱۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٢ دی ۱۳۸٩
 

روز جمعه 24/12/2010: روز قبل با همکارام صحبت کردم در مورد مسافرت. بعضیهاشون خیلی خوششون اومد و یه تعدادی هم تعجب کردن از برنامه‌ای که ریختم و گفتن نمی‌تونی عملیش کنی. ولی همگی می‌گفتن که احتمال زیاد بخاطر شروع تعطیلی‌ها فردا راههای خروجی شهر شلوغ باشه و تو ترافیک بمونی. ناگفته نماند که یکی از همکارام هم خیلی کمک کرد در انتخاب مسیرها و جاهای دیدنی.

بهر حال با توجه به توصیه‌های همکارام حدود ساعت 8 از خونه خارج شدیم که احتمال برخورد با ترافیک حداقل باشه. حدود 560 کیلومتر سفر در اتوبان(!) از بریزبین تا پورت مک‌کوآری. این مسیر خودش به تنهایی یکی از جاذبه‌های توریستی استرالیا محسوب می‌شه. اتوبان که می‌گم همچین اتوبان هم نیست. سرعت مجاز از 110 کیلومتر هستش تا 40 کیلومتر در ساعت. البته 40 کیلومتر برای جاهاییه که کارگران در حال کارند. مسیر از داخل شهرهای کوچیک زیادی عبور می‌کنه و سرعت مجاز در این شهرها 50 کیلومتره. مسیر کوهپایه‌ای، دشت،‌جنگل و ... واقعا زیبا بود. یه جایی بسمت دریا که در فاصله 500 متری سمت راستمون بود پیچیدم تو جاده خاکی. شاید حدود 50 تا کانگرو تو یه جایی شبیه مزرعه در حال صرف وعده غذاییشون بودن. چند جا هم بین مسیر برای استراحت توقف کردیم و بالاخره حدود ساعت 5 بعد از ظهر به هتل رسیدیم. بعد از رسیدن به هتل و اقدامات اولیه، جاتون خالی همسر محترم یک خورشت بادمجانی درست کرد که حسابی خستگی رو از تنمون بیرون آورد.

شنبه: هتلی که انتخاب کرده بودم و اتاقی که رزرو کرده بودم روبروی کانالی بود که بعنوان بندرگاه تعداد زیادی قایق و کشتی‌های کوچیک فعالیت می‌کرد. صبخ با صدای پرنده‌های دریایی و خنده و شادی دخترم که با مادر بزرگش از کله سحر رفته‌بودن لب کانال و در حال مشاهده پرنده‌های و ماهیها و سفره‌ماهیها بودن بیدار شدیم. بعد از صرف صبحانه سوار ماشین شدیم و بسمت جاهایی که پیش‌بینی کرده بودیم راه افتادیم.

اولین جا گورستان تاریخی شهر بود که در یک باغ بسیار وسیع همراه با درختان سر بفلک کشیده و زمین چمن و خلاصه طبیعت بسیار زیبا واقع شده بود. تو این باغ برای اولین بار تو استرالیا درخت چنار هم دیدیم. این باغ شروع یک پارک طبیعی بسیار زیبا به اسم Dooragan National Park هم بود که ما بعلت کم بودن وقت نتونستیم اون رو ببینیم. قبر ها هر کدوم به یک شکل خاص تزئئین شده بود. با اینکه عمده قبرها مربوط به قرن 18 می‌شد ولی سنگ قبرها نو و نوشته‌ها کاملا خوانا بودند. وصیتها هم جالب بود. کسی که وصیت کرده بود زیر درخت دفن بشه و براش مراسم نگیرن و بجاش برن آبجو بخورن و شاد باشن! البته در پس زمینه ذهن ما ذهنیتی بود که اینا همون آدمایی هستن که برای اولین بار اومدن تو این شهر و احتمالا درگیریهای زیادی با بومیان اینجا داشتن و تعداد زیادی از اونا رو کشتن.

دومین محل پارک طبیعی و جنگلی Sea Acress Nature Reserve بود که با ماشین از توش رد شدیم و انصافا هم جذاب بود و احساس می‌کنم تو این محل اکسیژن خالص به تمامی سلولهای بدنمون نفوذ می‌کرد. البته بازهم بعلت شرایط جوی قسمت زیادی از این پارک مسدود شده بود و امکان دسترسی نداشت که اگه داشت چی می‌شد.

