قصه مهاجرت من و خانواده

داستانهاي من از زندگي روزمره + كارهاي مهاجرتم شامل اسسمنت، لاج آنلاين، آمادگي جهت مهاجرت و زندگي در استراليا

سفرنامه سیدنی - 1
نویسنده : کوروش کبیر - ساعت ٦:٢٩ ‎ق.ظ روز جمعه ٧ آبان ۱۳۸٩
 

سلام

از حدود دو ماه پیش تو ذهنم بود که تو یه فرصت مناسب یه بازدید کوتاه از سیدنی داشته باشم. منتظر بودم که هوا یه ذره گرمتر بشه که اذیت نشیم. بالاخره اوایل سپتامبر اقدام کردم برای تهیه بلیط. از Jet Star و از طریق سایتشون بلیط ها رو خریداری کردم. این شرکت هواپیمایی ارزونترین شرکت هواپیمایی استرالیا هستش که یه وقتایی واقعا قیمتهاش باور نکردنیه. ما برای ٣ نفر مجموعا ۵۵٠ دلار پول بلیط دادیم که این هزینه شامل مجموعا ٢٠ کیلو بار مجاز و ٣ تا کیف دستی می‌شد. البته من چون ارزونترین آپشن رو انتخاب کردم امکان تغییر تاریخ و یا پس دادن بلیط هم نبود.

با توجه به مشورتهایی که با دوستان مقیم سیدنی هم داشتم بالاخره هتل ماریوت رو برای اقامت انتخاب کردم. این هتل شاید در نگاه اول یه مقدار گرون باشه اما برای من مزیتهای زیادی داشت. اول اینکه قصدم فقط اقامت یک شب در سیدنی بود و شاید ١٠٠ دلار بالا و پایین خیلی فرقی نمی‌کرد. دوم اینکه محل این هتل از لحاظ دسترسی به جاهای دیدنی سیدنی و حمل و نقل عمومی عالی بود. (تمام مسیرهایی که در ادامه می‌گم رو ما پیاده رفت و آمد داشتیم و بجز مسیر فرودگاه تا هتل و برعکس از وسایل نقلیه استفاده نکردیم) و سوم اینکه خب ۵ ستاره بود و از مزیتهای یک هتل بین‌المللی استفاده می‌کردم. تو استرالیا معمولا قیمت صبحانه رو اتاق حساب نمی‌شه و باید جداگانه پرداخت بشه. اما خوشبختانه برای تاریخ مورد نظر من این هتل بعنوان Promotion صبحانه رو هم رو اتاق اضافه کرده بود. (در حالت عادی قیمت صبحانه بوفه این هتل ٣۵ دلار بازای هر نفره).

ساعت ٧:٢۵ دقیقه روز شنبه ١۶ اکتبر بلیط رفتمون بود. کارتهای پرواز رو روز قبل از مسافرت از طریق سایت شرکت هواپیمایی گرفتم و خب نگرانی از این بابت نداشتیم. تو کارت نوشته شده بود که ۴۵ دقیقه قبل از پرواز فرودگاه باشیم. ما حدود ۶:٣۵ رسیدیم داخل سالن و بار رو تحویل دادیم. متصدی کانتر پرواز گفت که پرواز ١ ساعت تاخیر داره.


پس از تحویل بار به سالن ترانزیت رفتیم و منتظر پرواز شدیم. شب قبل و اون روز سواحل شرقی استرالیا در معرض طوفان نسبتا شدیدی بود. دلیل تاخیر هم سرعت نسبتا بالای باد در سیدنی اعلام شد. بالاخره با دو ساعت تاخیر نسبت به برنامه اولیه، هواپیما ساعت ٩:٣٠ پرواز کرد و ساعت ١٢:٣٠ ما به هتل رسیدیم. زمان پرواز ١:٣٠ هستش اما سیدنی در فصل تابستون یک ساعت با بریزبین اختلاف ساعت داره. پس از تحویل گرفتن اتاق و کمی استراحت به سمت آکواریوم سیدنی براه افتادیم. با توجه به مطالعات قبل از مسافرت من برای بازدید از آکواریوم، برج سیدنی , wild life از طریق سایت Myfun یک بلیط سه ماهه گرفته بودم. اینجا خیلی از جاهای دیدنی بلیط‌ های دوره‌ای می‌فروشن مثلا یکساله یا شش ماهه و .... تو این مدت شما می‌تونی بصورت نامحدود از اونجا دیدن داشته باشین. من سه ماهه رو به این دلیل انتخاب کردم که احتمالا برای کریسمس هم اگه برنامه سیدنی داشتم و اگه خواستم، بتونم دوباره بازدید کنم. بلیطی که ما گرفتیم برای سه نفرمون ١٣٠ دلار شد. روز شنبه یه مقدار هوا سرد بود و باد شدیدی هم در حال وزیدن بود که این ما رو یه مقدار از برنامه از قبل تعیین شده عقب می‌انداخت.

ساعت ۵ بالاخره تونستیم وارد آکواریوم سیدنی بشیم. من قبلا آکواریوم کوالالامپور و ساموئی (تایلند) رو هم دیده بودم. اما بنظرم این خیلی بزرگتر بود و تنوع جک و جونورای آبیش هم خیلی بیشتر بود. (راست یا دروغش رو از دامون بپرسین).

خیلی لذت بردیم از دیدن اینهمه تنوع جانوری مختلف در اعماق دریا. من که مبهوت اون اسبهای دریایی شده بودم که اندازشون از یه انگشت هم بیشتر نمی‌شد.

از آکواریوم که اومدیم بیرون هوا تاریک بسمت تاریکی می‌رفت. برنامه این بود که موقع غروب آفتاب داخل برج سیدنی باشیم و بتونیم از اون بالا غروب آفتاب بر فراز شهر سیدنی رو ببینیم. برج سیدنی یه چیزی تو همین مایه‌های برج میلاد خودمونه ولی ارتفاعش کمتره. بلافاصله بسمت برج حرکت کردیم. تقریبا ١۵ دقیقه قبل از غروب تو برج بودیم و با دید ٣۶٠ درجه تقریبا بیشتر نقاط City قابل رویت بود. جون می‌داد برای گرفتن عکسهای زیبا و جالب. اوج این لذت و زیبایی موقع غروب آفتاب بود. همونجوری بود که تو ذهنم تصور کرده بودم. هرچی از زیبایی اون لحظات بگم کم گفتم. خورشید در حال غروب رو تصور کنید از لابلای ساختمونهای سربه فلک کشیده و تشعشعات نارجی رنگ بر روی آبهای رودخونه و Darling Harbour. مطمئنا یکی از قشنگترین صحنه‌هایی که دیدم همین لحظات زیبا بود.

از برج که بیرون اومدیم شب شده بود و بسمت رستوران Neptunepalace که از قبل با جستجو در اینترنت پیدا کرده بودم راه افتادیم. این رستوران در نزدیکی هتل و غذای مالزیایی و البته حلال سرو می‌کرد. تو رستوران به گارسون گفتیم غذایی می‌خوایم که تند نباشه. اونم بهمون دو نوع غذا رو پیشنهاد داد. این غذاها رو بهمراه سوپ و نوشیدنی سفارش دادیم. دو نوع سوپ سفارش داده بودیم که واقعا عالی بود. غذاها هم یکیش معرکه بود و اون یکی یه ذره شیرین بود که شاید خیلی با ذائقه ما سازگار نبود.

حدود ساعت ٩ رسیدیم هتل و آماده استراخت برای فردا.