قصه مهاجرت من و خانواده

داستانهاي من از زندگي روزمره + كارهاي مهاجرتم شامل اسسمنت، لاج آنلاين، آمادگي جهت مهاجرت و زندگي در استراليا

احترام
نویسنده : کوروش کبیر - ساعت ٦:۱۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۳٩٠
 

سلام

باز هم باید عذر خواهی‌ کنم که دیر اومدم. چند تا دلیل داشت. اول از همه اینکه خیلی‌ تو این مدت سرم شلوغ بود. مسافرت ایران حسابی‌ خستمون کرد. کارها هم یه مقدار عقب افتاده بود که باید خودم رو به روز می‌کردم.

یه دلیل هم کامنت‌هایی‌ بود که عمدتاً به صورت خصوصی ارسال شد و یه نمونش هم که عمومی‌ بود رو تو پست قبلی‌ میتونین ببینین. اول از همه دوستانی که نظرشون رو در مورد اون کامنت گفتن ممنونم. راستش نمیخواستم دیگه در موردش بنویسم ولی‌ فکر کردم نوشتن چند خطی‌ در مورد اینجور برخورد‌ها شاید بد نباشه. متاسفانه شرایط جوری شده که خیلی‌ کم آدم‌هایی‌ رو میبینیم که توان تحمل نظر مخالف رو داشته باشن. همه میگیم ما فرهنگ چند هزار ساله داریم و دلمون خوشه ولی‌ وقتی‌ پاش میوفته میبینیم از خیلی‌ فرهنگ‌های دیگه عقب تریم. تحمل دیدن افکار یا افراد با نظراتی غیر از ا‌ون چیزی که ما فکر می‌کنیم رو از دست دادیم. نمیدونم دلیلش چیه ولی‌ احساس می‌کنم تو چند ساله اخیر خیلی‌ زیاد شده چه در روابط عادی مردم با همدیگه و چه در سیاست و مدیران کشوری. تا یاد نگیریم که نظر هر کسی‌ و شیوه زندگی‌ هر کسی‌ مربوطه به خودش هستش و باید احترام بگذاریم و یک سری مرز برا خودمون داشته باشیم نمیتونیم راحت زندگی‌ کنیم. آخه چه دلیلی‌ داره که همه بخوان مثل هم فکر کنن و مثل هم زندگی‌ کنن؟

من مسلمون هستم. خانمم هم حجاب داره. نماز هم می‌خونم. روزه هم میگیرم. زیارت هم میرم. مکه هم یه بار رفتم و باز هم دوست دارم برم. سعی‌ می‌کنم اون چیزی رو که بهش اعتقاد دارم برا خودم نگاه دارم و این مساله برام خیلی‌ مهمه. سعی‌ کردم با هر بادی هم اینور اونور نرم. خیلی‌ از عربها رو از خیلی‌ از فارس‌ها آدم تر میدونم و بیشتر دوستشون دارم. دوست بهایی، زرتشتی، یهودی، مسیحی‌ و … (چه ایرانی‌ و چه غیر ایرانی‌) زیاد دارم. باهاشون هم رفت آمد دارم. به تمدن ایرانی‌ هم میبالم و همیشه اینجا با همکارم در موردش صحبت می‌کنم. خوب که چی‌؟ این چیزا به کی‌ ربط داره؟ آیا دلیلی‌ وجود داره که بقیه هم بخوان مثل من فکر کنن و یا اینکه اگه اینجوری فکر نکنن بخوام بهشون توهین کنم؟ آخه چرا به خودمون اجازه میدیم در مورد هر چیزی اظهار نظر کنیم؟ البته باز هم من با اصل اظهار نظر موافقم. مثلا طرف میاد میگه تو مشروب نمی‌خوری در حالی‌ که این فواید رو داره. من هم مختار هستم که قبول کنم یا نکنم. ولی‌ وقتی‌ پا از این فراتر رفت و فکر کردیم که نظر ما بهترین هستش و همه الا و بلّا باید اون چیزی رو که ما فکر می‌کنیم انجام بدن نتیجه این خیلی خوشآیند نیست. این میشه که هر ایرانی‌ رو که می‌بینین اول از همه توصیه میکنه از بقیه ایرانی‌‌ها دوری کن. شاید یکی‌ از دلایلی که خیلی‌ از جمعهای ایرانیها نمی‌تونه دوام بیاره یا حد عقل از یه تعداد محدودی بیشتر بشه همینه که همه خودمون رو برتر میدونیم وأحساس می‌کنیم همه باید اون چیزی رو که ما فکر می‌کنیم قبول کنن.

ما تا وقتی‌ یاد نگیریم به هم احترام بگذاریم و نظرات بقیه برامون محترم باشه فقط و فقط ذهنمون درگیره همین خاله زنک بازیهاست و از طرفی‌ احتراممون هم پیشه بقیه ملیت‌ها به اندازه احترامه خودمون به همدیگست.

مطلبی که در مورد کمک هزینه‌های دولت استرالیا به بچه‌ها قولش رو داده بودم تقریبا آمادست و تا چند روز دیگه میزارم رو وبلاگ.

شاد باشید