قصه مهاجرت من و خانواده

داستانهاي من از زندگي روزمره + كارهاي مهاجرتم شامل اسسمنت، لاج آنلاين، آمادگي جهت مهاجرت و زندگي در استراليا

سفر حج عمره
نویسنده : کوروش کبیر - ساعت ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ مهر ۱۳٩۱
 

سلام

فکر می‌کنم 7-8 ماهی هست که مطلب ننوشتم. دلم حسابی تنگ شده بود برا وبلاگ و خواننده‌هاش. ممنون از همه دوستانی که تو این مدت به من سر می‌زدین. یه تشکر ویژه هم از آقا مجتبی بابت گلها و قلبها و ایمیلهای زیباش!

یه عالمه مطلب دارم بنویسم. دعا کنید وقت پیدا کنم همش رو اینجا بزارم که شاید یه روزی بدرد دوستانیکه می‌خوان بیان اینجا بخوره. "یه خدا پدرش رو بیامرزه" هم برا ما بمونه.

تو این پست می‌خوام در مورد تجربه سفر حج عمره که عید نوروز امسال نصیبمون شد بنویسم. فقط دوباره دوستانیکه این چیزا براشون مهم نیست یا احتمالا اعتقاد ندارن لطف کنند و وقت خودشون رو با گذاشتن کامنتهای بی‌مورد تلف نکنن.

جاتون خالی. یکماه مرخصی گرفتیم و سفر حج عمره و ایران و دیدار خانواده. فرصتی دست داد که بتونم در مورد تجربه این سفر بنویسم که اگه از دوستان مقیم استرالیا کسی خواست این سفر زیارتی رو بره، اطلاعات مورد نیاز رو داشته باشه و بدونه که چجوری اقدام کنه. سفرمون فردای عید نوروز شروع شد و حدود 37 روز هم طول کشید.
شما برای ورود به عربستان به قصد عمره باید ویزای عمره بگیرید. این ویزا با اعتبار یکماهه فقط برای شهرهای مکه و مدینه و جده معتبره و باهاش نمی تونید به شهرهای دیگه عربستان مثل ریاض سفر کنید. ویزای عمره از طریق سفارت عربستان تو کانبرا صادر می شه و رایگان هستش. تنها نکتش اینه که شما باید از طریق آژانسهای طرف قرارداد برای ویزا اقدام کنید و نمی تونید شخصا به سفارت مراجعه کرده و درخواست ویزا بدین. آژانسهای طرف قرارداد هم که براشون سفره پهن شده می خوان استفاده اساسی از این سفره بکنن. برا همین ویزا رو مشروط به رزرو هتل از طریق اونا بهتون می دن. معمولا قانون دارن که حداقل ۵ شب باید ازشون هتل بگیرید برای مکه یا مدینه. لیست آژانسهای طرف قرارداد سفارت عربستان در استرالیا رو می تونید اینجا ببینید. شما مختار هستین که بلیط هواپیما رو هم از اونا بگیرید یا مثل ما خودتون اقدام کنید. من برای بلیط هواپیما به اینصورت عمل کردم: من بلیط برگشت به ایران رو داشتم. فقط تماس گرفتم با نمایندگی هواپیمایی الاتحاد و ١۴ روز Stop Over تو ابوظبی درخواست دادم. بعد یه بلیط جداگانه رفت و برگشت ابوظبی به جده برای این چهارده روز تهیه کرده. درمورد هتل هم شما حتما باید حداقل ۵ شب هتل از آژانسی که براتون ویزا می گیره بگیرید. می تونین برای کل مدت اقامتتون ازشون هتل بگیرین که معمولا بین شبی ١٢٠ دلار برای هتل ٣ ستاره تا ٢۵٠ دلار برای هتل ۵ستاره تاپ متغیره و یا اینکه ۵ شب ارزونترین هتل ممکن رو بگیرید و بعد برین عربستان و از طریق ستاد عمره ایران از هتلهای کاروانهای ایرانی استفاده کنید. این هتلها با قیمت حداکثر شبی ٨٠ دلار برای بهترین هتلهای طرف قرارداد ستاد عمره که معمولا ۴ستاره تاپ هستند دراختیارتون قرار می گیره. اگه می‌خواین از این روش استفاده کنید حتما از قبل در مورد تاریخ ورود و هتل مورد نظر با ستاد عمره ایران هماهنگ کنید. البته ما چون اطلاعاتمون ناقص بود از طریق آژانس هتل گرفتیم برا همین یه مقدار هزینش برامون زیاد شد! برای غذا هم در هر دو صورت (هتل ایرانی یا آژانس) می تونین باز از ستاد عمره درخواست بدین که قیمتش حدود ١٠ دلار برای سه وعده بازای هر نفر هستش. اگه هتل از ستاد عمره گرفته باشید که غذا تو همون هتل سرو می شه و اگه از طریق آژانس بگیرید شما رو معرفی می کنن به نزدیکترین هتل ایرانی. برای عمره با توجه به مسائل و نیازهای فقهی در مورد مُحرم شدن، اکیدا توصیه می شه اول برین مدینه و هر چند روز که می خواین زیارت کنید و بعد برین مکه. اینجوری مُحرم شدن خیلی راحتتره. برای حمل و نقل بین شهرهای مدینه و مکه هم باز می تونین از طریق ستاد عمره اقدام کنید. اینجوری هم هزینش کمتره و هم اینکه با راهنماییهای مسئولین کاروان ایرانی در مورد محرم شدن به مشکل برخورد نمی کنید. هزینه حدود ١۶ دلار بازای هر نفر. اگه از اتوبوسهای شرکت ساپتکو (اتوبوسرانی بین شهری عربستانی) استفاده کنید هم هزینش بین ٢٠ تا ٢۵ دلار بسته به نوع اتوبوس متغیر هستش. توی مدینه و مکه معمولا کاروانهای ایرانی یه برنامه نصفه روزه دارن باسم زیارت دوره که جاهای تاریخی و مقدس صدر اسلام رو بهشون نشون میدن. این رو هم می تونین از طریق ستاد عمره با قیمت حدود ٨ دلار بازای هر نفر تهیه کنید و با هر کاروانی که دلتون خواست (معمولا هتلهای نزدیک محل اقامتتون) همراه بشید. اگه دوست دارین این سفر معنوی رو برین اصلا سخت نیست و مثل ایران هم نیاز نیست که چند سال تو نوبت واستین. فقط کافیه یکماه قبل از سفرتون مدارک رو از طریق آژانس بفرستین سفارت عربستان و ویزا رو بگیرین و یا علی مدد. اما مدارک مورد نیاز: ١. اصل سند ازدواج برای متاهلین (عربستان به زائرین خانم که تنها مسافرت میکنن ویزا نمی ده و حتما نیاز هست که همراه با همسر، پدر یا برادر باشند) البته ما اصل سند ازدواج رو نداشتیم و فقط اصل شناسنامه هامون که اسم همسر و فرزند توش درج شده بود رو براشون فرستادیم و اونا هم قبول کردند. ٢. داشتن ویزای اقامت دائم استرالیا ٣. داشتن اقامت حداقل دوسال در استرالیا. یعنی اینکه شما بعد از دوسال از ورودتون به استرالیا می تونین از سفارت عربستان ویزا بگیرید. (ما به زحمت تونستیم راضیشون کنیم که ٢٣ ماه اقامت رو بجای ٢۴ ماه بپذیرند) ۴. ارائه نامه از یکی از مراکز اسلامی مثل مساجد مبنی بر اینکه شما مسلمون هستید (بر اساس قوانین عربستان، غیر مسلمونها اجازه ورود به مکه و مدینه رو ندارند) ۵. گواهی تولد فرزندهاتون ۶. انجام واکسیناسیون در مقابل بیماری مننژیت. این بیماری یه بیماری واگیردار و خطرناک هستش که تو عربستان خیلی رایجه. برا همین گواهی این واکسیناسین هم جزء مدارک اجباری هستش. خود واکسن حدود ۴۵ دلاره و هزینه تجویز و تزریقش هم بین ٣٠ تا ۶٠ دلار بازای هر نفر متغیره. البته ما به یکی از دوستان پزشک ایرانی مراجعه کردیم و ایشون لطف کردن بابت تجویز و تزریق هزینه ای دریافت نکردند ٧. بلیطهای کانفرم شده رفت و برگشت به عربستان از طریق فرودگاه جده یا مدینه. ٨. اصل پاسپورتها همراه با ویزای اقامت دایم. البته برای مدارک با زبان فارسی، ترجمه رسمی مدارک هم لازمه که پس از صدور ویزا بهتون برگردونده می شه. یه نکته کنکوری هم بهتون بگم: اگه از استرالیا عازم ابوظبی یا دوبی هستین و از اونجا میخواین برین عربستان دو حالت وجود داره. یا اینکه بلیط مستقیم استرالیا-ابوظبی-جده رفت و برگشت گرفتین که هیچ، یا اینکه مثل ما یه Stop Over تو ابوظبی یا دوبی گرفتین و بعد از طریق یک بلیط جداگانه دارین می رین عربستان. در اینحالت یه مشکلی ممکنه پیش بیاد که بهتره از قبل براش برنامه ریزی بکنین و اونم امکان تحویل بارتون تو استرالیا و دریافتش تو عربستان هستش. معمولا خطوط هواپیمایی در صورتیکه پروازتون با دو تا بلیط جداگانه باشه، تو فرودگاه مبدا برای مقصد نهایی کار check in بار رو انجام نمیدن و از شما می خوان که تو فرودگاه واسطه (ابوظبی یا دوبی) بارتون رو تحویل بگیرین و دوباره چک این انجام بدین. اینجوری یه مقدار کارتون سخت می شه چون باید ویزای فرودگاه واسطه رو هم بگیرید. من چندین بار با دفتر اتحاد تو فرودگاه بریزبین از طریق ایمیل مکاتبه کردم و شرایط رو براشون توضیح دادم و اونا بالاخره قبول کردند که هم چک این بار رو برای مسیر دوم تو فرودگاه بریزبین انجام بدن و هم کارت پروازمون رو صادر بکنن. من هم پرینت ایمیلها رو همرام داشتم و وقتی متصدی باجه بهم گفت که نمی تونه چک این بار برای پرواز دوم رو برام انجام بده، پرینتها رو نشونش دادم و اونم مجبور شد این کار رو برام انجام بده. در اینحالت دیگه لازم نیست برای تحویل بار و دریافت کارت پرواز ویزا بگیرین و از سالن ترانزیت خارج بشین.
فقط می مونه دعا برای ما اگه مشرف شدین.

