قصه مهاجرت من و خانواده

داستانهاي من از زندگي روزمره + كارهاي مهاجرتم شامل اسسمنت، لاج آنلاين، آمادگي جهت مهاجرت و زندگي در استراليا

شیراز
نویسنده : کوروش کبیر - ساعت ٦:۱۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸۸
 

خوشا شیراز و وضع بی‌مثالش    خداوندا نگهدار از زوالش

سه روز شیرازگردی داشتیم از چهارشنبه صبح تا جمعه شب.

جای همگی خالی. ارگ کریمخانی، بازار وکیل، حمام وکیل، مسجد وکیل، باغ ارم، تخت جمشید، شهر تاریخی استخر، نقش رجب، نقش رستم و شاهچراغ.

آدم با دیدن این آثار به ایرانی‌بودنش افتخار می‌کنه.

متاسفانه زمان کم مانع بازدید از آرامگاهمون تو پاسارگاد شد که ایشالله دفعه بعد.

از امیر (پرنده مهاجر) دوست شیرازیمون هم بخاطر لطفش سپاسگزارم و شرمندم که نتونستم حضوری تشکر کنم.


 
 
زندگی
نویسنده : کوروش کبیر - ساعت ٦:۳۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٦ اسفند ۱۳۸۸
 

نقل از محیا:

پرسیدم.... ،

چطور ، بهتر زندگی کنم ؟

 با کمی مکث جواب داد :

گذشته ات را بدون هیچ تأسفی بپذیر ،

با اعتماد ، زمان حالت را بگذران ،

و بدون ترس برای آینده آماده شو .

ایمان را نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز .

شک هایت را باور نکن ،

وهیچگاه به باورهایت شک نکن .

زندگی شگفت انگیز است ، در صورتیکه بدانی چطور زندگی کنی ..


 
 
تصویری از 5 سال آینده
نویسنده : کوروش کبیر - ساعت ٦:٢٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸۸
 

دوست عزیز فعلی و همشهری آیندمون دامون چند تا سؤال پرسیده تو وبلاگش که من اینجا جواب می‌دم:

واقعیت اینه که شاید خیلی از ما شرایط فعلی زندگیمون رو مدیون اجبارهایی هستیم که در گذشته بدلایل مختلف پیش‌پای ما قرار گرفتن. این شرایط می‌تونه مثلا قبولی دانشگاه در رشته‌ای که هیچگونه اطلاعاتی ازش نداشتین باشه یا شرایط خانوادگی و اجبار در انتخاب رشته تحصیلی و یا مثلا عدم وجود کار مناسب و دلخواه و یا متناسب با رشته تحصیلی در زمان مقتضی که بهش نیاز داشتین. همین باعث می‌شه که شما بنیان زندگیتون رو روی پایه‌هایی نصب کنین که شاید خیلی علاقمند به اون نباشین. مثلا پزشکهایی رو می‌بینین که دوست داشتن مهندس بشن یا مهندسینی که دوست داشتن خلیان بشن و ... .

البته این مساله در مورد خیلیها صادقه و باز هم خیلی از اونهایی که این مساله در موردشون صادقه از شرایط فعلیشون راضی هستند.

من هم به لطف خدا از شرایط فعلی ناراضی نیستم.

1. تصویری که از پنج سال آینده دارم اینه که دوست دارم تو یه محیط کاملا آرام و بدون استرس در حال گذران زندگی باشم و بزرگ شدن بچه ها (که حالا دو تا شدن) رو نظاره‌گر باشم. از کارهای مهندسی خسته شدم و یه دونه رستوران متوسط (از لحاظ ابعاد) باز کردم و دارم اونو اداره می‌کنم.

2. از جمله مواردی که علاقمند به اون هستم جهانگردیه. دوست دارم خیلی از جاهای دنیا رو ببینم. از یونان و ایتالیا و مصر گرفته تا آمازون و کانادا و ...

3. نمی شه با قاطعیت گفت که اگه مهاجرت نمی‌کردم چی می‌شد و یا حالا که دارم می رم باز هم چی ‌می شه اما فکر می‌کنم و ممکنه که قابل تصور باشه که اگر برای مهاجرت اقدام نمی‌کردم شرایط پنج سال دیگه با الان خیلی فرقی نداشت. خوبی مهاجرت اینه که آدم داره پا تو یه دنیایی می ذاره که کاملا ناشناخته هستش و می تونی از حد بهشت تا جهنم متغیر باشه. امیدوارم برای ما جنبه بهشتش رونمایی کنه


 
 
سه ماهگی ویزا
نویسنده : کوروش کبیر - ساعت ٧:٠٩ ‎ب.ظ روز جمعه ٧ اسفند ۱۳۸۸
 

سلامی دوباره.

سه ماه از صدور ویزای اینجانبان گذشت.

هر چی به زمان پرواز نزدیکتر می شیم استرسها هم بیشتر می شه. دوستان مهاجر در مورد وسایلی که با خودمون ببریم نظرهای مختلفی دارن. بعضیها می گن هیچی نیارید که اینجا همه چی پیدا می شه و ارزونتر از ایران. بعضیها هم می‌گن هر چی بیارین باز هم کمه. یه مقدار گیج شدیم.

داریم سعی می‌کنیم یه مقدار وسایل ضروری رو با خودمون ببریم.

خریدهامون تقریبا داره تموم می شه. برای سه نفر مقداری! لباس تابستونی و زمستونی خریدیم.

فروشهامون هم تقریبا رو به اتمام هستش.

ماشین هم این هفته آگهی می شه

کارهای دندون پزشکی هم رو به اتمام هستش (سه نفرمون تا حالا 1 میلیون تومن پیاده شدیم)

هتل هم رزرو شده.

بلیط هم برا اوایل اردیبهشت اوکی شده.

این هفته گواهینامه بین المللی می گیرم.

مدارکی که لازمه ترجمه بشه این هفته می ره دارالترجمه

واکسن 6 سالگی فاطمه خانم هم این هفته زده می شه و بعد کارت واکنسش می ره واسه صدور کارت بین المللی

رزومه با فرمت جدید تهیه شده.

بارهای فریتی مشخص شده. امروز می‌خواستیم بریم مولوی کارتن بخریم که چشمتون روز بد نبینه از ترافیک. وسط راه مجبور شدیم برگردیم. می ذاریم برا بعد عید.

راستی دیشب و امروز هم دوبار جریمه شدم. ما که داریم ماشین رو می فروشیم بیخیال جریمه هم شدیم و هر جوری دلمون می خواد رانندگی می کنیم و هر جا می خوایم پارک می‌کنیمنیشخند

فعلا همینا به ذهنم می رسه.

راستی برا یه مسافرت سه روزه به شیراز برنامه ریزی کردیم واسه 19 تا 21 اسفند که دخترمون شیراز ندیده از ایران نره. امیدوارم فشردگی و حجم کارهای این روزا باعث کنسل شدنش نشه.لبخند

بای بای

-------------------------------------------------------

پی‌نوشت 1: در مورد گواهینامه با توجه به نظرات دوستان اونوری، لازم نیست بین المللی بشه و یه 30 هزار تومن بر می‌گرده تو جیبمون. اما ترجمش لازم هستش برا 3 ماه اول اگه می خواین تو این مدت تو استرالیا رانندگی کنین. اونجا هم باید بدین Ames براتون ترجمه کنه برای گرفتن گواهینامه استرالیایی