سومین محل ساحل Lighthouse Beach بود که بصورت صخره‌ای و همراه با موجهای سرکش و فانوس دریایی که در بلندی صخره‌ها قرار گرفته بود علیرغم شرجی‌بودن شدید هوا ما رو برای ساعتی غرق در طبیعت و موجها و صخره‌ها و جنگل حاشیه دریا و ... کرد. چسبیده به همین صخره‌ها ساحل شنی قرار داشت که دست به دهن می‌موندی وقتی به سرسختی صخره‌ها خیره می‌شدی و نرمی شن‌ها رو تو دستت احساس می‌کردی.

بعد از بازگشت به هتل و صرف ناهار آخرین مقصد بازدید هم ساحل Flynns Beach بود که بعد از یک ساعتی استراحت در ساحل دریا و نوازش صورت با نسیم مرطوب برخواسته از موجها و نهایتا نظاره غروب زیبای خورشید به هتل برگشتیم و آماده سفری دیگر.

یکشنبه 26/12/2010: مسیر 670 کیلومتری پورت مک‌کو‌آری تا کانبرا و درخواست اهل و عیال برای توقفی کوتاه در سیدنی و سر زدن به مراکز خرید و احتمالا استفاده از تخفیفات Boxing Day باعث شد که ما ساعت 6:30 دقیقه صبح سوار بر اسب تیز پا هتل رو ترک کرده قدم در جاده بگذاریم. حدود ظهر به سیدنی رسیدیم و طبق برنامه و با توجه به اینکه زیاد از مسیر اصلی دور نشیم مرکز خرید منطقه Castle Hill رو بعنوان هدف خریدهای Boxing day در نظر گرفتیم. هیچی نمی‌تونه حال آدم رو بیشتر از این بگیره که به مسافرا بگی رسیدیم به مرکز خرید و فقط سه ساعت وقت دارین بعدش راه می‌افتیم تا به شب بر نخوریم و بعدش پیاده بشی،‌ماشین رو قفل کنی، چرخ دستی برداری و ببینی در بسته است! بعد از تماس با دوستان سیدنی نشین مثل عارف و علی (مهاجرت نامه) متوجه شدیم که مراکز خرید تعطیل هستند و فقط تو سیتی مراکز خرید فعال هستند. بیخیال خرید شدیم و گفتیم حالا که خرید نشد می‌ریم چند تا جای دیدنی سیدنی رو نشون مادر خانم می‌دیم. راه افتادیم به سمت سیتی. مقصد رو Opear House درنظر گرفتیم. سر راه از داخل سیتی هم رد شدیم و جاتون خالی بود جمعیتی رو که همه نایلون بدست از مراکز خرید بیرون می‌اومدن و به سمت بقیه مراکز خرید می‌رفتن ببینین. باز هم حالگیری: آخرین خیابون و در فاصله 100 متری پارکینگ اپرا هاوس پیچیدیم داخل رمپ بزرگراه و با نگاه به GPS فهمیدیم که برای برگشتن به همین جایی که 100 متر باهاش فاصله داشتیم باید 25 کیلومتر راه بریم. پس این یکی رو هم بیخیال شدیم و به قول اینا: Head To The Canberra. بعد از خروج از سیدنی، یه جایی نزدیک یه رودخونه که چندین فقره اسب و گاو در حال چریدن! بودن توقف کردیم برای استراحت یک ساعته و طبخ غذا و تناول. غروب هم تو هتلمون تو کانبرا بودیم.

