قصه مهاجرت من و خانواده

داستانهاي من از زندگي روزمره + كارهاي مهاجرتم شامل اسسمنت، لاج آنلاين، آمادگي جهت مهاجرت و زندگي در استراليا

رستوران ایرانی
نویسنده : کوروش کبیر - ساعت ٥:۱۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٤ خرداد ۱۳۸٩
 

سلام

دیشب برای اولین بار رفتیم یه رستوران ایرانی به اسم پرشین رستوران. یه ذره به ما دور بود. موقعی که رسیدیم اونجا ازمون پرسیدن شما رزرو داشتین ما هم یه دفعه انگار یه پس گردنی زدن بهمون گفتیم نه. گفت که متاسفانه داخل نمی‌تونین بشینین. بیرون صندلی هست. گفتیم تو سرما؟ بعد نگاه کرد به سالن و دید یه دونه میز خالیه از شوهرش (مسئول صندوق) پرسید که اینا رفتن؟ اونم گفت آره. به ما گفت می‌تونین اینجا بشینین.

مستقر شدیم و لیست غذاها رو نگاه کردیم. یه دونه کباب برگ سفارش دادیم و یه دونه باقالی پلو با ماهیچه و دو تا پیش غذا و یه پارچ دوغ و یه بسقاب کوچیک شیرینی برای دسر و 80 دلار دادیم و اومدیم.

رستوران توی یه خیابون فرعی  نسبتا خلوت هستش و فضای داخلیش هم گنجایش حدود 30 نفر رو داره. صاحبهای رستوران یه زن  و شوهر هستن و چند تا کارگر ایرانی و چینی هم داشتند. توی رستوران هم کلیپ و موسیقی ایرانی از نوع لس آنجلس! گذاشته بودن. بیشتر مشتری‌ها هم غیر ایرانی بودن و خیلی خیلی سرو صدا راه انداخته بودند. کیفیت غذا خوب بود اما کمیتش کمی کم بود!

ما برای رفت و برگشت به اونجا از اتوبوس استفاده کردیم.

آدرس و شماره تلفن از لینک رستوران قابل دسترسی هستش. البته الان دارن سایتشون رو آپدیت می‌کنن. قبلا منوی غذا هم رو سایت بود.