قصه مهاجرت من و خانواده

داستانهاي من از زندگي روزمره + كارهاي مهاجرتم شامل اسسمنت، لاج آنلاين، آمادگي جهت مهاجرت و زندگي در استراليا

ادامه مسیر...
نویسنده : کوروش کبیر - ساعت ۸:۱٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٩ دی ۱۳۸۸
 

باز هم سلام

همچنان در حال فروش وسایل هستیم.

دنبال هتل هم می‌گردم. ظاهرا ایندفعه از گردش روز چیزی در نمی‌آد و خودم باید دست بکار شم.

به شرکت هم گفتم که تا عید بیشتر در خدمتشون نیستم.

کارا رو هم دارم روال می‌کنم که برا تحویل دادنشون به مشکل برنخورم.

همچنان در بدر دنبال پول درآوردن هستم که بتونم اونجا مخارج چند ماهه رو تحمل کنم.

همچنان در حال ارسال رزومه هستم!

با چند تا کارتن فروشی هم برای کارتن مناسب فریت صحبت کردم. جزئیات باشه برا بعدا

راستی به خونواده خودم هم شکسته بسته گفتم بدون ذکر تاریخ عزیمت.

سعی می‌کنم کارام رو با برنامه جلو ببرم تا بعدا به مشکل برنخورم

قعلا همین.


 
 
حس و حال ویزا
نویسنده : کوروش کبیر - ساعت ٩:۱٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٢ دی ۱۳۸۸
 

دوستان میگرنت هلپ یه صفحه درست کردن در مورد حس و حال روزی که ویزا گرفتیم.

من هم مطلب خودم رو اونجا نوشتم. بد ندیدم که اینجا هم بزارمش برا یادآوری خاطرات در آینده:

روز 19 نوامبر برا IGIS نامه نوشتم و روز 24 نوامبر جواب گرفتم که سکیورتی تموم شده. همین روز همه مدارک بجز مدیکال MET شد. (مدیکال رو 26 اکتبر خودم فرستادم و 9 نوامبر فاینالایز شده بود) به خانمم گفتم این آفیسر ما قاط زده و همه مدارک رو غیر از مدیکال MET کرده. یارو تنبلیش می‌شه پرونده رو ورق بزنه.
فرداش یه ایمیل از آفیسر دریافت کردم که مدیکال رو بفرست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
بلافاصله براش ایمیل زدم که تاریخچه مدیکالم اینه و اینقده تنبل نباش (البته عمرا براش اینجوری نوشته باشم)
همون روز (چهار شنبه) منتظر جوابش بودم که دیدم خبری نشد. از 12 شب تا صبح هر نیم ساعت نیم ساعت پا می‌شدم و ایمیل و صفحه آنلاینم رو چک می‌کردم.(لپ تاپ رو گذاشتم کنار تخت و
ADSL کانکت شد که راحت باشم) نزدیک صبح پنجشنبه (26 نوامبر) دیدم مدیکالم MET شد.
صبح که خانمم بیدار شد بهش گفتم چی شده و اینکه تا دو هفته دیگه ویزامون می‌آد (تقریبا مطمئن بودم این اتفاق طی چند روز آینده می‌افته)
دوباره 12 شب شد و من شروع کردم به چک کردن صفحه آنلاین و ایمیل.
ساعت 6.5 صبح روز جمعه بود که چک کردم و دیدم خبری نیست. با خودم گفتم که امروز که نیومد. فردا و پس فردا هم که تعطیله بریم راحت بخوابیم تا دوشنبه.
اما مگه خوابم می‌برد. همیشه جمعه‌ها تا لنگ ظهر خواب بودیم و صبحونه رو ظهر می‌خوردیم.
ساعت 8 دیدم خوابم نمی‌بره گفتم پا شم یه ذره وبلاگ گردی کنم.
اما نمی‌دونم چی شد که یراست رفتم سراغ صفحه آنلاین
واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای چی شده؟ این چرا این شکلی شده؟
..................

 پ.ن: لینک تصویر صفحه Online Status

http://uploadpicturesonline.com/download.php?file=idg1v73tv0dn3czykzjm.jpg


 
 
پس از ویزا ....
نویسنده : کوروش کبیر - ساعت ٦:۱۸ ‎ق.ظ روز جمعه ٤ دی ۱۳۸۸
 

سلام

درسته که بچه‌هایی که ویزاشون رو می‌گرفتند می‌گفتند تازه خان اول رد شده.

بعد از اینکه نامه گرنت اومد با عارف قرار گذاشتیم بریم سفارت. رفتیم و دست از پا درازتر برگشتیم.

سفارت استرالیا تو تهران هم با کلاس شده و سیستم نوبت دهی راه انداخته. باید یه ایمیل برا آدرس immigration.tehran@dfat.gov.au با ذکر دلیل مراجعه، شماره پاسپورت و تعداد و اسامی نفرات.

اونا هم جواب می دن که فلان روز و فلان ساعت مراجعه کنید.

بعدش رفتم دنبال رزرو بلیط. من با هواپیمایی الاتحاد و برا بریزبین گرفتم برای اوایل اردیبهشت. بلیط رو هم از طریق دفتر فروش هواپیمایی آسمان تو میدون فاطمی اوکی کردم.

برای رزرو هتل هم فعلا درخواست سفرم رو برای بخش خدمات باشگاه گردش روز فرستادم تا ببینیم چی می‌شه. (در مورد توضیحات باشگاه گردش روز این پست رو بخونید).

وسایل اضافی رو هم شروع کردیم حراج کردن.

برا چند تا شرکت هم رزومه فرستادم و اونا هم نامردی نکردند و جوابای منفی‌شون رو فرستادنناراحت

فعلا هم فقط خانواده خانمم و همکارام از قضیه مهاجرت خبر دارن و هنوز به خانواده خودم نگفتم.