دوشنبه: برای امروز سه تا برنامه رو در نظر گرفته بودیم که با توجه به خستگی دیشب و دیر از خواب بیدار شدن دو تاش عملی شد: بازدید از موزه پارلمان استرالیا. این ساختمون قدیمی پارلمان هستش و الان بعنوان یک موزه هر روز تعداد زیادی بازدید کننده داره. سالن اصلی مجلس سنا و مجلس نمایندگان و اتاق نخست وزیر و محل کار رئیس مجالس و اتاقهای مشاوره نمایندگان، اتاقهای مشاوره مخالفین دولت،‌اتاقهای خبرنگاران و در نهایت بیوگرافی تمام نخست وزیرهای استرالیا از ابتدا تاکنون. در سر در ورودی موزه هم کاریکاتوری از جولیا گیلارت (نخست وزیر فعلی) نصب کردن که اینهم در نوع خودش جالب بود. بعد از بازدید بسمت پارک مینیاتوری راه افتادیم. با توجه به اینکه ناهار از قبل پیش‌بینی شده و تو هتل طبخ گردیده بود، قبل از اینکه بریم داخل پارک، نهار رو هم صرف کردیم و بعد با چشمانی بازتر وارد پارک شدیم. البته می‌دونم ضرب المثل "باز شدن چشم" مربوط به غذا خوردن نیست اما خب کی به کیه ما هر جوری بخوایم استفاده می‌کنیم.

حتما می‌دونین تو این پارک بناهای معروف دنیا رو با مقیاسهای کوچیکتر مثلا 1:25 یا 1:20 تهیه کردن و اونا رو نصب کردن که از ایران هم تخت جمشید تو یه گوشه‌ای از پارک خودنمایی می‌کنه.

با توجه به اینکه دوستان اوزیمون مرغ تشریف دارن مجبور شدیم ساعت 5 برگردیم هتل. برنامه ریزی اولیه اقامت دوشب در کانبرا بود که با توجه به زیبایی کانبرا و اینکه هنوز جاهایی مونده بود که ندیده بودیم تصمیم گرفتیم اون رو Extend کنیم و یک شب اضافه تر تو کانبرا بمونیم. یه تماس با هتل ملبورن برای کنسل کردن شب اول و هماهنگی با هتل کانبرا برای اضافه کردن یک شب به اقامتمون کافی بود تا همه‌چی هماهنگ بشه. البته تو تماس با هتل ملبورن متوجه شدیم آقایون یه مقدار کلاهبردار تشریف دارن و علیرغم اینکه قبلا گفته بودم بهشون ما چهار نفر هستیم و حتی Family room هم رزرو کرده بودم ادعا می‌کردن که تو رزرویشن ما سه نفر ذکر شده و باید دو تا اتاق بگیریم. اگه یادتون باشه قبلا گفتم که فقط هتل ملبورن برامون کانفرمیشن نفرستاد بنابراین من هم مدرکی نداشتم و مجبور شدم که هتل رو عوض کنم و یه هتل دیگه تو همون منطقه بگیرم و تازه بعد هم متوجه شدم که چه اتفاق میمونی افتاده و یک هتل بهتر با اتاقهای بزرگتر و شیک‌تر و قیمت مناسب تر گیرمون اومد.

سه شنبه: صبح بعد از بیدار شدن و صرف صبحانه دوباره به سمت Gold Creek Village راه افتادیم. لازم به توضیحه که پارک مینیاتوری هم تو همین منطقه واقع شده است. برای امروز برنامه بازدید از پارک پرندگان رو درنظر داشتیم که اونهم در نوع خودش جذابیتهایی داشت. هرچند خیلی کوچیک بود و تنوع آنچنانی در نوع پرندگان دیده نمی‌شد اما بهر حال غذا دادن به طوطی‌های رنگارنگ و گرفتن عکسهای مختلف به اندازه کافی برای دخترم هیجان داشت که به هزینه هاش بیارزه. بعد از بازدید از پارک و گردش در منطقه مذکور که باغهای مختلف و متنوعی داشت و یکی از مناطق توریستی کانبرا محسوب می‌شه به سمت DFO کانبرا راه افتادیم. لازم به توضیحه که DFO مخفف Direct Factory Outlet یکسری مراکز خریدی هستند که تقریبا در بیشتر شهرها شعبه داره و در این مراکز خرید می تونین فروشگاههای مارکهای مختلف رو ببیبند و با قیمتهای مناسب اجناسی رو خریداری کنید. البته در این ایامی که ما رفتیم، تخفیفهای سال نو هم حسابی بهمون حال داد و اجناس بسیار مناسب و عمدتا مارک دار رو با قیمتهای باورنکردی تونستیم تهیه کنیم. بعد از بازگشت از مرکز خرید شروع به جمع آوری وسایل کردیم و آمادگی برای سفر به ملبورن.

