دوباره سلام
یه وقتایی فکر میکنم چقدر ملّت عجیبی هستیم. البته شما رو عرض نمیکنم. ولی واقعیت اینه که خیلی از ماها عادات عجیبی داریم. یکی از اخلاقای بد ما اینه که از همه طلبکاریم و همیشه از اون چیزی که داریم راضی نیستیم. البته نفس این کار خوبه که همیشه رو به جلو حرکت کنیم ولی این عادت یه وقتایی کار دستمون میده و با انتظارات بیجا برا خودمون مشکلاتی درست میکنیم. حالا این مشکلات یا میتونه مالی، جسمی، اخلاقی باشه یا دغدغههای ذهنی.
این مقدمه رو گفتم که انتقاد کنم از کامنتهای یکی از دوستان رو پست قبلی.
من هدفم از نوشتن پست قبلی ارائه اطلاعاتی بود که دوستانی که میان اینجا بدونن چه کمک هزینههایی بهشون تعلق میگیره. عنوان پست رو هم کمک هزینههای دولت استرالیا گذاشتم. اگه دوستانی فکر کردند که با این پول میشه زندگی رو اداره کرد من ازشون عذر میخوام که همچین تصوری رو براشون ایجاد کردم. من با نوشتن اون مطلب نه قصد تشویق کسی به مهاجرت داشتم و نه قصد بزرگ نمایی کمکهای دولت هر چند واقعا فکر میکنم این کمکها بزرگ هستش که در ادامه توضیح میدم.
جناب فیلسوف مثال زده بودن که برای خانوادای که ۷۶۰۰۰ دلار (بعد از کسر مالیات) درآمد دارن مقدار خیلی کمی از این کمکها شامل حالشون میشه. من کاملا حرف ایشون رو تصدیق میکنم. هر چند کاملا مخالف این جملهشون هستم که این درآمد متوسطی هستش. اصولأ خانوادهای که این میزان درآمد داشته باشن شاید نیازی به این پول ندارن هر چند باز هم مبلغی نقدی (در حد ۴۰۰۰ دلار) در سال بهشون تعلق میگیره و این علاوه بر کمکهایی هستش که برای Child Care میگیرن که باز هم مبلغ کمی نیست. مثال زدهاند برای Child Care. اولا ما که تو ایران نه خودمون از این چیزایی که گفتند که ادارات برا بچهها در نظر میگیرن دیدیم و نه از بستگانمون خبر داریم که محل کارشون امکانات مجانی برا Child Care در اختیارشون قرار داده. شاید ما چون تو شرکتهای خصوصی کار میکردیم اینجوری بوده. اما اگه باز هم در نظر بگیریم ادارات دولتی چنین امکاناتی رو در اختیار پرسنل بزارن باز هم شامل طیف خیلی کمی از مردم میشه و عمده مردم از چنین امکاناتی محروم هستن. مثال زدهاند که هزینه بچه برا مهد کودک ۱۲۰۰۰ دلار میشه. بر اساس اطلاتی که تو پست قبلی گذشتم،با توجه به درآمد این خانواده این کمک هزینهها از دولت دریافت خواهد شد: Child care Benefit: ۲۰% یعنی ۲۴۰۰ دلار. پس Out of Pocket Money میشه ۹۴۰۰ دلار. بر این اساس Child Care Rebate میشه ۴۷۰۰ دلار بنابر این شما کلا ۴۷۰۰ دلار برای یک سال مهد کودک پرداخت کردین. این یعنی حدود ۶% درآمد سالانه این خانواده. همین خانواده تو ایران اگه ۱،۵۰۰،۰۰۰ تومان در ماه درآمد داشته باشن باید حداقل ماهی ۲۰۰،۰۰۰ تومان پول مهد کودک بدن یعنی حدود ۱۳% درآمد!