 
 
بهار
نویسنده : کوروش کبیر - ساعت ۱:۱٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٩ اسفند ۱۳٩٠
 
نرم نرمک می رسد بهار. خوش به حال روزگار سال نو همه دوستان مبارک ایشالله همه سال خوبی رو شروع کنید و به بهترین آرزوهاتون برسید. برای مدت کوتاهی جهت تجدید دیدار با خانواده عازم ایران هستیم. البته اگه قسمت باشه سفر حج عمره هم میریم. نایب الزیاره دوستداراش خواهیم بود. شما هم برا ما دعا کنید ارادت
 
 
مدرسه در بریزبین
نویسنده : کوروش کبیر - ساعت ٩:٤۸ ‎ق.ظ روز شنبه ۸ بهمن ۱۳٩٠
 

سلام

یکی از دغدغه های کسانیکه برای مهاجرت اقدام می کنند و احتمالا مثل ما عیالوار هستند برنامه های فرزندشون برای مدرسه رفتن هستش. سؤالاتی مثل اینکه چجوری یه مدرسه خوب انتخاب کنیم و یا اینکه مدرسه دولتی بهتره یا خصوصی و یا مثلا بچه من که انگلیسی بلد نیست اونجا چیکار می کنه و آیا اذیت می شه یا نه؟ خیلی وقت بود که می خواستم در اینمورد بنویسم اما هم تنبلی و هم کمبود وقت این اجازه رو نمی داد تا اینکه اخیرا یکی از دوستان سؤالاتی رو در اینمورد از طریق ایمیل پرسیده بودن که بهتر دیدم تو وبلاگ در موردش بنویسم. البته قبلا اینجا یه مقدار نوشتم اما بهتر دیدم که کاملتر در اینمورد بنویسم.

اول از همه اینکه اینجا هم مثل ایران مدارس دو نوع انتفاعی و غیر انتفاعی (دولتی و خصوصی) هستند. مدارس دولتی معمولا تو همه مناطق وجود دارند و شما برای ثبت نام باید حضورا مراجعه کنید و با تکمیل فرمهای مربوطه و احتمالا مصاحبه مدیر مدرسه با شما (والدین) و کودکتون، اون رو ثبت نام می کنند. (البته اگه بچه امکان مکالمه انگلیسی رو داشته باشه) در مواردی هم ممکنه مثلا یه امتحان نقاشی هم ازش بگیرند. به هر حال اگه شما در منطقه تحت پوشش اون مدرسه (Catchment Area) باشید، اونا موظف هستند که فرزند شما رو ثبت نام کنند. اینجا میتونید چک کنید که آیا تو منطقه تحت پوشش مدرسه مورد نظرتون هستید یا خیر. معمولا مشکلی هم برای شروع تحصیل در طول سال تحصیلی وجود نداره. پس لازم نیست نگران باشید اگه قراره وسط سال تحصیلی وارد استرالیا بشین. هزینه های این مدارس معمولا شامل یونیفرم، هزینه های جاری مدرسه مثل پول اردو و استخر و ... (که بصورت مقطعی دریافت می شه) و یه مبلغ بعنوان همیاری داوطلبانه! که معمولا حدود ١٠٠ دلار هستش و همچنین لوازم التحریر (که مدرسه یه لیست بهتون می ده که تهیه کنید) (باز هم حدود ١٠٠ دلار برای سالهای اول دبستان) می شه. کیفیت این مدارس عموما خوب هستش اما بعضی از سابرب ها مدارس بهتری دارند (البته این به هیچ عنوان نافی کیفیت خوب مدارس دیگه نمی شه). من در مورد مدرسه Iron Side که تو سابرب St Lucia هستش و همچنین مدرسه دولتی New Farm تعریف زیاد شنیدم و می گن جزء مدارس خوب دولتی بریزبین هستند. من خودم شخصا خیلی دنبال این قضیه نبودم که بخوام بگردم و محل زندگیم رو بر اساس بهترین مدرسه انتخاب کنم چون اعتقاد دارم که بیشتر مدارس کیفیت لازم برای تحصیل خوب و موفق دخترم رو دارند و از طرفی براساس سیستم آموزشی اینجا، برای کسانیکه قصد ادامه تحصیلات در دانشگاه رو دارند، سه سال آخر دبیرستان سالهای تأثیر گذاری خواهد بود. اما اینجوری هم نبوده که بی تفاوت باشم. رتبه علمی مدرسه ای که در حال حاضر دخترم مشغول به تحصیل هستش (در محدوده سنی فاطمه خانم) در بخشهای مختلف مثل گرامر و لغت و ریاضی و ... از میانگین مدارس استرالیا بالاتر هستش. اگه شما تصمیمی برای انتخاب محل زندگیتون بر اساس مدرسه فرزندتون دارین، این سایت بهترین کمک رو به شما خواهد کرد. شما می تونید با وارد کردن اسم مدرسه مورد نظرتون، اون رو با بقیه مدارس استرالیا مقایسه کنید.

اما مدارس غیر انتفاعی یا Private School مدارسی هستند که شما باید هزینه تحصیل فرزندتون رو پرداخت کنید. این هزینه معمولا از سالی ١٠٠٠ دلار تا ٢٠٠٠٠ بستگی به اسم مدرسه و سال تحصیل کودکتون متغیر هستش. البته این جدا از سایر هزینه های جاری مثل لوازم التحریر و یونیفرم و بعضی قر و فرهای مخصوص مدارس خصوصی خواهد بود. بعضی از این مدارس، مدارس مذهبی هستند مثل مدارس یهودیها، مدارس کاتولیک، اسلامی و .... البته شما برای تحصیل در اون مدرسه نیاز ندارین که حتما همون دین اصلی مدرسه رو داشته باشید و می تونید موقع ثبت نام درخواست کنید که فرزندتون در کلاسهای آموزش دینی شرکت نکنه. نحوه ثبت نام این مدارس هم جالبه. امتحان و مصاحبه و ... که سر جاش هست. بعضی از این مدارس waiting list دارند. من از یکی از همکارام شنیدم که موفق شده! بچش رو موقعیکه تازه خانمش باردار شده بوده برای دبیرستان ثبت نام کنه! خب البته مدرسه هر سال هم مبلغی بین ١٠٠ تا ۵٠٠ دلار برای نگه داشتن جای فرزند شما از شما دریافت خواهد کرد. بعضی از این مدارس هم یا لیست انتظار ندارند یا اینکه زمان انتظار کوتاه هستش. به هر حال برای ثبت نام در هر کدوم از این مدارس حضور فیزیکی شما و ارائه مدارکی مثل پاسپورت و ترجمه شناسنامه و ... الزامی هستش.

یه نکته دیگه هم در مورد مدارس دولتی بگم که این مدارس هم عموما کلاسهای آموزش دینی برای سالهای بالاتر از سوم ابتدایی دارند اما باز هم حضور در این کلاسها اجباری نیست و شما موقع ثبت نام می تونید درخواست کنید که فرزندتون در این کلاسها شرکت بکنه یا نکنه. نوع دین هم باتوجه به عمومیت اهالی هر منطقه فرق می کنه و معمولا مسیحیت و یهودیت و بودا و بهایی رو حتما شامل می شه اما من از هر کدوم از دوستانم پرسیدم از اسلام خبری نبوده!

خب تنها بحث باقیمانده سال تحصیلی هستش. سال تحصیلی در استرالیا شامل ۴ ترم (حدود ۴٠ هفته) آموزش و ١٢ هفته تعطیلات می شه. اولین ترم تحصیلی از اواخر ژانویه شروع می شه و آخرین ترم در اوایل دسامبر به پایان می رسه. در واقع حدود ۶ الی ٧ هفته تعطیلات تابستانی بیشترین میزان تعطیلات محصلین تو استرالیا هستش. بقیه تعطیلات شامل استراحت دو هفته ای بین هر دو تا ترم خواهد بود. زمان بندی ترمها در هر ایالت فرق می کنه. در ایالت کوئینزلند می تونید زمان بندی ترمهای تحصیلی چند سال آینده رو اینجا ببینید.

آخرین نکته هم اینکه دوستان در مورد این پست هر سؤال یا نظری دارند تو قسمت نظرات بنویسن (لطفا در مورد این پست ایمیل نفرستین) من هم سعی می کنم کامل جواب بدم که بتونیم با داشتن این پست و پرسش و پاسخها یه مرجع برای دوستان تازه وارد (فعلی یا آینده) داشته باشیم و بشه یه باقیات صالحات!

 

شاد باشید و سربلند


 
 
آدمهای حقیقی-آدمهای مجازی
نویسنده : کوروش کبیر - ساعت ۱٢:٤٠ ‎ق.ظ روز جمعه ٢۳ دی ۱۳٩٠
 

سلام

تجربه جالبی بود برخورد با دوستانی که از خوانندگان این وبلاگ بودن و الان بریزبین زندگی می کنند. انگار دنیای آدمهای مجازی با آدمهای حقیقی فرق داره. تصوراتی که با خوندن نوشته های کسی در مورد اون شخص تو ذهنمون جا می گیره رو دوست داریم و بعضی وقتا می خوایم بدونیم تا چه حد به واقعیت نزدیکه.