چهارشنبه 29/12/2010: فاصله 666 کیلومتری کانبرا تا ملبورن برای پر کردن یک روزمون کافی بود. در بین راه دو ساعت توقف در شهر Albury برای پخت و پز و استراحت داشتیم. تو پارک مرکزی شهر که توقف کرده بودیم یه دونه درخت توت هم پیدا چند تا دونه‌ای از توتهای شیرینش هم خوردیم. غروب ملبورن و پس از تخلیه وسایل طبق قولی که به فاطمه خانم داده بودم شنا در استخر هتل و بعدش هم لالا


 
 
سفرنامه دور استرالیا-1
نویسنده : کوروش کبیر - ساعت ٤:٠٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٦ دی ۱۳۸٩
 

سلام

تعطیلات خود را چگونه گذراندید؟

یادمه اونموقع که بچه بودم، همیشه بعد از تعطیلات تابستون موضوع انشا همین بود. ما هم کلی از اتفاقات و مسافرتها و بازیهامون می‌نوشتیم و معمولا شاید تنها انشایی بود که من همیشه براش مطلب داشتم و چند صفحه می‌نوشتم.

حالا می‌خوام دوباره به یاد اونروزها اینجا کارهایی که تو تعطیلان تابستونی امسال کردیم و جاهایی که رفتیم بنویسم.

سفرنامه:

یازده روز تعطیلی اونم تو استرالیا که هزاران آپشن برای دیدن و تجربه‌کردن داری آدم رو وادار می‌کنه که بشینه یه برنامه ریزی بکنه و بتونه به نحو مفید از اون استفاده کنه. از اوایل سپتامبر تقریبا می‌دونستیم که ١٠ روز تعطیلیم. شرکت با یه ایمل اعلام کرد که ۴ روز تعطیلی آخر هفته، ٣ روز تطیلی رسمی و ٣ روز هم مرخصی اجباری برای همه در پیش رو داریم. یه روز هم ما بهش اضافه کردیم شد یازده روز. نشستیم به فکر کردن که کجا بریم. برای مسافرت به کشورهای دیگه یه مقدار دیر بود چون بلیطها دیگه گرون شده بودن و بصرفه نبود. پس بنا رو گذاشتیم بر استرالیا گردی. اما کجا؟ شمال یا جنوب (نسبت به بریزبین)

چون تابستونه، پس هر چی بسمت شمال بری گرمتره بنابریان برنامه‌ریزی شد مسافرت بسمت جنوب بریزبین. سیدنی، کانبرا، ملبورن و آدلاید شهرهایی هستن که نسبت به بریزبین جنوبی‌تر هستن. سیدنی رو که تو اکتبر رفتیم دیدیم. پس خط قرمز رو سیدنی. آدلاید هم اگه بخوایم بریم خیلی دوره و برگشتمون با مکافات روبرو می‌شه، پس اونم دیلیت. موند کانبرا و ملبورن. از روی نقشه بریزبین تا کانبرا ١٢١٣کیلومتره و کانبرا تا ملبورن ۶۶۶کیلومتر و ملبورن تا بریزبین ١٧٠٠ کیلومتر. مسافت بریزبین تا کانبرا با توجه به اینکه از سیدنی هم رد می‌شه و احتمال یه توقف کوچیک تو سیدنی رو می‌دادیم برای یک روز رانندگی زیاد بود و همینطور ملبورن به بریزبین. بنابراین اینا رو شکوندیم به دو تا قسمت. بین بریزبین و کانبرا دنبال یه شهر میانی بودم که بتونیم توش استراحت کنیم و از طرفی جاذبه‌های توریستی هم داشته باشه. اول New Castle رو انتخاب کردم. تو تماسی که با علی (مهاجرت نامه) داشتم، توصیه کرد بجای این شهر تو Port Macquarie توقف کنیم که توریسیتی تره و شاید زیبا تر.

