قصه مهاجرت من و خانواده

داستانهاي من از زندگي روزمره + كارهاي مهاجرتم شامل اسسمنت، لاج آنلاين، آمادگي جهت مهاجرت و زندگي در استراليا

ورود به بریزبین
نویسنده : کوروش کبیر - ساعت ۳:٥۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٤ اردیبهشت ۱۳۸٩
 

سلام

بالاخره ما هم اوزی شدیم!

بعد از نزدیک به ٢٣ ساعت پرواز ما امروز ساعت ٩:٣٠ به وقت استرالیا وارد این خاک مقدس شدیم و اونو با حضور خودمون منورتر کردیم.

در مورد مسایل سفر بعدا می‌گم. فقط اینو داشته باشین که نزدیک به ١ ساعت شاید هم بیشتر تو گمرک و قرنطینه نگهمون داشتن و سبزیها، گردوها، بادوم و ... رو ازمون گرفتن و به یادگاری نگه داشتن! هی من از شدت گرما و سردرد عرق ریختم. هی مسئول گمرک فکر کرد که من بار خلاف و ازین چیز میزا دارم و الان نگران لو رفتنش هستم و بیشتر دقت می‌کردگریه