یه سفر به سیدنی داشتیم تو تعطیلات و تجربیات زیبایی که اگه عمری باقی باشه تو پست بعدی ارائه می شه.

ارادت داریم.


 
 
خرید ماشین
نویسنده : کوروش کبیر - ساعت ۳:۳٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٠ آذر ۱۳٩٠
 

خرید ماشین اینجا یکی از دغدغه های اصلی مهاجرین هستش. انتخاب برندی که مناسب کاربرد شما باشه و به قولی بخواد حالا حالاها براتون کار کنه با توجه به تنوع یه مقدار سخته. هرچند ماشینهایی که در استرالیا عرضه می شوند دارای سطح کیفیت مناسبی می و باشند اما باز کار از محکم کاری عیب نمی کنه. اگه قصد دارین ماشین کارکرده بگیرید و اطلاعات کافی در مورد سیستمهای مکانیکی ماشین ندارین حتما از افراد باتجربه استفاده کنید. معمولا بعضی از مکانیکها با دریافت 100-150 دلار شما را برای بازدید ماشین همراهی می کنند. یک روش دیگه هم استفاده از RACQ هستش. این شرکت بزرگترین شرکت ارائه دهنده خدمات امداد جاده ای و یکی از شرکتهای اصلی ارائه دهنده خدمات بیمه ای می باشد. شما با پرداخت مبلغی (یه زمانی 120 دلار بود الان نمی دونم) از این شرکت درخواست می کنید به نیابت از شما ماشین رو بازدید کنه. هماهنگی با فروشنده و بازدید را خودشان انجام خواهند داد و در نهایت به شما یک گزارش چند صفحه ای از کیفیت ماشین ارائه خواهد شد. این گزارش بر مبنای ظاهر ماشین و تست جاده ای ارائه می شه. اما چنانچه امکان اینکه بتونید ماشین رو به یکی از پایگاههای این شرکت انتقال بدید در ازای مبلغ بیشتری (50 دلار) تمام زیر رو بم ماشین از جمله کارایی موتور و گریبکس و ...  رو براتون گزارش خواهند کرد.

این هم لینکی در مورد ماشینهای دریافت کننده عنوان بهترینهای استرالیا!


 
 
کار
نویسنده : کوروش کبیر - ساعت ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ آبان ۱۳٩٠
 

یه سر رفتم بخش نقشه کشی GIS شرکت. میبینم رو میز چند نفرشون از این هلی کوپترهای کنترلیه. می گم چی شده همتون با هم رفتین خرید. می گن نه اینا رو رئیس برامون خریده. هروقت خسته می شیم هر کدوممنون یه گوشه سالن می ریم بعد اینا رو پرواز می دیم و سعی می کنیم که تو هوا با هم تصادف کنن! خیلی حال میده! اینجوری یه ذره! از استرسهای کاریمون کم می شه و بهتر می تونیم رو کارمون تمرکز کنیم. مملکته دارن؟


 
 
عروسی!
نویسنده : کوروش کبیر - ساعت ۱:۱٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۳ آبان ۱۳٩٠
 

عروسی یکی از مدیر پروژه هامونه چند وقته دیگه! براشون آرزوی خوشبختی می کنم. حالا اینکه چی شده این دوگل نوشکفته بعد از ١۶ سال زندگی مشترک و داشتن ٣ تا بچه به فکر ازدواج افتادن از اون مواردیه که تو استرالیا و جوامع غربی به وفور پیدا می شه. ظاهرا این مورد اینجا داره تبدیل می شه به یه چیزی شبیه همون مساله "کدوم اول بود: مرغ یا تخم مرغ".  شاد باشید


 
 
brisbane open house
نویسنده : کوروش کبیر - ساعت ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٢ مهر ۱۳٩٠
 

سلام آثار باستانی استرالیا هم داستان خودش رو داره! در حالیکه ما تو ایران بناهایی با قدمت هزاران سال داریم، تو استرالیا بندرت می تونین ساختمونی رو پیدا کنید که قدمتی بیش از ٢٠٠ سال داشته باشه. البته ٢٠٠ سال هم برا بعضی مناطق خاص از نیو سوت ولز هستش و تو بریزبین قدیمی ترین ساختمان موجود در سال ١٨٢٩ ساخته شده. این ساختمانها عموما بعنوان موزه یا مرکز اسناد استفاده می شه و امکان بازدید عمومی برای بیشتر این ساختمانها فراهم نیست. ظاهرا فقط یکبار در طول سال درب این ساختمانها برای بازدید عمومی باز میشه. امسال ما به لطف دختر مهربون تونستیم از این مسئله مطلع بشیم و چند تایی از این ساختمانها رو از نزدیک زیارت کنیم. بازدید ساختمانها رایگان بود و افراد زیادی از طرف برگزارکنندگان برنامه برای توضیحات قسمتهای مختلف حضور داشتند. ما کلا ۵ ساعت زمان گذاشتیم و تونستیم ۵ تا از این ساختمانها رو ببینیم. از اونجایی که اینها بیشتر در محدوده سیتی واقع شده بودند بنابراین نیاز به استفاده از وسائل نقلیه عمومی یا شخصی برای تردد بینشون نبود. استقبال مردم هم خیلی جالب نبود و تعداد افراد کمی رو بعنوان بازدید کننده دیدیم. نحوه نگهداری ساختمانها و جدیتی که دولت در حفظ این آثار باستانی که از اون بعنوان پایه تمدنشون یاد می کنند کمی ما رو دلگیر کرد وقتی مسئول یکی از ساختمانها در مورد ساختمانی که در سال ١٨٢٩ ساخته شده بود توضیح می داد و می گفت که چه هزینه هایی برای حفظ ساختار اصلی ساختمان انجام شده و چقدر براشون مهم بوده که ترکیب ستونها و نوع مصالح بکار رفته و نماهای داخلی و بیرونی حفظ بشه یاد ارگ بم افتادم که هنوز بعد از ٨ سال از زلزله همچنان تلی از خاک هستش. بهر حال این هم تجربه جالبی بود. اطلاعات تکمیلی از اینجا! شاد باشید


 
 
ماهیت کار در استرالیا
نویسنده : کوروش کبیر - ساعت ٤:٠٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٠ شهریور ۱۳٩٠
 

We are not here to make the client happy. We are here to deliver the project as it has to be!

این جمله رو برای اولین بار بعد از ١٠ سال کار کردن تو پروژه های مختلف و شرکتهای مختلف چند روز پیش از مدیرم شنیدم. همیشه تو ذهنمون کرده بودن که هر چی کارفرما بگه همون فقط مهمه.

 

پینوشت: شرمنده که چند وقتیه سرم شلوغه!


 
 
Flood Levy Tax
نویسنده : کوروش کبیر - ساعت ٦:٢٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢ امرداد ۱۳٩٠
 

سلام
تو این پست می‌خوام در مورد Flood Levy صحبت کنم. حتما دوستانی که اینجا هستن یا پیگیر اخبار مربوط به استرالیا بودند بعد از سیل ژانویه و همچنین طوفان یاسی متوجه صحبت‌هایی‌ در مورد Flood Levy Tax شده‌اند. دولت استرالیا تصمیم گرفته بخشی از هزینه‌ای که به خاطر حوادث طبیعی تابستان گذشته تو کوئینزلند بهش تحمیل شده رو از طریق افزایش مالیات برای یک سال تامین کنه. تو این پست در مورد این نوع مالیات و میزان اون با توجه به درآمد سالانه اطلاعاتی رو که بدست آوردم در اختیارتون می زارم. این مواردی که اینجا بیان میشه علاوه بر مالیاتی هستش که به خاطر درآمدتون می بایست پرداخت کنید. اینجا در مورد مالیات معمولی صحبت کرده‌ام.
بر اساس مصوبه دولت فدرال (مرکزی) تمام افراد شاغل در استرالیا برای سال مالی ۲۰۱۱/۲۰۱۲ می‌بایست بخشی از درآمدشون به شرح زیر رو به عنوان Flood Levy Tax به دولت پرداخت کنن:
درامد ۰-۵۰،۰۰۰۰ دلار - معاف از این مالیات
درامد ۵۰،۰۰۰۰-۱۰۰،۰۰۰۰ دلار - ۰.۵ سنت به ازای هر دلار
درامد 100،000 دلار به بالا - ۱ سنت به ازای هر دلار

مثل: برای درامد ۱۵۰،۰۰۰ دلار در سال شما در انتهای سال ۷۵۰ دلار به عنوان Flood Levy پرداخت کرده‌اید.

البته این مبلغ مثل مالیات اصلی‌ به صورت خودکار از حقوقتون کم خواهد شد. ظاهرا کسانیکه در اثر حوادث طبیعی اسیب دیده‌اند می‌توانند با دانلود فرم مربوطه و تکمیل اون،‌خودشون رو از پرداخت این نوع از مالیات نجات بدهند. اطلاعات بیشتر در مورد نحوه استثنا شدن از پرداخت مالیات و فرمهای مربوطه در اینجا.

اطلاعات تکمیلی این نوع مالیات و دلایل و نحوه اعمال هم اینجا.

یک مطلب دیگه: من اینجا از دوستان خوبم دامون، امیر و عارف که تو کامنتهای دو پست قبل بهشون توسط یکی از عجایب روزگار! توهین شده بود عذرخواهی می‌کنم. فکر می‌کنم کمتر کسی باشه از کسانیکه تو این سالها برای مهاجرت اقدام کردند یا تو راه هستند که از اطلاعات جالب و تکمیل و کمکهایی که این دوستان به همه می‌کنن بی‌اطلاع باشه. امیدوارم یاد بگیریم چجوری به هم احترام بزاریم و اگه می‌خوایم نظرمون رو بگیم چطور بدون توهین کردن بیان کنیم.