قرار بود مسافرتمون از جمعه ٢٣ دسامبر شروع بشه و تا دوشنبه ۴ ژانویه ادامه داشته باشه. یه فایل اکسل درست کردم روزها و شبها رو توش لیست کردم و اینکه هر روز کجا و کدوم شهر هستیم. دو شب پورت‌مک‌موآری،‌دو شب کانبرا،‌پنج شب ملبورن و یک شب هم بین ملبورن و بریزبین که برای اون هم شهر Dubbo رو انتخاب کردم که دقیقا وسط بود.

حتما می‌دونین که مادر خانمم هم پیش ما هستن و بنابراین تعدادمون ٣ نفر بزرگسال و ١ فقره کودک بود که این تعداد اینجا استاندارد نیست و شما باید یا دو تا اتاق مستقل بگیری یا اینکه دنبال سوئیت و یا آپارتمان باشی. دو تا اتاق گرفتن یعنی دو برابر شدن هزینه‌ها. با سرچ هتل‌های شهر ها یک لیست از هتلهایی که محل، امکانات و قیمتشون مناسب بود تهیه کردم و شروع کردم به تماس گرفتن باهاشون.

توضیح: شما در حالت عادی می‌تونین از طریق بعضی سایتها مثل Wotif هتلهاتون رو رزرو کنید اما اولا ازتون کارمزد می‌گیره و ثانیا کنسل کردن هتل براتون مکافات می‌شه و یا ممکنه اصلا نتونین کنسل کنید. ما به این دلایل و از همه مهمتر غیر استاندارد بودن تعدادمون سراغ رزرو اینترنتی نرفتیم و با تلفن کارمون رو انجام دادیم.

تماس با هتلها و پرسش در مورد : داشتن اتاق برای تاریخ مورد نظر،‌درخواست معرفی نوع اتاق یا سوئیت با توجه به تعداد نفرات،‌داشتن پارکینگ، هزینه صبحانه و قوانین مربوط به کنسل کردن شروع شد. مجوعا با حدود ٣٠ تا هتل برای شهرهایی که اسم بردم تماس گرفتم. بعضیها اصلا سوئیت یا آپارتمان مناسب ما نداشتن،‌بعضیها قیمتشون نجومی بود و بعضیها پارکینگ نداشتن، بعضیها امکان کنسل کردن رو به من نمی‌دادن و تقریبا همگی برای صبحانه هزینه جداگانه (معادل ١۵ تا ٣۵ دلار بازای هر نفر) برای صبحانه می‌گرفتن.

پس از بررسی لیست هتلها و مقایسه، هتلهای مورد نظر انتخاب و باهاشون تماس نهایی برای تایید رزرواسیون گرفته شد و ازشون درخواست گردید که برگه کانفرم رزرو رو برام ایمیل کنند که فقط یکیشون (هتل تو ملبورن) ایمیل نکرد. یه مطلب هم یادم رفت: جاتون خالی بود سر بساط چونه زدن با هتلها که حسابی حال داد و حسابی هم تخفیف گرفتیم. کمترین تخفیف،‌هزینه پارکینگ بود که معولا شبی ١٠ دلار حساب می‌کنن که برای همه هتلها تخفیف گرفتیم.

تهیه یه لیست از جاهای دیدنی هر شهر و برنامه ریزی برای ساعتهایی که تو اون شهر بودیم هم به خانمم واگذار شد که بدلیل قطع بودن اینرنت خونه انجام نشد و فقط یکی دو روز آخر تونستم یه لیست برای دو تا شهر اول لیست رو تهیه کردم و برای بقیه سفر هم تو راه تکمیلش کردم.

مورد بعدی تهیه وسایل سفر بود. بمیزان کافی گوشت و مرغ خریداری شد و به حالت نیم پز طبخ گردید. یکعدد یخچال مسافرتی و میز صندلی تاشو هم ابتیاع کردیم بهمراه یکعدد اجاق گاز مسافرتی و کپسولهاش که انصافا هم حسابی بدردمون خورد. البته اجاق گاز که می‌گم یه چیزی تو ابعاد ۴٠ سانت در ۴٠ سانت داخل یک کیف پلاستیکیه و کپسولهاش هم فکر کنم ١٠٠ گرمی که هر کدوشمون برای ١ ساعت پخت با حداکثر شعله مناسبه.

