قصه مهاجرت من و خانواده

داستانهاي من از زندگي روزمره + كارهاي مهاجرتم شامل اسسمنت، لاج آنلاين، آمادگي جهت مهاجرت و زندگي در استراليا

سفرنامه سیدنی - 2
نویسنده : کوروش کبیر - ساعت ۱٠:٥۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٠ آبان ۱۳۸٩
 

صبح روز یکشنبه ساعت ٨:٣٠ بیدار شدیم و برای صرف صبحانه به رستوران هتل رفتیم.

پس از صرف صبحانه مفصل، و جمع و جور کردن وسائل، اتاق رو تحویل دادیم و ازشون خواستیم که وسایلمون را تا بعدازظهر در انبار هتل نگهداری کنن. بسمت اپرا هاوس که در فاصله ۵ دقیقه‌ای هتل قرار داشت راه افتادیم. هر چی در مورد بدی آب و هوای روز اول گفتم برا امروز برعکسش کنید. واقعا شانس با ما یار بود که تو هوای به اون زیبایی و لطافت می‌تونستیم از جاهایی که برنامه‌ریزی کرده بودیم بازدید داشته باشیم. موقعیکه برای اولین بار چشممون به جمال این بنای زیبا که ظاهرا سمبل سیدنی هستش افتاد یاد بازیهای المپیک چند سال پیش افتادم که هر شب چندین بار این بنا رو از تلویزیون می‌دیدم. شاید اونموقع اصلا هیچگونه تصوری از اینکه یک روزی بخوام کنار این ساختمون عکس بگیرم نداشتم.

اولین برنامه روز دوم Jet Boating بود که همونجا رزرو کردیم و چند دقیقه بعد سوار قایق شدیم. این قایقها همونجور که از اسمشون مشخصه با سرعت خیلی زیاد حرکت می‌کنن. در حین این سرعت بالا یه دفعه راننده ترمز دستی رو می‌کشه و خوب قایق دور خودش می‌چرخه و آب پخش آسمون می‌شه و بعدش هم رو سرتون فرود می‌آد.


دخترم از این تفریح و هیجانی که توش بود حسابی لذت برده بود و آخرش از قایق پیاده نمی‌شد. با این قایق اطراف اپراهاوس رو گشتیم و راننده چند تا جای معروف اون دور و بر رو نشونمون داد. از جمله اونا جزیره کوچیکی بود که محل زندگی نخست وزیر استرالیا بود و خونه و تشکیلاتش. یکی دیگه هم ساحل ل.خ.ت.ی.ه.ا بود که البته از دور بهمون نشون داد و کلی هم جوک در موردش گفت. پل معروف دارلینگ هاربر و ... رو هم اینجا دیدیم. بعد از پیاده شدن از قایق بسمت ساختمون اپراهاوس راه افتادیم و تا نزدیکیش رفتیم و چند تا عکس و برگشتیم. برنامه بعدی دیدن Wild Life بود که تو تبلیغش نوشته شده بود Australia's #1 Attraction. حدود ساعت ٣ وارد ساختمون این مجموعه شدیم. انواع مختلفی از جک و جونورها توش بودند: از مورچه و کرم و عنکبوت گرفته تا کانگرو و کروکودیل و کوالا و ...

باغ پروانه‌هاش هم علیرغم اینکه کوچیک بود ولی زیباییهای خاص خودش رو داشت.

بازدیدمون از این مجموعه که تموم شد نزدیک غروب بود. تو اون ایامی که ما سیدنی بودیم ظاهرا دو تا نمایشگاه تو سیدنی برگزار می‌شد: اولیش نمایشگاه ماشین یا Motor Show بود که عارف بهم گفت و خیلی هم تعریف کرد ازش. دومیش نمایشگاه قایقهای چوبی بود. هر دو تای این نمایشگاهها هم تو همون منطقه دارلینگ هاربر برگزار می‌شد. برای اطلاع کسانیکه نمی‌دونن بگم آکواریوم و Wild Life و مرکز نمایشگاههای سیدنی کنار رودخونه و پل دارلینگ هاربر هستش. پس بسمت نمایشگاه ماشین راه افتادیم. ولی متاسفانه موقعیکه رسیدیم اختتامیه مراسم برگزار می‌شد و نتونستیم وارد نمایشگاه بشیم ولی خب قایقها بیرون و کنار رودخونه پارک بودن و حداقل می تونستیم اونها رو ببینیم. یه دونه ناو جنگی و یه زیر دریایی هم اونجا بود (نمی‌دونم بخاطر نمایشگاه اونجا بودن یا اینکه همیشه اونجا پارک هستن).

جاتون خالی همونجا هم از Oporto مرغ کباب شده گرفتیم و کنار رودخونه خوردیم و لذت بردیمزبان

قبل از مسافرت،‌علی (مهاجرت نامه) بهم گفته بود که قراره تعدادی از دوستای وبلاگ نویس سیدنی برا پیک نیک دور هم جمع بشن. من هم برنامه رو جوری تنظیم کرده بودم که اگه بتونم تو جمعشون باشم. اما تاخیر پرواز رفت و بدی هوا تو روز اول باعث شد یه مقدار از برنامه عقب بیفتم و نتونم دوستای اینترنتی رو از نزدیک زیارت کنم. گزارش این پیک نیک هم اینجاست

برای بازدید از هاید پارک هم برنامه ریزی کرده بودم که اون رو هم از دست دادم.

ساعت ٨ هم بعد از تحویل گرفتن وسایل از هتل بسمت فرودگاه راه افتادیم و حدود ١٢ شب بود که بصورت جنازه به خونه رسیدیم.

اما مشاهدات من از سیدنی و مقایسه با بریزبین:

سیدنی خیلی خیلی بزرگتر از بریزبینه. من سابرب ها رو ندیدم اما سیتی ها قابل مقایسه با هم نیستم. شما تو بریزبین خیابون آلبرت که یکی از بزگترین خیابونای سیتی هستش رو در کمتر از ١٠ دقیقه گز می‌کنید اما تو سیدنی ازین خبرا نیست.

ساختمونهای سیدنی بسیار بسیار متراکم تر از بریزبینه بصورتیکه تو خیلی از جاها GPS موبایل از کار می‌افتاد. خیابونها عمدتا باریکتر هستن. در یک نظر خیلی شلوغتر از بریزبین هستش. دوستان ایرانی هم ماشاءالله. هر جا می‌رفتیم فقط کافی بود بگیم "حالا چجوری عکس دسته‌جمعی بگیریم" که یکی از هموطنان از راه می‌رسید و دوربین رو می‌گرفت و ما عکس سه نفری می‌گرفتیم!

تو اکثر چهره‌ها غیر استرالیایی بنظر می‌اومد در حالیکه بریزبین اینجوری نیست.

قیمت اجناس تو مغازه‌ها بنظرم ارزونتر از بریزبین بود. این مورد رو تو چند تا مغازه لباس و کیف و اسباب‌بازی متوجه شدم.

 بریزبین از سیدنی تمیزتر و سرحال تر بنظر می رسه