قصه مهاجرت من و خانواده

داستانهاي من از زندگي روزمره + كارهاي مهاجرتم شامل اسسمنت، لاج آنلاين، آمادگي جهت مهاجرت و زندگي در استراليا

اتفاق عجیب
نویسنده : کوروش کبیر - ساعت ٩:٥۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۱ امرداد ۱۳۸۸
 

سلام

امروز برای اولین بار شاهد یه اتفاق عجیب در روند مهاجرت بودیم.

یه نفر به اسم سپیده هفت ماهه ویزای ١٧۶ گرفت با اسپانسر ایالتی.

اینم لینکش:

http://www.migranthelp.com/phpbbfa/viewtopic.php?t=620&start=5160

جالبه بدونین همین یه ماه پیش بود که تو فروم migrant help دنبال کارای مدیکالش بود و نگران اضافه وزنش.

این زمان برای اخذ وبزا خیلی خیلی جالب بود در حالیکه کسانی با زمان بیش از 24 ماه هنوز هم منتظر ویزا هستن. این مساله در نوع خودش برا ایرانیا رکورد شکنی بحساب میاد.

در ضمن تو این هفته تا الان چهار نفر ویزا گرفتن که آمار نسبتا خوبی در مقایسه با دو سه هفته اخیر می باشد.

به امید خبرای خوب در روزهای آیندهبای بای


 
 
چقدر خنده داره؟
نویسنده : کوروش کبیر - ساعت ٩:٥٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٤ امرداد ۱۳۸۸
 

یه مطلب تو سایت تابناک دیدم و بنظرم جالب اومد. اینجا می‌ذارم و بدون شرح....

"از دوستان مخالف با نظریات و افکار بنده برای خوندن این مطلب هم دعوت می‌کنم"

چقدر خنده داره که یک ساعت عبادت به درگاه الهی دیر و طاقت فرسا میگذره ولی 90 دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد می گذره!

چقدر خنده داره که 50 هزار تومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه، اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می ریم کم به چشم میاد!

چقدر خنده داره که یه ساعت عبادت در مسجد طولانی به نظر میاد اما یه ساعت فیلم دیدن به سرعت میگذره!

چقدر خنده داره که وقتی می خواهیم عبادت و دعا کنیم هر چی فکر می کنیم چیزی به فکرمون نمی یاد تا بگیم اما وقتی که می خوایم با دوستمون حرفهای صدتا یه غاز بزنیم هیچ مشکلی نداریم! تازه وقت هم کم میاریم.

چقدر خنده داره که وقتی مسابقه ورزشی تیم محبوبمان به وقت اضافه می کشه لذت می بریم و از هیجان تو پوست خودمون نمی گنجیم اما وقتی که مراسم دعا و خطابه و نیایش طولانی تر از حدش می شه شکایت می کنیم و آزرده خاطر می شیم!

چقدر خنده داره که خوندن یه صفحه و یا بخش از قرآن یا کتاب دعا سخته اما خوندن 100 صفحه از یه کتاب رمان آسونه!

چقدر خنده داره که سعی میکنیم ردیف جلو صندلی های یک کنسرت یا مسابقه رو رزو کنیم اما به آخرین ردیف یک مکان مذهبی مثل مسجد یا جایی که راجع به خدا و دین و روز قیامت سخنرانی می کنند تمایل داریم!

چقدر خنده داره که برای عبادت و کارهای مذهبی هیچ وقت زمان کافی در برنامه روزمره خود پیدا نمی کنیم اما بقیه برنامه ها رو سعی می کنیم تو آخرین لحظه هم که شده انجام بدیم!

چقدر خنده داره که شایعات روزنامه ها رو به راحتی باور می کنیم و برای همدیگه هم با آب و تاب تعریف می کنیم اما سخن خدا و قرآن رو به سختی باور می کنیم!

چقدر خنده داره که همه مردم می خوان بدون اینکه به چیزی اعتقاد پیدا کنند و یا کاری در راه خدا انجام بدن به بهشت برن!

