قصه مهاجرت من و خانواده

داستانهاي من از زندگي روزمره + كارهاي مهاجرتم شامل اسسمنت، لاج آنلاين، آمادگي جهت مهاجرت و زندگي در استراليا

و اما ماه 4
نویسنده : کوروش کبیر - ساعت ۱٠:٥٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۱ بهمن ۱۳۸٧
 

سلام

امروز چهارمین ماه از تاریخ لاج آنلاین جهت مهاجرت استرالیا هم گذشت. تو این چهار ماه کارم مطالعه وبلاگهای مختلف و جمع‌آوری اطلاعات بود و ادامه داره.

امروز دومین قدم برای یکی از بزرگترین آرزوهای زندگیم رو برداشتم.

اولین قدم برای رسیدن به این آرزوی بزرگ 24 اسفند سال 1385 بود که مراجعه کردم بانک ملی و برای حج عمره واسه خودم، خانمی و عسل ثبت‌نام کردم. اما دومین قدم این بود که امروز باید تاریخ اعزام رو مشخص می‌کردیم. از ساعت 6 صبح رفتم جلو دفتر مسافرتی که از طرف سازمان حج و زیارت مشخص شده بودند و تو صف واستادم. قرار بود ثبت نام و تعیین تاریخ و کاروان از ساعت 8 صبح شروع بشه اونم بصورت آنلاین. ساعت 8:30 شروع شد و بلافاصله به خاطر شلوغی سرورها تعطیل شد. خلاصه چند دقیقه وصل چندین دقیقه قطع دوباره وصل و دوباره قطع. این روند تا ساعت 12 ادامه داشت که بالاخره نوبت ما شد و تونستیم برا یکم اردیبهشت نوبت بگیریم. من خیلی دوست داشتم برا اوایل خرداد بگیرم که ایام فاطمیه رو مدینه باشم اما قسمت نشد. اصلا هم نمی‌دونم چرا یه دفعه این تاریخ رو انتخاب کردم. قبل از ثبت نام تقریبا 25 تا اولویت تاریخ رو مشخص کرده بودم که ناخودآگاه اصلا سراغ هیچکدومشون نرفتم. اینم حتما حکمتی توش هست که ما بیخبریم.

تو پستهای قبلی در مورد مسافرت تایلند نوشته بودم و تو این پست در مورد حج عمره. حالا چه سنخیتی بین ایندوتا هستش، منم هنوز نمی‌دونم. بهرحال دو تا تجربه کاملا متفاوته.

راستی دوباره فردا شب عازم بندر عباس هستم برا ماموریت کاری

فعلابای بای