قصه مهاجرت من و خانواده

داستانهاي من از زندگي روزمره + كارهاي مهاجرتم شامل اسسمنت، لاج آنلاين، آمادگي جهت مهاجرت و زندگي در استراليا

سفرنامه تایلند-2
نویسنده : کوروش کبیر - ساعت ٦:۱٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۸ اسفند ۱۳۸٧
 

باز هم سلام

بعد از ارائه توضیحات لازم جهت مقدمات، سفر ما به این سرزمین زیبا در تاریخ جمعه ٢۵ بهمن ١٣٨٧ پس از دربی ۶۶ استقلال و پرسپولیس آغاز شد. پروازمون ساعت ٢٠:۴٠بود. ما حدود ساعت ١٧:۴٠ از خونه راه بیفتیم. به حساب خودم چون روز جمعه بود خیابونها خلوت بود و ما به موقع می‌رسیدیم. ولی خیابونا خلوت نبود و حسابی استرس داشتم که دیر برسیم که خدا رو شکر این اتفاق نیفتاد. پرواز با نیم ساعت تاخیر انجام شد. هواپیما بوئینگ ٧۴٧ بود که از شرکت Blue Sky اجاره شده و کاملا نو و مرتب بود. پذیرایی هم توسط مهمانداران هواپیما خوب بود. بدلیل حضور دختر گلم و بازیگوشیهاش امکان استراحت مهیا نشد و ما شب را تا به صبح در بیداری سپری کردیم. دختر خانم گل نیم ساعت قبل از فرود هواپیما خوابید. ساعت 6:40 صبح به وقت محلی وارد بانکوک شدیم. همزمان حداقل چهار پرواز خارجی دیگر وارد فرودگاه شده بود و این یعنی معطلی بیش از اندازه در صف کنترل پاسپورت که خوشبختانه بودن فاطمه خانم به کمکمون اومد و ما و سایر خونواده‌هایی که فرزند همراهشون بود رو بدون نوبت پذیرش کردند.

بقیه در ادامه مطلب...


از گیت مربوطه که گذر کردیم نوبت اقدام جهت خرید بلیط رزرو شده بود و این یعنی نیاز به پول تایلندی. واحد پول این کشور بات است و هر بات تقریبا 27 تومان می‌شود. در داخل فرودگاه از طریق باجه‌های مخصوص دلار را به بات تبدیل کردم و بعدا فهمیدم که اگر مجبور نبودم نباید در داخل فرودگاه سراغ Exchange رفت. اختلاف Rate تبدیل ارز در فرودگاه و خارج اون بیش از 7 درصد بود. همینجا باید بگم که اگه خواستین برین تایلند بهترین ارز دلاره و اونم 100 یا 50 دلاری. بعنوان مثال Rate تبدیل برا 100 دلاری 35.5 و برا 1 دلاری 33 باته که اختلاف نسبتا زیادی محسوب می‌شه(البته این مطلب در زمان مسافرت ما صادق بود و در سایر زمانها صحت و سقم اون می‌بایست تحقیق شود) پس از تبدیل پول سراغ دفتر هواپیمایی بانکوک رفتم (طبق آدرسی که در ایمیل اشاره شده بود) و اونجا با یه خانم مؤدب و خوش برخورد روبرو شدم. پس ارائه پرینت ایمیل ارسالی و کنترل توسط ایشون به من گفت که بلیطم مشکلی نداره و می‌تونه صادر بشه.

در ایران با توصیه تعدادی از دوستان بدلیل احتمال تاخیر در پرواز، من زمان بلیط بانکوک به ساموئی رو 8 ساعت پس از زمان فرود در بانکوک رزرو کرده بودم. این یعنی اینکه پروازم حدود ساعت 14:30 بود و الان ساعت 8 صبح. بماند خستگی ناشی از نخوابیدن در طول پرواز تهران- بانکوک. از اپراتور خواهش کردم که اگه امکان داره زمان پرواز رو برام جلوتر بندازه که پس از کنترل تونست پرواز ساعت 9:30 رو برام OK کرده و بلیط مربوطه رو صادر کنه. در این کشور بدلیل تنوع قومیتهای مختلف، در زمان رزرو بلیط نوع غذای شما رو هم می‌پرسن که من غذای مسلمون رو انتخاب کرده بودم و حالا بدلیل تغییر زمان پرواز و نزدیک بودن اون این امکان از من گرفته شد و بلیط من با غذای عادی صادر شد. پس از دریافت کارت پرواز و عبور از باجه بازرسی وارد سالن ترانزیت شدیم. اینو هم بگم که تو فرودگاههای بانکوک برای ورود مایعات از هر نوعش حتی آب به هواپیما فوق‌العاده سختگیری می‌شه و اصلا این امکان وجود نداره.

پرواز بانکوک به ساموئی هم با نیم ساعت تاخیر انجام شد. برای سوار شدن به هواپیما باز هم بدلیل حضور فاطمه خانم برای ما اولویت قائل شدند. هواپیما ایرباس و نسبتا نو و تمیز با مهماندارن بسیار مؤدب و خوش‌برخورد بود. پرواز حدود یکساعت و 5 دقیقه طول کشید و واقعا از این پرواز بدلیل مشاهده مناظر بسیار زیبا در زمان فرود لذت بردیم. پس از فرود در فرودگاه و تحویل گرفتن وسائل با استفاده از تاکسیهای فرودگاه عازم هتل شدیم. کرایه تاکسی 500 بات شد و این بیشترین کرایه‌ای بود که ما تو تایلند برای یک مسیر نسبتا کوتاه پرداخت کردیم.

حدود ساعت 12 ظهر بود که وارد هتل Q Signature شدیم. یک هتل 5 ستاره زیبا در ساحل دریا همراه با درختان بسیار زیبا و پرسنل بسیار خوش‌برخورد. روی مبلهای موجود در لابی نشستیم. با یک شربت خنک و بسیار خوشمزه (که یادم نمی‌آد تا حالا شربت به این خوشمزه‌ای خورده باشم) و دستمال‌های معطر مخصوص Refresh کردن مورد استقبال قرار گرفتیم و دو سه نفر از پرسنل کارهای لازم از جمله پرکردن فرمها رو انجام می‌دادند و فقط برای امضا پیش من می‌آوردند. آخر سر هم که کارا تموم  کلید تحویلمون شد. نکته جالب عدم اخذ هرگونه ودیعه یا پاسپورت یا ضمانت‌نامه دیگری بود.

دوباره پرسنل هتل کمکمون کردند که وسایل رو ببریم اتاق. فقط تونستیم چند ساعت بخوابیم و دیگر هیچ...

حتما اطلاع دارین که 14 فوریه روز ولنتاینه و تو هتل مراسم خاصی برا اون شب (شنبه شب) برگزار می‌شد که ما بهتر دیدیم یه سر بریم تو جزیره و ببینیم اونجا چه خبره.

راه افتادیم. کمی تو مغزه‌ها پرسه زدیم و آخر سر هم رفتیم Mc Donald غا خوردیم و آخر شب برگشتیم. این اولین روز اقامت ما در تایلند بود.