قصه مهاجرت من و خانواده

داستانهاي من از زندگي روزمره + كارهاي مهاجرتم شامل اسسمنت، لاج آنلاين، آمادگي جهت مهاجرت و زندگي در استراليا

کار
نویسنده : کوروش کبیر - ساعت ٦:٢۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٩ آبان ۱۳۸٩
 

سلام

راستش مثل اینکه خیلی از دوستان علاقه دارن ببینن من کار می کنم یا نه! نمونش رو می تونین تو کامنتهای پست قبل ببینین!

هر چند می دونم خیلی از دوستانم که به اینجا سر می زنن یا با هم در تماسیم می‌دونن. اما خب گفتنش بد نیست. بنا به دلایل شخصی تا الان اینجا ننوشتم اما خب الان دیگه می تونم بنویسم.

در مورد نحوه کاریابی و روش‌های پیدا کردن کار همه دوستان مثل عارف، دامون و محمدرضاو ... مفصل نوشتن و نیازی به دوباره کاری نیست.

آذرماه 88 ویزای ما اوکی شد و از همون موقع شروع کردم به جستجوی کار و ارسال رزومه. تقریبا یکهفته بعد از اومدن ویزا برای اردیبهشت ماه بلیط گرفتم. اما چرا بریزبین و چرا اردیبهشت؟

با یه جستجوی ساده اینترنی در سایتهای Seek و Career One و ... به این نتیجه رسیدم که برای من که تخصصم خطوط لوله خشکی هستش بهترین شهر بریزبینه به گونه‌ای که بیش از 90 درصد کارهای مرتبط با رشته من تو بریزبین هستش و امکان پیدا کردن کار تو شهرهای دیگه خیلی نزدیک به صفر هستش.

اما دلیل دوم این بود که از اواسط سال 2009 زمزمه‌های اجرای پروژه بزرگی که شاید بزرگترین پروژه استرالیا در زمینه نفت و گاز در سالهای اخیر باشه به گوش می رسید. این پروژه شامل جمع آوری گاز از چاههای گاز و ارسال آن به پالایشگاه و تبدیل اون به LNG و ارسال آن به بندر جهت صادرات و یا مصرف داخلی بود. این پروژه قرار بود تو کوئینزلند اجرا بشه. اون موقع شنیده می شد که این پروژه قراره ژانویه 2010 استارت بخوره و طبیعتا حجم زیادی از مهندسین در رشته‌های مختلف مورد نیاز بود. اگه یادتون باشه تو فاصله سپتامبر تا نوامبر سال 2009 تعداد بسیار زیادی از دوستانمون تو میگرنت هلپ و زیر آسمان استرالیا ویزا گرفتن که خب شاید دلیلش پیش‌بینی حجم زیاد نیروی کار مورد نیاز تو استرالیا بود که دیاک حسابی به مهندسا حال داد. نمونش رو هم اینجا می‌شه دید.

اما اواخر نوامبر یه دفعه اعلام شد که این پروژه بدلایل زیست محیطی فعلا متوقف شده و تا ماه می استارت نمی‌خوره. یکی از دلایل من هم برای تعیین زمان پروازم همین بود و زمان رو طوری انتخاب کردم که بتونم در زمان مناسب وارد استرالیا بشم و باز اگه یادتون باشه روند ویزاها تو دسامبر و ژانویه کند شد!

ارسال رزومه ها خوب بود و جوابهای منفی و مثبت هم می‌گرفتم. این وسط چند تا از کاریابی‌ها گیر داده بودن و تلفنی چند بار مصاحبه کردیم. البته فکر نکنین اونا تماس می‌گرفتن! شماره می‌دادن می گفتن تو زنگ بزن! مرتب هم می‌گفتن رسیدی بریزبین به ما خبر بده ما خیلی زود برات کار پیدا می‌کنیم!

ما اواخر آوریل اومدیم بریزبین. یکهفته گشت و گذار و خرید و ... از هفته دوم شروع کردم به ارسال رزومه. با چند تا از کاریابی ها قبلا تلفنی مصاحبه کرده بودم و اونا منتظر بودن حضوری برم پیششون. پس فقط یک ایمیل ساده و شماره تلفن و آدرس و فرداش هم حضور در دفتر کاریابی و مصاحبه حضوری. برای دو تا کاریابی هم بریزبین رزومه فرستادم که اونا هم بلافاصله تماس گرفتن و فرداش دفترشون بودم برای مصاحبه. اما تو این مصاحبه‌ها متوجه شدم که خیلی نمی‌شه رو حرفشون حساب کرد. هر جا می‌رفتم می‌گفتن مدیر مهندسی فلان شرکت دوستمه و یا حرفای اینجوری و همشون می‌گفتن دو هفته‌ای می‌فرستمت سر کار.

بنابراین تو هفته سوم برای دو تا شرکت مهندسی و بقول معروف کارفرما که خودم می شناختم و آگهی مرتبط با کار من تو وبسایتشون داشتن رزومه فرستادم و هر دوتا شون من رو برای مصاحبه دعوت کردن. اولین شرکت که یکی از بزرگترین شرکتهای مهندسی استرالیا هستش فقط رزومه رو دیده بود. یه مصاحبه با مدیر بخش و اونم فقط چند تا سؤال معمولی و یک سؤال نیمه فنی از من پرسید و گفت با معرفهات مکاتبه می‌کنیم و بهت خبر می‌دیم. این یعنی تقریبا اوکی هستی. اما شرکت دوم مصاحبه‌ای که برام گذاشته بودن با قسمت منابع انسانی بود و صرفا سؤالات جنرال پرسیدن و گفتن اوکی. مصاحبه دوم Beahvioral هستش و بهت خبر می‌دیم. اگه اوکی شد مصاحبه سوم فنی برگزار می‌شه! اما پروژه‌ای که ما تو رو براش می‌خوایم فعلا هولده بنابراین ممکنه طول بکشه. اونجا بود که فهمیدم اون پروژه بزرگه دوباره هولد شده.

تو همون روزا بود که یکی از کاریابی‌ها تماس گرفت و گفت یه کار Contract سه ماهه برام داره که اگه می‌خوام از دو سه روز دیگه می‌تونم برم سرکار. این خوب بود ولی عالی نبود. تماس گرفتم با شرکت اولیه و بهش گفتم من یه همچین پیشنهادی دارم ولی دوست دارم بیام پیش شما. اگه شما برای من Offer دارین من می‌تونم صبر کنم. اونم گفت که تا دو سه روز دیگه بهت خبر می دیم.

بعد از دو سه روز برام Offer فرستادن و چند روز بعد هم من سر کار بودم. شروع کار هم با یه ماموریت به یه شهر دیگه بود که اینجا در مورد نوشتم. راستی این هم همکارمه! (خیلیها از همین پست فهمیدن که من کار دارم!)

اما نکته ای که قابل ذکره اینه که پوزیشنی که من براش استخدام شدم تو ایران که بودم براش دو بار اپلای کردم و هر دوبار جواب منفی شنیدم و اومدم اینجا دوباره برای همون پوزیشن اقدام کردم و اینبار استخدام شدم.

 راستی اون پروژه بزرگه هم ماه پیش استازت خورد! و از شرکت دومی که برای مصاحبه رفته بودم چند بار تماس گرفتن که برم پیششون!