این آقای اعجوبه قبلا بارها تو وبلاگ ما کامنت گذاشته بود با اسامی مختلف. البته یه بار هم به اسم آنتی اسلام اومد اینجا کامنتی گذاشت اساسی! شاید بهتر بود مکاتبه با دانشگاهشون به دلیل Harassment و discrimination رو ادامه می‌دادم تا به قول عارف، یه ذره متوجه بشه که منطقی که ادعاش رو داره چجوریه. طبق جوابی که از بخش IT دانشگاهشون گرفتم اگر شکایت می‌کردم اخراج از دانشگاه و جریمه حداقل 50000 دلاری کمترین چیزی بود که انتظارش رو می‌کشید. اونوقت یه ذره بیشتر در مورد بدیهای استرالیا مطلب داشت و می‌نوشت و شاید اینجوری مجبور می‌شد کشور بهتری رو برای زندگی انتخاب کنه!

----------------------------------------

پینوشت 1: من اصلا قصد نداشتم قصه این بابا رو تکرار کنم و ادامه بدم. اما دیدم که واقعا در حق این دوستانم داره اجحاف می‌شه بخصوص وقتی کامنت‌های این پست هومن رو خوندم. به‌هر حال این بحث بدلیل اینکه به قول علی(مهاجرت نامه) از جنبه آموزندگی خارج شده، از جانب من تحت هیچ شرایطی ادامه پیدا نخواهد کرد.


 
 
نظرات
نویسنده : کوروش کبیر - ساعت ۳:۱٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۳ تیر ۱۳٩٠
 
با توجه به بی جنبه بودن تعدادی از هم میهنان عزیز، ازین ببعد نظرات صرفا با تایید نویسنده انتشار داده خواهد شد. نویسنده در انتشار یا عدم انتشار نظرات مختار است.
 
 
کمک هزینه های دولت استرالیا - 2
نویسنده : کوروش کبیر - ساعت ۱:٤٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٥ تیر ۱۳٩٠
 

دوباره سلام

یه وقتایی فکر می‌کنم چقدر ملّت عجیبی‌ هستیم. البته شما رو عرض نمیکنم. ولی‌ واقعیت اینه که خیلی‌ از ماها عادات عجیبی‌ داریم. یکی‌ از اخلاقای بد ما اینه که از همه طلبکاریم و همیشه از اون چیزی که داریم راضی‌ نیستیم. البته نفس این کار خوبه که همیشه رو به جلو حرکت کنیم ولی‌ این عادت یه وقتایی کار دستمون میده و با انتظارات بیجا برا خودمون مشکلاتی درست می‌کنیم. حالا این مشکلات یا می‌تونه مالی، جسمی‌، اخلاقی‌ باشه یا دغدغه‌های ذهنی‌.
این مقدمه رو گفتم که انتقاد کنم از کامنت‌های یکی‌ از دوستان رو پست قبلی‌.
من هدفم از نوشتن پست قبلی‌ ارائه اطلاعاتی‌ بود که دوستانی که میان اینجا بدونن چه کمک هزینه‌هایی‌ بهشون تعلق میگیره. عنوان پست رو هم کمک هزینه‌های دولت استرالیا گذاشتم. اگه دوستانی فکر کردند که با این پول میشه زندگی‌ رو اداره کرد من ازشون عذر می‌خوام که همچین تصوری رو براشون ایجاد کردم. من با نوشتن اون مطلب نه قصد تشویق کسی‌ به مهاجرت داشتم و نه قصد بزرگ نمایی کمک‌های دولت هر چند واقعا فکر می‌کنم این کمک‌ها بزرگ هستش که در ادامه توضیح میدم.

 

جناب فیلسوف مثال زده بودن که برای خانوادای که ۷۶۰۰۰ دلار (بعد از کسر مالیات) درآمد دارن مقدار خیلی‌ کمی‌ از این کمکها شامل حالشون می‌شه. من کاملا حرف ایشون رو تصدیق می‌کنم. هر چند کاملا مخالف این جمله‌شون هستم که این درآمد متوسطی هستش. اصولأ خانواده‌ای که این میزان درآمد داشته باشن شاید نیازی به این پول ندارن هر چند باز هم مبلغی نقدی (در حد ۴۰۰۰ دلار) در سال بهشون تعلق میگیره و این علاوه بر کمک‌هایی هستش‌ که برای Child Care میگیرن که باز هم مبلغ کمی‌ نیست. مثال زده‌اند برای Child Care. اولا ما که تو ایران نه خودمون از این چیزایی‌ که گفتند که ادارات برا بچه‌ها در نظر میگیرن دیدیم و نه از بستگانمون خبر داریم که محل کارشون امکانات مجانی‌ برا Child Care در اختیارشون قرار داده. شاید ما چون تو شرکت‌های خصوصی کار میکردیم اینجوری بوده. اما اگه باز هم در نظر بگیریم ادارات دولتی چنین امکاناتی رو در اختیار پرسنل بزارن باز هم شامل طیف خیلی‌ کمی‌ از مردم میشه و عمده مردم از چنین امکاناتی محروم هستن. مثال زده‌اند که هزینه بچه برا مهد کودک ۱۲۰۰۰ دلار میشه. بر اساس اطلاتی‌ که تو پست قبلی‌ گذشتم،با توجه به درآمد این خانواده این کمک هزینه‌ها از دولت دریافت خواهد شد: Child care Benefit: ۲۰% یعنی‌ ۲۴۰۰ دلار. پس Out of Pocket Money میشه ۹۴۰۰ دلار. بر این اساس Child Care Rebate میشه ۴۷۰۰ دلار بنابر این شما کلا ۴۷۰۰ دلار برای یک سال مهد کودک پرداخت کردین. این یعنی‌ حدود ۶% درآمد سالانه این خانواده. همین خانواده تو ایران اگه ۱،۵۰۰،۰۰۰ تومان در ماه درآمد داشته باشن باید حداقل ماهی‌ ۲۰۰،۰۰۰ تومان پول مهد کودک بدن یعنی‌ حدود ۱۳% درآمد!

در مورد وضع درمانی کاملا حق با شماست و وضعیت پزشکی اینجا افتضاحه. اما با داشتن بیمه خصوصی خیلی‌ چیزا حل میشه. همین خانواده برای یک بیمه‌ خصوصی خوب حدود ۲۰۰ دلار در ماه باید هزینه کنند یعنی ۳% درآمدشون. اما وضعیت بیمه‌‌های دولتی تو ایران چجوریه؟ اونجا هم شما باید بیمه‌ خصوصی بگیرین. یه بیمه‌ خصوصی با پوششی مثل اینجا (که تا حدود زیادی هزینه‌های دندون پزشکی‌ رو هم کاور بکنه) حداقل ماهی‌ ۵۰،۰۰۰ تومن هزینه داره (برای یک خانواده سه نفره) یعنی‌ باز هم همون ۳%. هر چند اینجا در بعضی‌ شرایط میشه بخش زیادی از پول بیمه‌ خصوصی رو از دولت به عنوانه Tax Refund پس گرفت (تو یه پست دیگه در مورد Tax Refund مینویسم). باز هم از شما می‌پذیرم که خیلی‌ از هزینه اینجا به مراتب بالاتر از ایران هستش.

 

من واقعا قصد ندارم با این نوشته‌ها ذهنیتی به وجود بیارم که اینجا همه‌چی‌ رویایی هستش و این واقعا به خیلی‌ فاکتور‌ها بستگی داره.

بر گردیم به داستانمون.

همونطور که قبلا هم گفتم این مبالغ به عنوان کمک هزینه از طرف دولت پرداخت میشه و شامل طیف وسیعی از مردم میشه. نکته‌ای که به قول یکی‌ از دوستان هست اینه که دولت خودش رو موظف به این کار میدونه و از اون به عنوان یک حق برای شما یاد میکنه نه اینکه بخواد به خاطرش سرتون منّت بذاره. نمونش کمکی‌ بود که دولت به خاطره سیل به کسانیکه سیل زده بودن و خونشون رو آب گرفته بود پرداخت کرد. با توجه به تعداد اعضای خانواده، نفری ۱۰۰۰ دلار. از دوستان کسانی‌ بودن که نرفته بودن دنبال این پول و بعد از یکی‌ دو هفته از خود سنترلینک باهاشون تماس گرفتن و بهشون گفتن که این پول حق شماست و به حسابتون واریز شده!

نکته دوم در این مورد اینه که این کمک هزینه نسبت عکس با درآمد داره، یعنی‌ با افزایش درآمد میزان این کمک هزینه‌ها هم کمتر میشه.

این کاری که دولت میکنه آیا غیر از رعایت عدالت در بین مردم جامعه هستش؟ یعنی‌ داره با پولی‌ که به عنوانه مالیات دریافت کرده، که باز هم با توجه به میزان درآمد کم‌و‌زیاد میشه (اینجا رو ببینین)، به کسانی‌ که درآمدشون کمتره کمک میکنه تا اونا هم بتونن زندگی‌ راحت تری رو داشته باشن. برا همین هستش که مجموع درآمد سالانه مردم شاید در خیلی‌ از موارد نزدیک همدیگه باشه. فقط دوباره تو رو خدا نیاین بنویسین شما خارج نشینا دارین تبلیغات می‌کنین که مردم رو بکشین اینجا و … من فقط می‌خوام بگم که اینجا با پول هیچی‌ (اگه اسم مالیات رو هیچی‌ بذاریم چون قابل مقایسه با نفت و گاز ما نیست) دارن جوری به مردمشون سرویس میدن که تقریبا همه از زندگی‌ راضی‌ هستن و از اون لذت میبرن. باور کنید تو این ۱۴ ماهی‌ که اینجا بودم به اندازه یک روز راه رفتن تو خیابونای تهران گدا ندیدم. کاشکی‌ به جای طلبکار بودن یا به هم پریدن میپذیرفتیم که دنیای غرب هم چیزایی‌ برا یاد گرفتن داره و میتونه تو بعضی‌ زمینه‌ها الگوی خوبی‌ برامون باشه.

