قصه مهاجرت من و خانواده

داستانهاي من از زندگي روزمره + كارهاي مهاجرتم شامل اسسمنت، لاج آنلاين، آمادگي جهت مهاجرت و زندگي در استراليا

عید زیبا
نویسنده : کوروش کبیر - ساعت ٦:٠٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳٠ شهریور ۱۳۸۸
 

سلام

اول از همه دوستانیکه برا دخترم دعا و آرزوی سلامتی کردند ممنونم.

شکر خدا ایندفعه دخترم فقط سه شب میهمان بیمارستان بود و روز شنبه مرخص شد. دیروز هم که عید فطر بود.

امروز اولین روز کاری این هفته با خوبی شروع شد. سه نفر ویزا گرفتند. این یکی بعد از دو هفته کم شدن آمار ویزاها یه مقدار خوشحال کننده بود. امیدوارم موفق باشن.

دوستم پوریا هم برا چهارشنبه دو هفته دیگه بلیط گرفته و فردا براش Goodbye Party گرفتیم.

فعلا مورد دیگه‌ای نیست.

راستی دارم یه پست نسبتا جامع آماده می‌کنم برا کسانیکه می‌خوان این پروسه رو شروع کنن فکر کنم بدردشون بخوره. با توجه به بار علمی بالای اون پست فکر می‌کنم دو سه هفته‌ای زمان ببره.

فعلابای بای