قصه مهاجرت من و خانواده

داستانهاي من از زندگي روزمره + كارهاي مهاجرتم شامل اسسمنت، لاج آنلاين، آمادگي جهت مهاجرت و زندگي در استراليا

مهاجرت
نویسنده : کوروش کبیر - ساعت ٢:٤٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٦ امرداد ۱۳۸٩
 

سلام

چند روز پیش از یکی از دوستانیکه اخیرا اومده استرالیا شنیدم چون در پروسه کاریابی موفق نبوده بعد از 3 ماه داره بر می گرده ایران.

قبلا دوستان زیادی از جمله محمدرضا و علی در مورد مهاجرت و دلایل اون و اینکه خوبه یا بد مطلب نوشتن. من هم قصد ندارم وارد این بحث بشم ولی نکته‌ای که به ذهن من می‌رسه رو باز هم بیان می‌کنم تا شاید بدرد دوستانیکه در این راه قدم می‌زارن بخوره.

همونطور که اکثرا می‌دونیم پروسه مهاجرت خیلی خیلی انرژی بره و هزینه‌های زیادی هم داره. بطور معمول اگه یه نفر بخواد برای مهاجرت اقدام کنه حداقل 4 میلیون تومان (بدون وکیل)+ 2-3 سال انرژی نیاز هست. برای اومدن اینجا هم بگیم حداقل 15 میلیون برای پول بلیط و 3-4 ماه اقامت اولیه لازم خواهد بود.

عمده کسانیکه برای مهاجرت اقدام می‌کنن از قشر متوسط جامعه هستن و تو سن 25-35 سال. یعنی عمده ما بدون داشتن پشتوانه مالی قوی قدم در این راه می‌زاریم. پس لازمه در سنین اولیه جوانی بشدت کار کنیم. من خودم رو می‌گم، مجبور بودم گاهی تا 20 ساعت در روز کار کنم تا بتونم هزینه‌های مربوطه رو تهیه کنم. این مساله باعث فرسودگی تدریجی هم می‌شه.

حالا اگه ما صرفا بدلیل مد بودن یا دلزدگی خیلی معمولی از شرایط اقتصادی یا سیاسی یا ... در این راه قدم بزاریم، امکان اینکه نتونیم ادامه بدیم زیاده. برای همین همیشه همه دوستان می گن داشتن انگیزه قوی مهمترین بخش برای مهاجرته.

انگیزه باعث می شه تحمل سختیهای قبل و بعد از مهاجرت راححتر بشه.

با این مطلب فقط قصد داشتم یه تلنگر دیگه به دوستان بزنم که حواستون باشه خیلی خیلی راحت ممکنه 2-3 سال تلاشتون و سختی‌هایی که تحمل کردین و کل پس‌انداز یک عمرتون رو از دست بدین اگر با برنامه و هدف حرکت نکنید. تازه شاید به قول یکی از دوستان ازدست دادن اینها یه طزف قضیه باشه و طعنه‌های احتمالی دوستان و اقوام و ... یه طرف دیگه.