البته باز هم تاکید می‌کنم تمام این محاسبات برا کسانی‌ هستش که دارای فرزند هستن. میدونم که برای زوج‌های جوان یا مجرّد‌ها شرایط یه مقدار سخت‌تر میشه ولی‌ خوب شاید بشه اینجوری گفت که این کمک‌ها علاوه بر این که به رشد کودک در محیطی‌ بهتر کمک میکنه میتونه یه مشوّق برای بچه دارشدن هم باشه.

یه مورد دیگه هم اینکه اون دوستی که تو کامنتهای این پست توهین کرده بودن و این مطلب در موردشون نوشته شد،‌ باتوجه به IP کامپوترشون شناسایی شدند. ایشون از دوستان وبلاگ نویس مقیم سیدنی بودند که از طریق کامپوترهای دانشگاهشون در چندین مورد تو این وبلاگ کامنت گذاشته بودند.


 
 
کمک هزینه‌های دولت استرالیا
نویسنده : کوروش کبیر - ساعت ٤:۱٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ خرداد ۱۳٩٠
 

سلام

دولت استرالیا کمک‌هایی‌ رو برای طیف وسیعی از شهروندهاش در نظر گرفته. این کمک‌ها عمدتاً از طریق سنترلینک ارائه میشن. عموما شما برای استفاده از این کمک‌ها باید شهروند استرالیا باشد یا حداقل اقامت دائم داشته باشین. بعضی‌ از این موارد محدودیت‌هایی‌ برای پرمننت رزیدنت‌ها داره مثلا در مواردی شما باید حداقل دو سال در استرالیا زندگی‌ کرده باشید. لیستی از کمک‌های دولت رو میتونین اینجا ببینید.

 تو این پست می‌خوام در مورد کمک هزینه‌ها برای خانواده‌هایی‌ که دارای فرزند هستند صحبت کنم.

 این کمک‌ها شامل دو دسته هستش:

1.              کمک هزینه‌های غیر مستقیم: شامل مواردی میشه که شما مستقیم از دولت پولی‌ دریافت نمیکنید اما به واسطه داشتن کودک تخفیف‌هایی شامل حالتون میشه. میزان این تخفیف‌ها بستگی به درآمد سالانه خانواده (مجموعه درآمد مرد و زن و سایر درآمد‌ها مثل سود حساب بانکی یا سود سهام‌) داره. دو مورد رو من اطلاع دارم:

·         Child Care Benefit: برای اقدام باید با سنترلینک تماس بگیرید و ضمن رجیستر کردن فرزندتون و ارائه اطلاعات مورد نیاز، درخواست خودتون رو ارائه بدین. این مزایا برای مهد کودک و نگهداری بچه توی مدرسه هستش. منظورم از نگهداری اینه که شما و همسرتون مجبور هستین که به دلایلی مثل درس خوندن یا کار کردن فرزندتون رو در ساعات غیر از مدرسه (مثلا ۷ تا ۹ صبح و ۳ تا ۶ بعد از ظهر) به مراکز نگهداری بچه (که عموما در داخل مدارس مستقر هستن به نام Child Care) بسپارید. به این جور نگهداری میگن Before or After School Care. هزینه‌ها هم معمولا بالاست. مثلا مهد کودک روزی 70 دلار، Before School Care روزی ۲۰ دلار و After School Care روزی ۳۰ دلار )البته اینا تقریبی هستش و ممکنه تو جاهای مختلف با هم فرق کنه). با توجه به درآمد خانواده،‌سنترلینک تقبل می‌کنه که تا 50% این مبلغ رو از طرف شما پرداخت کنه. البته این درصد برای حداقل میزان درآمد سالانه هستش و با توجه به میزان درآمد ممکنه تغییر کنه مثلا برای درآمد سالانه ۸۰،۰۰۰ دلارحدود ۲۵ درصد میشه. بعد از ارائه درخواست، از طرف سنترلینک به شما نامه‌ای می‌دن که تو اون نامه میزان تخفیفی که شامل حالتون شده درج شده است. شرایط دیگه‌ای هم داره که اینجا میتونین ببینین.

·         Health care Card: کارتی هستش که بعد از رجیستر شدن در سیستم سنترلینک (در صورت واجد شرایط بودن) بصورت خودکار برای شما ارسال می‌شود. بواسطع داشتن این کارت شما مشول دریافت تخفیف در بعضی از خدمات دولتی خواهید شد. مثلا داروخونه که برا خرید دارو بهتون تخفیف میدن یا ثبت نام تو مؤسسات دولتی مثل دانشگاه ها. جزئیات در اینجا.

2.     کمک هزینه‌های مستقیم: شما به صورت مستقیم از دولت پول میگیرین. چند تا نمونه بهتون بگم:

·         Child Care Rebate: شما فرزندتون رو گذشتین Child care. برا ۳ ماه صورتحساب شده ۲۵۰۰ دلار. بر اساس Child Care Benefit (که بالا گفتم) با توجه به درآمدتون شامل ۲۵% تخفیف میشین. یعنی‌ باید ۱۸۷۵ دلار پرداخت کنید. به این پول میگن “Out of Pocket Money”. به صورت خودکار (لازم نیست کاری براش انجام بدین) دولت در انتهای ماه سوم یا اوایل ماه چهارم حدود ۵۰% پولی‌ رو که دادین (Out of Pocket Money) رو دوباره بهتون برمیگردونه یعنی‌ حدود ۹۳۵دلار. پس شما مجموعاً ۹۴۰دلار برا Child Care تو ۳ ماه پول دادین. البته باز هم این درصد‌ها بستگی به درآمدتون داره. تا جایی که من میدونم تا ۱۵۰،۰۰۰دلار درآمد در سال مشمول دریافت ۵۰% میزان Out of Pocket Money بعنوان Child Care Rebate خواهید بود. یه سری اطلاعات رو می‌تونین از اینجا استخراج کنید.

·         Family Tax Benefit- Part A: پولی‌ هستش که دولت به شما برای بزرگ کردن فرزندتون کمک میکنه. بر اساس تعاریف موجود در استرالیا، دولت خودش رو موظف میدونه که به هر صورت ممکن در فرآیند رشد کودکان سهیم باشه تا خانواده‌ها بتونن از این طریق آینده بهتری برای فرزنداشون فراهم کنند. این کمک هزینه به پدر و مادر یا کسی‌ که به صورت قانونی‌ از یک کودک نگهداری می‌کنند تعلق میگیره. برای اطلاع از شرایط اینجا رو ببینید. بصورت کلی‌ برای یک کودک زیر ۱۳ سال، ۴۹۰۵.۶۰ دلار در سال پرداخت میشه. البته این پولی‌ هستش که برای درآمد پائین تر از ۵۹،۳۳۱ دلار در سال پرداخت خواهد شد.  بالاتر از این درآمد شامل حداقل ۲۰۶۲ دلار در سال خواهید بود. البته مقدار نهایی با توجه به درآمد سالانه خانواده در انتهای سال مالی محاسبه خواهد شد. بر اساس جداول مربوطه این کمک هزینه برای کسانیکه درآمدشون بالاتر از ۱۰۱،۱۹۱ دلار در سال باشد پرداخت نخواهد شد (این سقف برای یک فرزند هستش و با توجه به تعداد کودکان و سن اونا بیشتر هم میشود.)

·         Family Tax Benefit- Part B: کمک هزینه‌ای هستش که به خاطر کودکانی پرداخت میشه که یک نفر سرپرست دارن (مثلا پدر و مادر از هم جدا شده‌اند) یا خانواده‌هایی‌ که از بین پدر و مادر فقط یکیشون کار میکنه و دیگری حداقل ۳۵% وقتش رو به بزرگ کردن کودک اختصاص داده. حد اکثر این مبلغ ۳۹۰۹.۱۵ دلار در سال هستش و به خانواده‌های با درآمد زیر ۱۵۰،۰۰۰ دلار پرداخت میشه. جزئیات رو اینجا ببینید.

·         Rent Assistance: کمک هزینه‌ای هستش که دولت به شما به خاطر اجاره خونه به دلیل داشتن کودک پرداخت میکنه. یه مثال: شما اگه یک زوج باشید نیاز به یک خونه یکخوابه دارید اما اگه یک فرزند داشته باشید باید خونه دوخوابه اجاره کنید و این یعنی‌ اینکه شما مجبورین هزینه بیشتری بابت اجاره پرداخت کنید. باز هم دولت خودش رو موظف میدونه که اون هزینه اضافه رو براتون جبران کنه. این کمک هزینه شامل کسانی‌ خواهد شد که “Family Tax Benefit- Part A” رو دریافت میکنند و درآمد خانواده کمتر از ۱۰۱،۱۹۱ دلار در سال هستش. حد اکثر این مبلغ ۳،۵۵۶ دلار در سال خواهد بود. البته این مبلغ به میزان اجاره خونه و درآمدتون بستگی داره. جزئیات در اینجا.

·         ِParenting Payment: اگه شما ۲ سال در استرالیا زندگی‌ کرده باشین و بعد از این دو سال یک کودک زیر ۶ سال (مشروط به زوج بودن و یا زیر ۸ سال مشروط به سینگل بودن) داشته باشین مشمول این کمک هزینه خواهید شد. حداکثر این کمک هزینه مبلغ ۱۶،۲۷۳دلار دلار در سال هستش که با توجه به درآمدتون کمتر خواهد شد. شرایط دیگه و جزئیات در اینجا.

·         Paid parental Leave: کمک هزینه‌ای هستش که به خانم‌های شاغل برای زایمان پرداخت میشه. به طور خلاصه شامل مادرانی میشه که به عنوان سرپرست کودک تازه متولد شده هستن و معادل ۱۸ هفته حقوقشون  رو از دولت بابت نگهداری از کودک تازه متولد شده در چهار ماه اول بعد از زایمان دریافت می‌کنند. البته شرایط دیگه‌ای هم داره که دریافتش رو یه مقدار سخت میکنه. جزئیات رو اینجا ببینید.