مقداری هم رخت و خواب برای احتیاط برداشتیم و سوار Honda CRV شدیم و یا علی مدد.

بقیه باشه برای یه پست دیگه


 
 
بازگشت از سفر
نویسنده : کوروش کبیر - ساعت ۱٢:۳۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ دی ۱۳۸٩
 

سلام

دیشب ساعت 8 شب مسافرت 11 روزه ما به مقصد پورت مک‌کوآری، سیدنی،‌کانبرا و ملبورن به اتمام رسید. جای همگی خالی. 4280 کیلومتر جاده نوردی حسابی حال داد. سفرنامه بزودی ایشالله


 
 
تعطیلات کریسمس
نویسنده : کوروش کبیر - ساعت ٢:٥٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱ دی ۱۳۸٩
 

سلام

از دو روز دیگه تعطیلات کریسمس شرکت ما شروع می‌شه. ١١ روز تعطیلیم. البته از این ١١ روز ٣ روزش مرخصی اجباری حساب می‌شه!

یه برنامه ریزی کردیم بریم یه سفر چند روزه با ماشین.

بعد از بازگشت اگه عمری باقی بود سفرنامه‌ای نگارش خواهد شد.

فعلا احتمالا چند روزی درخدمتتون نیستم و پیشاپیش از اینکه شاید جواب کامنتها با تاخیر داده بشه عذرخواهی می‌کنم.

شاد باشید


 
 
سفرنامه سیدنی - 2
نویسنده : کوروش کبیر - ساعت ۱٠:٥۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٠ آبان ۱۳۸٩
 

صبح روز یکشنبه ساعت ٨:٣٠ بیدار شدیم و برای صرف صبحانه به رستوران هتل رفتیم.

پس از صرف صبحانه مفصل، و جمع و جور کردن وسائل، اتاق رو تحویل دادیم و ازشون خواستیم که وسایلمون را تا بعدازظهر در انبار هتل نگهداری کنن. بسمت اپرا هاوس که در فاصله ۵ دقیقه‌ای هتل قرار داشت راه افتادیم. هر چی در مورد بدی آب و هوای روز اول گفتم برا امروز برعکسش کنید. واقعا شانس با ما یار بود که تو هوای به اون زیبایی و لطافت می‌تونستیم از جاهایی که برنامه‌ریزی کرده بودیم بازدید داشته باشیم. موقعیکه برای اولین بار چشممون به جمال این بنای زیبا که ظاهرا سمبل سیدنی هستش افتاد یاد بازیهای المپیک چند سال پیش افتادم که هر شب چندین بار این بنا رو از تلویزیون می‌دیدم. شاید اونموقع اصلا هیچگونه تصوری از اینکه یک روزی بخوام کنار این ساختمون عکس بگیرم نداشتم.

اولین برنامه روز دوم Jet Boating بود که همونجا رزرو کردیم و چند دقیقه بعد سوار قایق شدیم. این قایقها همونجور که از اسمشون مشخصه با سرعت خیلی زیاد حرکت می‌کنن. در حین این سرعت بالا یه دفعه راننده ترمز دستی رو می‌کشه و خوب قایق دور خودش می‌چرخه و آب پخش آسمون می‌شه و بعدش هم رو سرتون فرود می‌آد.


 
 
سفرنامه سیدنی - 1
نویسنده : کوروش کبیر - ساعت ٦:٢٩ ‎ق.ظ روز جمعه ٧ آبان ۱۳۸٩
 

سلام

از حدود دو ماه پیش تو ذهنم بود که تو یه فرصت مناسب یه بازدید کوتاه از سیدنی داشته باشم. منتظر بودم که هوا یه ذره گرمتر بشه که اذیت نشیم. بالاخره اوایل سپتامبر اقدام کردم برای تهیه بلیط. از Jet Star و از طریق سایتشون بلیط ها رو خریداری کردم. این شرکت هواپیمایی ارزونترین شرکت هواپیمایی استرالیا هستش که یه وقتایی واقعا قیمتهاش باور نکردنیه. ما برای ٣ نفر مجموعا ۵۵٠ دلار پول بلیط دادیم که این هزینه شامل مجموعا ٢٠ کیلو بار مجاز و ٣ تا کیف دستی می‌شد. البته من چون ارزونترین آپشن رو انتخاب کردم امکان تغییر تاریخ و یا پس دادن بلیط هم نبود.

