قصه مهاجرت من و خانواده

داستانهاي من از زندگي روزمره + كارهاي مهاجرتم شامل اسسمنت، لاج آنلاين، آمادگي جهت مهاجرت و زندگي در استراليا

آغاز کار
نویسنده : کوروش کبیر - ساعت ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۳ آبان ۱۳۸٧
 

سلام

ما هم بالاخره صاحاب یک وبلاگ شدیم. (ما یعنی من و همسر (خانمی) و فرزند (عسل)

می‌خوام حرفهام رو تو این وبلاگ بنویسم.

از هر چی شد: مخصوصا قصه مهاجرت که بتازگی شروعش کردم.

از همه دوستان می‌خوام بهم کمک کنن و با راهنماییهاشون چراغ راهم باشن