·         Baby Bonus: به خانواده‌ها به خاطره تولّد کودک پرداخت میشه. این مبلغ معادله ۵،۲۹۴ دلار هستش که در طول ۲۶ هفته به صورت قسطی پرداخت میشه. این کمک هزینه شامل خانواده‌هایی‌ خواهد شد که درآمدشون در ۶ ماه قبل از تولد کودک کمتر از ۷۵،۰۰۰دلار باشه. به شما از بین “Paid parental Leave” و “Baby Bonus” در صورتی‌ که شرایط هر دو را داشته باشین فقط یک مورد پرداخت خواهد شد. برای زایمانهای چندقلو می توانید برای یکی از بچه‌ها اولی رو درخواست کنید و برای بقیه دومی. جزئیات در اینجا. توی اخبار شنیدم که ظاهرا قراره این مورد از یکسال آینده به مرور از سیستم کمک هزینه‌ها حذف بشه. پس اگه برنامه دارین به قولی کم کاری نکنین!

توضیحات:

·            تمام این مورد شامل کودکانی که به عنوانه “فرزند خوانده” نیز میپذیرین میشود.

·            برای جمع‌آوری این اطلاعات خیلی‌ جاها رو خوندم و رفرنس‌های زیادی داشتم. باز هم ممکن مواردی توش باشه که اشتباه باشه. ممنون میشم اگه هر جور اصلاحاتی به نظرتون می‌رسه به من بگین.

·            این موارد بر اساس قانون‌های فعلی‌ بیان شده و صرفاً جهت اطلاع هستش. معمولا مبالغ هر ۶ ماه یک بار توسط دولت بازنگری میشه. پس توصیه می‌کنم همیشه اطلاعات آپدیت رو از اینجا دریافت کنید.

·            هر کدوم از این پرداخت‌ها شرایط خاص خودش رو داره. در هر رفرنسی که دادم بخش مربوط به Eligibility Criteria رو ببینید.

·            برای دریافت تمام این کمک هزینه‌ها لازمه که شما اقامت دائم داشته باشین و معمولا شامل بقیه ویزاها نمی شه.

·            در زمان درخواست این کمک هزینه ها از شما میزان پیش‌بینیتون برای درآمد اون سال مالی رو می‌پرسند و بر اساس این پیش‌بینی شما می‌تونید کمک هزینه دریافت کنید. همچنین نحوه دریافت مبالغ رو هم می تونین انتخاب کنید. شما می‌تونین انتخاب کنید که در طول سال و هر دو هفته یکبار حداکثر مبلغ بهتون پرداخت بشه، یا اینکه هر دو هفته یکبار حداقل مبلغ پرداخت بشه و آخر سال باقیمانده باهاتون تسویه بشه یا اینکه کل مبلغ رو در انتهای سال بصورت یکجا دریافت کنید. در صورت انتخاب روش اول، چنانچه درآمد شما در انتهای سال مالی از مبلغ پیش‌بینی شده در ابتدای سال بیشتر باشه می‌بایست اضافه مبلغی که دریافت کردین رو به دولت برگردونین! پس بهتره یا موقع پیش‌بینی مبلغ واقعی رو اعلام کنید یا از روشهای دوم و سوم استفاده کنید که مشمول بازپرداخت پول به دولت نشوید.

·           سنترلینک سیستم تامین اجتماعی استرالیا هستش که از طریق Family Assistance Office به خانواده‌ها سرویس ارائه می‌کنه. بیشتر خدمات این سازمان بصورت آنلاینه و شما نیاز به مراجعه حضوری ندارید.

 پی‌نوشت: اینها رو من بصورت فنگلیش نوشتم و بعد از طریق سایت بهنویس به فارسی برگردوندم. البته اصلاح هم کردم اما باز هم ممکنه که توش ایرادات تایپی باشه که امیدوارم به بزرگواری خودتون ببخشید.

 

ارادتمند

 


 
 
احترام
نویسنده : کوروش کبیر - ساعت ٦:۱۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۳٩٠
 

سلام

باز هم باید عذر خواهی‌ کنم که دیر اومدم. چند تا دلیل داشت. اول از همه اینکه خیلی‌ تو این مدت سرم شلوغ بود. مسافرت ایران حسابی‌ خستمون کرد. کارها هم یه مقدار عقب افتاده بود که باید خودم رو به روز می‌کردم.

یه دلیل هم کامنت‌هایی‌ بود که عمدتاً به صورت خصوصی ارسال شد و یه نمونش هم که عمومی‌ بود رو تو پست قبلی‌ میتونین ببینین. اول از همه دوستانی که نظرشون رو در مورد اون کامنت گفتن ممنونم. راستش نمیخواستم دیگه در موردش بنویسم ولی‌ فکر کردم نوشتن چند خطی‌ در مورد اینجور برخورد‌ها شاید بد نباشه. متاسفانه شرایط جوری شده که خیلی‌ کم آدم‌هایی‌ رو میبینیم که توان تحمل نظر مخالف رو داشته باشن. همه میگیم ما فرهنگ چند هزار ساله داریم و دلمون خوشه ولی‌ وقتی‌ پاش میوفته میبینیم از خیلی‌ فرهنگ‌های دیگه عقب تریم. تحمل دیدن افکار یا افراد با نظراتی غیر از ا‌ون چیزی که ما فکر می‌کنیم رو از دست دادیم. نمیدونم دلیلش چیه ولی‌ احساس می‌کنم تو چند ساله اخیر خیلی‌ زیاد شده چه در روابط عادی مردم با همدیگه و چه در سیاست و مدیران کشوری. تا یاد نگیریم که نظر هر کسی‌ و شیوه زندگی‌ هر کسی‌ مربوطه به خودش هستش و باید احترام بگذاریم و یک سری مرز برا خودمون داشته باشیم نمیتونیم راحت زندگی‌ کنیم. آخه چه دلیلی‌ داره که همه بخوان مثل هم فکر کنن و مثل هم زندگی‌ کنن؟

من مسلمون هستم. خانمم هم حجاب داره. نماز هم می‌خونم. روزه هم میگیرم. زیارت هم میرم. مکه هم یه بار رفتم و باز هم دوست دارم برم. سعی‌ می‌کنم اون چیزی رو که بهش اعتقاد دارم برا خودم نگاه دارم و این مساله برام خیلی‌ مهمه. سعی‌ کردم با هر بادی هم اینور اونور نرم. خیلی‌ از عربها رو از خیلی‌ از فارس‌ها آدم تر میدونم و بیشتر دوستشون دارم. دوست بهایی، زرتشتی، یهودی، مسیحی‌ و … (چه ایرانی‌ و چه غیر ایرانی‌) زیاد دارم. باهاشون هم رفت آمد دارم. به تمدن ایرانی‌ هم میبالم و همیشه اینجا با همکارم در موردش صحبت می‌کنم. خوب که چی‌؟ این چیزا به کی‌ ربط داره؟ آیا دلیلی‌ وجود داره که بقیه هم بخوان مثل من فکر کنن و یا اینکه اگه اینجوری فکر نکنن بخوام بهشون توهین کنم؟ آخه چرا به خودمون اجازه میدیم در مورد هر چیزی اظهار نظر کنیم؟ البته باز هم من با اصل اظهار نظر موافقم. مثلا طرف میاد میگه تو مشروب نمی‌خوری در حالی‌ که این فواید رو داره. من هم مختار هستم که قبول کنم یا نکنم. ولی‌ وقتی‌ پا از این فراتر رفت و فکر کردیم که نظر ما بهترین هستش و همه الا و بلّا باید اون چیزی رو که ما فکر می‌کنیم انجام بدن نتیجه این خیلی خوشآیند نیست. این میشه که هر ایرانی‌ رو که می‌بینین اول از همه توصیه میکنه از بقیه ایرانی‌‌ها دوری کن. شاید یکی‌ از دلایلی که خیلی‌ از جمعهای ایرانیها نمی‌تونه دوام بیاره یا حد عقل از یه تعداد محدودی بیشتر بشه همینه که همه خودمون رو برتر میدونیم وأحساس می‌کنیم همه باید اون چیزی رو که ما فکر می‌کنیم قبول کنن.

ما تا وقتی‌ یاد نگیریم به هم احترام بگذاریم و نظرات بقیه برامون محترم باشه فقط و فقط ذهنمون درگیره همین خاله زنک بازیهاست و از طرفی‌ احتراممون هم پیشه بقیه ملیت‌ها به اندازه احترامه خودمون به همدیگست.

مطلبی که در مورد کمک هزینه‌های دولت استرالیا به بچه‌ها قولش رو داده بودم تقریبا آمادست و تا چند روز دیگه میزارم رو وبلاگ.

شاد باشید


 
 
بازگشت
نویسنده : کوروش کبیر - ساعت ۳:٥٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳٩٠
 

می‌گن بازگشت همه به سوی اوست. راست می‌گن!

سه هفته ایران بودیم. جاتون خالی. اتفاقات زیادی افتاد. پدر بزرگ خانمم پنج روز بعد از ورود ما به ایران به رحمت خدا رفت. پاسپورتهامون رو عوض کردیم و چشمتون روز بد نبینه حسابی استرس مرگ شدیم. زیارت امام رضا رفتیم. به همکاران قدیمی سری زدیم و دوستیها تازه شد. خونواده حسابی تحویلمون گرفتن. تو 21 روز 5 کیلو وزنم زیاد شد! سی و دومین زادروزمون رو هم تو هواپیمای برگشت جشن نگرفتیم! تازه از Jet Lag داریم رها می شیم.


 
 
ایران
نویسنده : کوروش کبیر - ساعت ٦:٢٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۸ فروردین ۱۳٩٠
 

سلام به همه دوستان گلم

ببخشید نتونستم سر بزنم.

برای مدت محدودی ایران هستم و دسترسیم به اینترنت محدودتر.

