قصه مهاجرت من و خانواده

داستانهاي من از زندگي روزمره + كارهاي مهاجرتم شامل اسسمنت، لاج آنلاين، آمادگي جهت مهاجرت و زندگي در استراليا

تصویری از 5 سال آینده
نویسنده : کوروش کبیر - ساعت ٦:٢٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸۸
 

دوست عزیز فعلی و همشهری آیندمون دامون چند تا سؤال پرسیده تو وبلاگش که من اینجا جواب می‌دم:

واقعیت اینه که شاید خیلی از ما شرایط فعلی زندگیمون رو مدیون اجبارهایی هستیم که در گذشته بدلایل مختلف پیش‌پای ما قرار گرفتن. این شرایط می‌تونه مثلا قبولی دانشگاه در رشته‌ای که هیچگونه اطلاعاتی ازش نداشتین باشه یا شرایط خانوادگی و اجبار در انتخاب رشته تحصیلی و یا مثلا عدم وجود کار مناسب و دلخواه و یا متناسب با رشته تحصیلی در زمان مقتضی که بهش نیاز داشتین. همین باعث می‌شه که شما بنیان زندگیتون رو روی پایه‌هایی نصب کنین که شاید خیلی علاقمند به اون نباشین. مثلا پزشکهایی رو می‌بینین که دوست داشتن مهندس بشن یا مهندسینی که دوست داشتن خلیان بشن و ... .

البته این مساله در مورد خیلیها صادقه و باز هم خیلی از اونهایی که این مساله در موردشون صادقه از شرایط فعلیشون راضی هستند.

من هم به لطف خدا از شرایط فعلی ناراضی نیستم.

1. تصویری که از پنج سال آینده دارم اینه که دوست دارم تو یه محیط کاملا آرام و بدون استرس در حال گذران زندگی باشم و بزرگ شدن بچه ها (که حالا دو تا شدن) رو نظاره‌گر باشم. از کارهای مهندسی خسته شدم و یه دونه رستوران متوسط (از لحاظ ابعاد) باز کردم و دارم اونو اداره می‌کنم.

2. از جمله مواردی که علاقمند به اون هستم جهانگردیه. دوست دارم خیلی از جاهای دنیا رو ببینم. از یونان و ایتالیا و مصر گرفته تا آمازون و کانادا و ...

3. نمی شه با قاطعیت گفت که اگه مهاجرت نمی‌کردم چی می‌شد و یا حالا که دارم می رم باز هم چی ‌می شه اما فکر می‌کنم و ممکنه که قابل تصور باشه که اگر برای مهاجرت اقدام نمی‌کردم شرایط پنج سال دیگه با الان خیلی فرقی نداشت. خوبی مهاجرت اینه که آدم داره پا تو یه دنیایی می ذاره که کاملا ناشناخته هستش و می تونی از حد بهشت تا جهنم متغیر باشه. امیدوارم برای ما جنبه بهشتش رونمایی کنه