قصه مهاجرت من و خانواده

داستانهاي من از زندگي روزمره + كارهاي مهاجرتم شامل اسسمنت، لاج آنلاين، آمادگي جهت مهاجرت و زندگي در استراليا

پس از ویزا ....
نویسنده : کوروش کبیر - ساعت ٦:۱۸ ‎ق.ظ روز جمعه ٤ دی ۱۳۸۸
 

سلام

درسته که بچه‌هایی که ویزاشون رو می‌گرفتند می‌گفتند تازه خان اول رد شده.

بعد از اینکه نامه گرنت اومد با عارف قرار گذاشتیم بریم سفارت. رفتیم و دست از پا درازتر برگشتیم.

سفارت استرالیا تو تهران هم با کلاس شده و سیستم نوبت دهی راه انداخته. باید یه ایمیل برا آدرس immigration.tehran@dfat.gov.au با ذکر دلیل مراجعه، شماره پاسپورت و تعداد و اسامی نفرات.

اونا هم جواب می دن که فلان روز و فلان ساعت مراجعه کنید.

بعدش رفتم دنبال رزرو بلیط. من با هواپیمایی الاتحاد و برا بریزبین گرفتم برای اوایل اردیبهشت. بلیط رو هم از طریق دفتر فروش هواپیمایی آسمان تو میدون فاطمی اوکی کردم.

برای رزرو هتل هم فعلا درخواست سفرم رو برای بخش خدمات باشگاه گردش روز فرستادم تا ببینیم چی می‌شه. (در مورد توضیحات باشگاه گردش روز این پست رو بخونید).

وسایل اضافی رو هم شروع کردیم حراج کردن.

برا چند تا شرکت هم رزومه فرستادم و اونا هم نامردی نکردند و جوابای منفی‌شون رو فرستادنناراحت

فعلا هم فقط خانواده خانمم و همکارام از قضیه مهاجرت خبر دارن و هنوز به خانواده خودم نگفتم.