ارادتمند


 
 
هزینه زندگی -2
نویسنده : کوروش کبیر - ساعت ٤:٥٥ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۸ اسفند ۱۳۸٩
 

سلام

اول از همه رویش دوباره زندگی در نیمکره شمالی رو تبریک می‌گم. امسال اولین باری هستش که از شلوغی شب عید دوریم و نیستیم هیجانات زیبای شب عید برای خرید و خونه تکونی و تزئین سفره هفت سین و ... رو ببینیم. اما اینجا هم سعی می‌کنیم رسوم خودمون رو حفظ کنیم و برنامه هایی داشته باشیم برا دید و بازدید و ...

اما در ادامه پست قبل:

باز باید تاکید کنم تمام این مواردی که بیان شد تجربه شخصی هستش و هیچ الزامی نداره که در مورد همه صادق باشه. کسی رو می‌شناسم که با 2500 دلار داره زندگی می‌کنه و شاده و هستن کسائیکه طبق گفته خودشون خرجشون 7000 تا رو هم رد می‌کنه. پس همه‌چی بستگی به شرایط شخص داره و علاقه‌مندیهاشون.

مورد بعدی کمک هزینه‌های دولت استرالیا هستش که بیشتر شامل کسانی می شه که بچه دارن. در واقع دولت به شما کمک می‌کنه که بچتون رو بزرگ کنید و کمکهای خوبی هم می‌کنه. در این مورد تو یه پست جداگانه مطلب می‌نویسم.

جدای از هزینه‌ها یه مورد دیگه هم مالیات هستش که اینجا واقعا کمر شکن هستش و شما وقتی فیش حقوقیتون رو می‌بینین ممکنه یه سکته خفیف هم بزنین وقتی رقم کسر شده بابت مالیات رو ببینین. اینجا تا 6000 دلار در سال معاف از مالیات هستین. از 6000 تا 37000 میزان 15% مالیات می‌دین. از 37000 تا 80000 حدود 30% و از 80000 تا 180000 میزان 37% مالیات بهتون تعلق می‌گیره. با یه حساب سر انگشتی شما اگه 80000 دلار در سال درآمدتون باشه باید 18750 دلار مالیات بدین. یعنی ماهی بیش از 1500 دلار دارین بابت مالیات به دولت فخیمه پرداخت می‌کنین.

در مورد مالیات هم برنامه دارم بنویسم. اگه وقت کنم!

شاد باشید


 
 
مخارج زندگی
نویسنده : کوروش کبیر - ساعت ۱:٢۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٩ اسفند ۱۳۸٩
 

سلام

بیش از ده ماه از ورود ما به استرالیا می‌گذره و خب تو این ده ماه اتفاقات جورواجور زیادی افتاده. سعی کردیم تو این ده ماه اونجوری که دلمون می‌خواسته زندگی کنیم و از امکانات اینجا استفاده کنیم. از تعطیلیها به نحو شایسته استفاده کردیم و شهرهای زیادی رو دیدیم. جاهای دیدنی زیادی رو هم رفتیم و دوستان خوبی هم پیدا کردیم. بد ندیدم یه مقدار هم در مورد هزینه‌ها بنویسم:

1. اجاره خونه. تقریبا کمتر از 350 دلار در هفته نمی تونین خونه یا آپارتمان مناسب پیدا کنین. یه خونه متوسط به بالا بدون امکانات (Unfurnished) حدود 400 دلار در هفته. اگه خونه یا آپارتمان Furnished بخواین که برین بالاتر. البته سیل اخیر در افزایش قیمت اجاره بی تاثیر نبوده. می‌شه ماهی حدود 1800 دلار

2. رفت و آمد: من هفته‌ای حدود 35 دلار هزینه رفت و آمد به محل کارم می شه با اتوبوس. خانمم هم هفته‌ای 18 دلار (با استفاده از تخفیف دانشجویی) هزینه رفت و آمد می‌ده. می‌شه ماهی 230 دلار

3. خورد و خوراک هم ما برای سه نفر ماهی 1100 دلار هزینه می‌کنیم. البته مهمون بازی هم داریم.

4. برق ماهی 100 دلار

5. تلفن و دو خط موبایل ماهی 190 دلار

6. ماهی 400 دلار هم می‌زاریم برای خریدهای متفرقه مثلا اگه چیزی ببینیم که خوشمون بیاد شامل لباس و اسباب بازی و ظرف و ظروف و ...

7. من ماهی 800 دلار قسط ماشین رو می‌دم. برا خرید ماشین 25000 دلار وام گرفتم.

8. اگه حساب کنیم ماهی 1500 کیلومتر میانگین با ماشین را برین و متوسط مصرف هم 10 لیتر در صد کیلومتر باشه می‌شه ماهی 150 دلار.

9. سالی 660 دلار هزینه بیمه شخص ثالث و Registration ماشین هستش یعنی ماهی 55 دلار.

10. سالی 800 دلار هزینه بیمه بدنه ماشینه یعنی ماهی 65 دلار

11. سالی دوبار بخواین ماشین رو سرویس معمولی کنین مثل تعویض روغن و فیلتر و بازدید لاستیک و ... (البته اگه بخواین از جاهای رجیستر شده استفاده کنین که گارانتی ماشین باطل نشه) می‌شه 400 دلار یعنی ماهی 35 دلار.

12. فرض می‌کنیم تصادف نکنین و هزینه‌ای بابت تعمیر ماشین (حداقل تو یکی دو سال اول) متحمل نشین.

13. مدرسه بچه حدودا سالی 600 دلار هزینه داره یعنی ماهی 50 دلار.

 

اگه یه جمع بزنیم چقدر می‌شه: حدود 5000 دلار. البته خب البته اگه نخواین قسط ماشین بدین و بخواین صرفه‌جویی هم بکنین تا 3000 دلار هم قابل کاهش هستش.

شاد باشید


 
 
تفریح در بریزبین-1
نویسنده : کوروش کبیر - ساعت ٥:٤۱ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٢ بهمن ۱۳۸٩
 

سلام

خب یکی دو هفته یه مقدار سرم شلوغ بود. راستش شنبه‌ای که گذشت برا فاطمه خانم تولد چشن تولد گرفته بودیم و کلی مهمون بازی و درگیری. البته تلفات هم داشتیم. اینجا!

قبل از اینکه روضه امروز رو شروع کنم لازمه یه مطلبی رو در مورد پست قبلی بنویسم. نمی‌دونم چرا ما عادت داریم به همه‌چی گیر بدیم. ملت همه می‌آن کامنت می‌زارن که نظرت رو در مورد شهرهای مختلف بگو. بعدش هم که می‌گیم و هزار جور قسم و آیه می‌خوریم که بابا این فقط و فقط نظر منه و ممکنه در مورد افراد دیگه و زمانهای دیگه فرق داشته باشه باز بعضی ها کامنت می‌زارن که که چرا مثلا ملبورن آخر لیسته. یه بنده خدایی نوشته بود که خیلی از این کارت ناراحت شدم!

تو این پست می‌خوام یه مقدار در مورد تفریحات سالم در بریزبین بنویسم. البته باز هم در حد اطلاعات شخصی خودم. ممکنه اطلاعات سایر دوستان با اینها مقداری تفاوت داشته باشه.

کلا شاید بشه تفریحات سالم رو به چهار دسته کلی تقسیم کرد:

پارکها و جاهای دیدنی داخل سیتی - شهرها و جاهای دیدنی اطراف - باغ‌وحشها و پارکهای حیوانات - شهربازیها

بحث امروزمون در مورد شهربازیهاست: حتما می‌دونین که بریزبین در نزدیکی گلد کوست قرار داره (حدود 70 کیلومتر) و باز هم می‌دونین که گلد کوست بخاطر تفریحاتش و سواحل زیباش معروفه. تا جایی که ما کشف کردیم تعداد 5 فقره شهربازی اصلی در محدوده بریزبین و گلد کوست واقع شده است.

Sea world, Movie World, Wet'n Wild Wworld, Dream World, Whitewater World

این پارکها با عنوان کلی Theme Parks معروف هستند.

Sea World: این پارک در داخل گلد کوست و در حاشیه دریا واقع شده و شامل یک آکواریوم نسبتا بزرگ از انواع جک و جونورای دریایی هستش. تو این پارک شو های تعدادی از حیوانات دریایی مثل دلفین، شیر آبی و ... برگزار می‌شه. چند تا وسیله بازی از نوع قطارهای پیچ در پیچ،‌پر سرعت و کم سرعت هم داره. محیط بسیار مناسب برای خانواده همراه با آرامش و لذت. البته یکی دو تا از اون قطارها همچین خیلی هم با آرامش موافق نیستن و دل و رودتون رو حسابی به هم می‌زنن.

Movie World: یک شهرک سینمایی با تنوعی از سینماهای سه بعدی و چهار بعدی کوتاه (مثلا نیم ساعته) از نوع اکشن،‌تاریخی، تخیلی،‌... در فاصله حدود 60 کیلومتری بریزبین، همراه با نمایش‌ها و شوهای زنده و باز هم تعدادی اسباب بازی. دو تا قطار داره که من تا حالا جرات نکردم سوار بشم اما از دوستانی که سوار شدن شنیدم که بعد از پیاده شدن حالشون اساسی بهم خورده! یه بازی داره به اسم Scooby Doo که ما اول که سوار شدیم کلی به خودمون فحش دادیم که این مال بچه‌های زیر 5 ساله اما آخرش داشتیم از ترس همراه با هیجان می‌مردیم و همین دلیلی شده که دوبار دیگه پشت هم سوار بشیم! یه دونه قایق هم داره که حسابی حال داد و چند باری سوار شدیم. خوبه واسه همه اعضای خانواده اما تصور می‌کنم پسرهای نوجوون بیشتر باهاش حال می‌کنن

Wet'n Wild: پارک آبی معروف بریزبین-گلد کوست در فاصله حدود 60 کیلومتری بریزبین. همه‌جور بازی آبی از سرسره‌های کوچیک گرفته تا خفن‌ترین بازیهای آبی استرالیا. معمولا چزء شلوغترین پارکها در روزهای تعطیل و تابستون هستش و حسابی و اساسی حال می ده. این پارک کنار Movie World قرار گرفته. یه دونه بازی داره یه چیزی شبیه اسکیت که اگه سوار بشین شاید با شلوار خیس پایین بیاین. من خودم هنوز سوار نشدم! مناسب همه اعضای خانواده شایدم مجرد‌های چشم و گوش بسته!