چقدر خنده داره که وقتی جوکی رو از طریق پیام کوتاه و یا ایمیل به دیگران ارسال می کنیم به سرعت آتشی که در جنگلی انداخته شود همه جا را فرا می گیرد اما وقتی که سخن و پیام الهی رو می شنویم کلی در مورد گفتن و یا نگفتن اون فکر می کنیم! و آخر سر هم بی خیالش می شیم!

خنده داره ؟ اینطور نیست؟!

دارید می خندید؟

دارید فکر می کنید؟

این حرفارو به گوش بقیه هم برسونید و از خداوند سپاس گزار باشید که او خدای خوب و مهربون و دوست داشتنی ای است.

آیا این خنده دار نیست که وقتی که می خواهید این حرفارو به بقیه بزنید خیلی ها رو از لیست خودتون پاک می کنید بخاطر اینکه مطمئنید که اونها به هیچ چی اعتقاد ندارند؟!!!
خنده داره؟ ...... یا تاسف آوره؟


 
 
دهمین ماه
نویسنده : کوروش کبیر - ساعت ٩:٢٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۸ امرداد ۱۳۸۸
 

امروز ماه دهم انتظار هم بسر می‌رسد. تازه دارم معنی انتظار رو می‌فهمم. دوستانی که الان ٢۴ ماه یا بیشتر رو منتظر بودن چی کشیدن تو این چند وقته.

هر روز ایمیل و سایتهای مهاجرتی رو کنترل می‌کنم شاید خبر جدیدی باشه. دیاک هم که مثل اینکه کرکره رو کشیده پایین. تو این دو هفته هیچ ویزایی صادر نشد.ناراحت


 
 
نت بوک
نویسنده : کوروش کبیر - ساعت ۱٠:٤۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ امرداد ۱۳۸۸
 

سلام

چند وقتی بود که مجالی برا نوشتن نداشتم. اونم بخاطر گرفتاری کاری و احساس افسردگی و سرخوردگی بخاطر اتفاقات و وقایع اخیر بود.

در این مدت فقط وبگردی می‌کردم و سایتهای دوستان رو می‌خوندم و جویای اخبار در سایتهای مختلف خبری بودم..

در اوایل جولای سیل ویزاهای استرالیا شروع شد. این اتفاق تقریبا با توجه به آغاز سال جدید مالی قابل پیش‌بینی بود. اولین روز کاری ٣ نفر از هم وطنان ویزا گرفتند و این خیلی خوشحال کننده بود. تا انتهای اولین هفته کاری تعداد ویزاهای جدید به ۶ نفر رسید. اما شدت این سیل کم کم کاهش یافت بگونه‌ای که تو هفته گذشته هیچکی ویزا نگرفت. طبق آماری که من دنبال کردم تو این سه هفته ١٢ نفر ویزا گرفتند.

فکر می‌کنم ١٠ نفر از این دوستان کسانی بودن که قبل از سپتامبر ٢٠٠٧ اقدام کرده بودن و اکثرا هم کیس آفیسرشون یا Song Lim بود یا Jamie Steer (یعنی همون کیس آفیسر خودم).

ویزای دوستم پ.ع هم هنوز نیومده و فکر می کنم دو هفته پیش وارد دو سال شد.

دو روز پیش بالاخره تصمیمی که از چند وقت پیش گرفته بودم رو عملی کردم و یکدستگاه نت بوک خریدم.

مشخصاتش اینه:

Dell, Vostro 1520

CPU: 2.66, 6M Cash, RAM:4, HDD:320, Monitor:15.4", GR.:9300, Gaurantee:Zigorat, Price: 11,800,000 IRR

با توجه به مشاوره با تعدادی از دوستان و تجربه تعدادی دیگر این مارک و مدل برای کارهای نسبتا سنگین با توجه به قیمت و خدمات پس از فروش بهترینه.

این اطلاعات رو گذاشتم تا هرکی خواست استفاده کنه.

فعلا خبر دیگه ای نیست

بای بای