با توجه به مشورتهایی که با دوستان مقیم سیدنی هم داشتم بالاخره هتل ماریوت رو برای اقامت انتخاب کردم. این هتل شاید در نگاه اول یه مقدار گرون باشه اما برای من مزیتهای زیادی داشت. اول اینکه قصدم فقط اقامت یک شب در سیدنی بود و شاید ١٠٠ دلار بالا و پایین خیلی فرقی نمی‌کرد. دوم اینکه محل این هتل از لحاظ دسترسی به جاهای دیدنی سیدنی و حمل و نقل عمومی عالی بود. (تمام مسیرهایی که در ادامه می‌گم رو ما پیاده رفت و آمد داشتیم و بجز مسیر فرودگاه تا هتل و برعکس از وسایل نقلیه استفاده نکردیم) و سوم اینکه خب ۵ ستاره بود و از مزیتهای یک هتل بین‌المللی استفاده می‌کردم. تو استرالیا معمولا قیمت صبحانه رو اتاق حساب نمی‌شه و باید جداگانه پرداخت بشه. اما خوشبختانه برای تاریخ مورد نظر من این هتل بعنوان Promotion صبحانه رو هم رو اتاق اضافه کرده بود. (در حالت عادی قیمت صبحانه بوفه این هتل ٣۵ دلار بازای هر نفره).

ساعت ٧:٢۵ دقیقه روز شنبه ١۶ اکتبر بلیط رفتمون بود. کارتهای پرواز رو روز قبل از مسافرت از طریق سایت شرکت هواپیمایی گرفتم و خب نگرانی از این بابت نداشتیم. تو کارت نوشته شده بود که ۴۵ دقیقه قبل از پرواز فرودگاه باشیم. ما حدود ۶:٣۵ رسیدیم داخل سالن و بار رو تحویل دادیم. متصدی کانتر پرواز گفت که پرواز ١ ساعت تاخیر داره.


 
 
بازگشت از سیدنی
نویسنده : کوروش کبیر - ساعت ۱:۳٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٦ مهر ۱۳۸٩
 

دیشب ساعت 12 به وقت محلی بریزبین مسافرت 41 ساعته ما به سیدنی پایان یافت. سفرنامه در حال تنظیم هستش که به محض تکمیل در وبلاگ قرار خواهد گرفت.

دو تا مورد: اول تاخیر هواپیما: رفت 2 ساعت برگشت 30 دقیقه

دوم: بدلیل فشردگی برنامه دیروز جمع دوستانه دوستان وبلاگ نویس سیدنی رو از دست دادم وگرنه الان عکس من هم اینجا بود.


 
 
سیدنی-2
نویسنده : کوروش کبیر - ساعت ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ مهر ۱۳۸٩
 

شنبه و یکشنبه در هتل ماریوت به آدرس 30 Pitt Street Sydney,New South ales 2000 اقامت خواهیم داشت. همچنین برنامه‌ریزی جوری خواهد بود که در طول روزهای شنبه و یکشنبه از جاهای دیدنی داخل سیتی بازدید کنیم. خوشحال می‌شم اگه بتونم هر کدوم از دوستان خوبم تو سیدنی رو ببینم.

ارادتمند


 
 
سیدنی
نویسنده : کوروش کبیر - ساعت ۱۱:٤٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٤ مهر ۱۳۸٩
 

به قول دامون:

سیدنیا سیدنیا ما داریم می‌آییم!

یه مسافرت دو روزه و خیلی خیلی فشرده داریم برنامه‌ریزی می‌کنیم برای بازدید از سیدنی‌آباد در تاریخهای 16 و 17 اکتبر.


 
 
تاخیر هواپیما
نویسنده : کوروش کبیر - ساعت ٧:٢٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۱ خرداد ۱۳۸٩
 

سلام

اولین پرواز داخلی در استرالیا

پرواز رفت 10 دقیقه، برگشت 20 دقیقه تاخیر. باورتون می شه اینجا هم هواپیماها تاخیر داشته باشن؟