Dream World: شهر بازی معروف بریزبین-گلد کوست در فاصله 55 کیلومتری بریزبین. پارکهای قبلی همشون یه جورایی بازیهای شهر بازی رو داشتن اما این یکی تخصصی شهر بازی هستش با طیف وسیعی از قطارها،‌بازیهای کودکان،‌بازهای آخر هیجان. یه دونه بازی داره به اسم Tower of Terror که باز هم من جرات سوار شدنش رو هنوز بدست بیاوردم. یه دونه بازی هم هست که شبیه تاب یا همون کشتی صبا هستش با این تفاوت که گرده و آی می‌چرخه و بالا پائینتون می‌کنه به اسم ‍Claw که اگه می‌خواین هرچی خوردین رو پس بدین شاید سوار شدنش براتون مفید باشه (باز هم من سوار نشدم). حالا که دارم اینا رو می‌نویسم دارم متوجه می‌شم چقدر ترسو تشریف دارم! مناسب برای همه اقشار خانواده از کوچیک گرفته تا جوون و پیرمرد. واقعا عالی هستش این پارک!

Whitewater World: یه پارک آبی کوچیکتر از Wet'n Wild اما قابل تامل چسبیده به Dream World

اما بلیط این پارکها چجوریه و چه قیمتی؟

در استرالیا عموما اینجوری هستش که شما برای یک پارک ورودی می‌دین و بعد می‌تونین بصورت نامحدود تا آخر ساعت کاری اونروز از وسایل استفاده کنین. (گفتم عموما! شهر بازیهایی هم هست که شما برای سوار شده به هر وسیله باید پول بدین)

این بلیطهای روزانه معمولا بین 30 تا 45 دلار بازای هر نفره.

 خب اینجوری خیلی زیاد می‌شه. یه حالتی تو شهربازیها و جاهای دیدنی استرالیا وجود داره که می‌آن بلیطهای مدت دار بهتون می‌دن و یه مقدار مثلا 30-50 درصد گرونتره و برای مدت چند وقت (از 1 ماه تا 1 سال با توجه به قیمت) می‌تونین نامحدود استفاده کنین. یه مدل دیگه هم اینه که دو تا یا چند تا پارک با هم یه بلیط می‌فروشن. مثلا بلیط روزانه پارک Dreamworld و Whitewater World مبلغ 60 دلار هستش و شما می‌تونین تو یه روز از هر دو تا پارک استفاده کنین. اما حالت ایده‌آل مخلوطی از این دو تا هستش. یعنی بلیطی بگیرین که مدت دار باشه و شامل استفاده از چند تا پارک بشه. مثلا من سیدنی که رفته بودم یه بلیط گرفتم نفری 50 دلار برای استفاده از آکواریوم، Wild Life و Sydney Tower که تا 3 ماه هم اعتبار داشت.

شهربازیهای بریزبین هم این حالت رو دارن. اینجا پارکهای Dream World & Whitewater World که نزدیک هم هستند بلیطهای مدت دار مشترک می‌فروشن و اون سه تای دیگه Sea World, Wet'n Wild World & Movie World هم با هم هستند. بلیطها هم معمولا شش ماهه (از دسامبر تا جولای) و یا سالیانه ( از آگوست تا جولای) هستش. قیمت بلیطهای سالیانه نفری 100 دلاره و معمولا شش ماهه‌ها نفری 69 دلار. بلیطها رو می‌تونین اینترنتی بخرین و بعد از اولین بازدیدتون بهتون کارت VIP می‌دن که معمولا عکس هم داره و کسی جای شما نمی‌تونه استفاده کنه. شما با داشتن این کارت می‌تونین طی اون مدتی که تو کارتتون درج شده بصورت نامحدود از پارکهایی که بلیطشون رو دارین استفاده کنین و لذت ببرین. یه نکته هم اینه که بعضی از این پارکها فقط به ساکنان بریزبین و شهرهای اطراف و شمال NSW بلیط مدت دار می‌دن.

شاد باشید و سرحال و تپل


 
 
نتیجه‌گیری سفر دور استرالیا
نویسنده : کوروش کبیر - ساعت ٤:٤٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸٩
 

خیلی این سفرنامه طولانی شد. فقط الان می‌خوام یه سری نتیجه‌گیری ها رو بنویسم:

اول از همه هزینه‌ها: ما 4280 کیلومتر راه رفتیم با میانگین مصرف سوخت 8.5 0ترکیب شهر و جاده) حدود 450 دلار هزینه بنزین دادیم.

هتلها برای چهار نفر میانگین شبی 180 دلار. البته غیر از شب آخر همه هتلها 4 ستاره ممتاز بودند. برای دو یا سه نفر این قیمت به 150 دلار هم قابل کاهش هست.

خورد و خوراک: ما تقریبا تمامی مواد اولیه مورد نیاز برای پخت و پز رو با خودمون بردیم و از شر غذای بیرون درامان بودیم.

ورودی پارکها: برای پارک مینیاتور حدود 80 دلار. پارک پرندگان کانبرا 40 دلار. جزیره پنگوئن‌ها حدود 80 دلار. آکواریوم ملبورن (2 نفر) 40 دلار.

یه چند جا مثلا تو مللبورن پول پارکینگ هم دادیم. هزینه دیگه‌ای فعلا به ذهنم نمی رسه.

وضعیت جاده‌ها: از بریزبین تا سیدنی جاده بصورت عمدتا کم عرض با میانگین سرعت پایین. از سیدنی تا کانبرا و بعد تا ملبورن اتوبان بسیار بسیار عالی با سرعت 110 کیلومتر. فکر نمی‌کنم نظیر این جاده از نظر کیفیت تو ایران وجود داشته باشه.

از ملبورن تا بریزبین کیفیت آسفالت خوب. تقریبا 30 درصد مسیر در حد اتوبان قم بقیه بالاتر.

شلوغی جاده‌ها: با توجه به تعطیلات ما انتظار داشتیم جاده‌ها شلوغ باشه. اما در شلوعترین حالت از جاده مشهد خیلی خلوت تر بود.

امکانات بین مسیر: تقریبا هر 40 کیلومتر پمپ بنزین و مراکز خرید کوچیک با امکانات فست فود و سرویس دستشویی وجود داشت و هیچ مشکلی از این نظر (دستشوئی!) احساس نکردیم.

کیفیت هتلها: همونطور که گفتم غیر از شب آخر، همه هتلها از کیفیت و امکانات عالی و ممتاز برخوردار بود.

آب و هوا: ما غیر از روز اول و روز آخر هوای بارانی ندیدیم و از این نظر خیلی شانس آوردیم. البته شهرهای ملبورن و کانبرا و مسیرهای مربوطه خیلی از نظر میزان بارندگی نسبت به بریزبین خشک تر هستند. هوا در ملبورن کمی گرم بود. البته یکی دو روز. بقیه اوقات هوای مساعدی رو تجربه کردیم.

مقایسه شهرها: سیدنی خیلی بزرگه و شلوغ. ملبورن یه مقدار به نظرمون شبیه تایلند یا تو همین مایه ها اومد بسکه چینی و هندی توش ریخته هر چند عارف اون رو با ورامین مقایسه کرده. تو چندین سابرب گشتیم و عمده مغازه‌ها چینی هندی بودند. تقریبا از هر 3 نفر پرسنل جاهایی که ما مراجعه کردیم (مثل پارکها، آکواریوم و ....) 2 نفر آسیایی بودند. کانبرا سایز متوسط و تمیز با خیابونهای پهن و خوشگل بود. استایل شهرسازی مدرنتر و نوسازتر بنظر می رسید. خانمم از کانبرا خیلی خوشش اومد. برا همین یه روز اقامتمون رو تو کانبرا تمدید کردیم. من شخصا اگه بخوام اولویت بندی بکنم (البته با توجه به اقامت دو سه روزه تو این شهرها و نه بیشتر) بریزبین، کانبرا، سیدنی و ملبورن. مطمئنا تجربه سایر دوستان تو این زمینه متفاوت خواهد بود.

-----------------------------

توضیح: قرار بود یه مطلب در مورد سیل بنویسم. خیلی هم روش کار کردم و مطالب خوبی هم جمع آوری کردم. اما زمان کافی برای نگارش ندارم. پس بیخیال می‌شم.

----------------------------

پی‌نوشت: در مورد شهر من صرفا نظر خودم رو گفتم. به قول دامون نه من بچه بریزبین هستم و نه دامون بچه سیدنی که بخوایم بهش تعصب داشته باشیم،‌هرچند اگه بچه اینجا هم باشیم شاید تعصب داشتن بی‌معنی باشه. آتریسا هم جالب گفته که برای هرکی شهری که بتونه توش کار کنه و در نتیجه بتونه زندگی کنه شهر خوبیه. ولی انصافا بریزبین یه چیز دیگسنیشخند

در مورد غذا هم یه مثال براتون می زنم. ما اگه می‌خواستیم در طی 11 روز روزی دوبار رستوران بریم و هر بار میانگین 50 دلار هزینه کنیم (برای 4 نفر) می‌شد 1100 دلار. اما ما با تهیه مواد خام شاید به ارزش 300 دلار مقدار قابل توجهی تو هزینه‌هامون صرفه‌جویی کردیم و از طرفی غذای کاملا سالم و کامل هم خوردیم. ضمن اینکه مواد خام مثل گوشت نیم پز شده بود و آماده کردن غذا زمان زیادی از ما نمی‌گرفت. 


 
 
← صفحه بعد