در مورد وضع درمانی کاملا حق با شماست و وضعیت پزشکی اینجا افتضاحه. اما با داشتن بیمه خصوصی خیلی چیزا حل میشه. همین خانواده برای یک بیمه خصوصی خوب حدود ۲۰۰ دلار در ماه باید هزینه کنند یعنی ۳% درآمدشون. اما وضعیت بیمههای دولتی تو ایران چجوریه؟ اونجا هم شما باید بیمه خصوصی بگیرین. یه بیمه خصوصی با پوششی مثل اینجا (که تا حدود زیادی هزینههای دندون پزشکی رو هم کاور بکنه) حداقل ماهی ۵۰،۰۰۰ تومن هزینه داره (برای یک خانواده سه نفره) یعنی باز هم همون ۳%. هر چند اینجا در بعضی شرایط میشه بخش زیادی از پول بیمه خصوصی رو از دولت به عنوانه Tax Refund پس گرفت (تو یه پست دیگه در مورد Tax Refund مینویسم). باز هم از شما میپذیرم که خیلی از هزینه اینجا به مراتب بالاتر از ایران هستش.
من واقعا قصد ندارم با این نوشتهها ذهنیتی به وجود بیارم که اینجا همهچی رویایی هستش و این واقعا به خیلی فاکتورها بستگی داره.
بر گردیم به داستانمون.
همونطور که قبلا هم گفتم این مبالغ به عنوان کمک هزینه از طرف دولت پرداخت میشه و شامل طیف وسیعی از مردم میشه. نکتهای که به قول یکی از دوستان هست اینه که دولت خودش رو موظف به این کار میدونه و از اون به عنوان یک حق برای شما یاد میکنه نه اینکه بخواد به خاطرش سرتون منّت بذاره. نمونش کمکی بود که دولت به خاطره سیل به کسانیکه سیل زده بودن و خونشون رو آب گرفته بود پرداخت کرد. با توجه به تعداد اعضای خانواده، نفری ۱۰۰۰ دلار. از دوستان کسانی بودن که نرفته بودن دنبال این پول و بعد از یکی دو هفته از خود سنترلینک باهاشون تماس گرفتن و بهشون گفتن که این پول حق شماست و به حسابتون واریز شده!
نکته دوم در این مورد اینه که این کمک هزینه نسبت عکس با درآمد داره، یعنی با افزایش درآمد میزان این کمک هزینهها هم کمتر میشه.
این کاری که دولت میکنه آیا غیر از رعایت عدالت در بین مردم جامعه هستش؟ یعنی داره با پولی که به عنوانه مالیات دریافت کرده، که باز هم با توجه به میزان درآمد کموزیاد میشه (اینجا رو ببینین)، به کسانی که درآمدشون کمتره کمک میکنه تا اونا هم بتونن زندگی راحت تری رو داشته باشن. برا همین هستش که مجموع درآمد سالانه مردم شاید در خیلی از موارد نزدیک همدیگه باشه. فقط دوباره تو رو خدا نیاین بنویسین شما خارج نشینا دارین تبلیغات میکنین که مردم رو بکشین اینجا و … من فقط میخوام بگم که اینجا با پول هیچی (اگه اسم مالیات رو هیچی بذاریم چون قابل مقایسه با نفت و گاز ما نیست) دارن جوری به مردمشون سرویس میدن که تقریبا همه از زندگی راضی هستن و از اون لذت میبرن. باور کنید تو این ۱۴ ماهی که اینجا بودم به اندازه یک روز راه رفتن تو خیابونای تهران گدا ندیدم. کاشکی به جای طلبکار بودن یا به هم پریدن میپذیرفتیم که دنیای غرب هم چیزایی برا یاد گرفتن داره و میتونه تو بعضی زمینهها الگوی خوبی برامون باشه.
البته باز هم تاکید میکنم تمام این محاسبات برا کسانی هستش که دارای فرزند هستن. میدونم که برای زوجهای جوان یا مجرّدها شرایط یه مقدار سختتر میشه ولی خوب شاید بشه اینجوری گفت که این کمکها علاوه بر این که به رشد کودک در محیطی بهتر کمک میکنه میتونه یه مشوّق برای بچه دارشدن هم باشه.
یه مورد دیگه هم اینکه اون دوستی که تو کامنتهای این پست توهین کرده بودن و این مطلب در موردشون نوشته شد، باتوجه به IP کامپوترشون شناسایی شدند. ایشون از دوستان وبلاگ نویس مقیم سیدنی بودند که از طریق کامپوترهای دانشگاهشون در چندین مورد تو این وبلاگ کامنت گذاشته بودند.
نظرات ()